ماهنامه الکترونیکی رونا: ادبیات مشروطه:يادي از يک خيزش انقلابي

[ م.الف.فرد ]

چهارده امرداد سالگرد انقلاب مشروطه و سالگشت يکي از مهم ترين خيزش هاي اوايل قرن بيستم عليه استبداد لجام گسيخته شاهان خودکامه قاجار است . اين انقلاب که در آمد آن از زمان صدر اعظمي امير کبير و پيش از آن قائم مقام بر وقايع نگاران هوشمند پوشيده نبود ، به همت دلاور مردان آذري از تبريز آغاز و در تهران به بار نشست . درباره رويدادهاي تلخ ويترين مشروطه ، منابع متنوعي در اختيار پژوهندگان اين وادي خطر خيز تفاخر آميز وجود داشته و دارد و لذا از نظر اين نگارنده ، علل و وقايعي که به خيزش مشروطه ياري رساند و علل انحراف آن از مسيري که رزمندگان صدر مشروطه براي آن بپا خواستند ، در حيطه نقد و نظر امروز ما نيست . منظور از اين نوشته ، ادبيات سنجيده و پاکيزه ايست که پس از آن دوران پر افت و خيز ، عرصه قلم را درنورديد و به زايش شعر و نثر چکامه تازه روئيده انجاميد . ادبيات دوره بيداري ايرانيان که زمينه پيدايي آن و دگرگوني فکري – فرهنگي و سياسي و بازتاب آن در ادبيات ، از حدود يکصد و هفتاد سال پيش ، اندک اندک فراهم آمده است در خور پژوهش هاي بسيار و ممارست پژوهشگراني است که تاريخ دويست ساله اخير را در يکا يک ياخته هاي آن سنجيده و پروريده اند . در اين وادي نويسندگان ، منشيان ، مباشران و تذکره نويسان بسياري پديده آمده و طبع آزموده اند . در مکتب امير کبير ، چهره هايي چون ميرزا حسين سپهسالارو محسن خان مشير الدوله پرورش يافتند که اولي براي نخستين بار از قانون و وضع قوانين موضوعه سخن گفت و دومي پايه هاي دادگستري را بر قاعده و قانون نهاد . ميرزا حسن سینکی به روزنامه هاي محدود آن زمان آزادي داد . علي قلي ميرزا اعتضاد السلطنه و فرهاد ميرزا نيز که از شاهزادگان قاجار بودند تحت تأثير فرهنگ اروپا با نشر کتابها و عقب ماندگي مفرط ، رمالي ، فالگيري و خرافات و موهومات را از جامعه آنروز ايران بزدايند .
ميرزا صالح شيرازي نخستين روزنامه فارسي زبان را ( کاغذ اخبار ) منتشر کرد و امير کبير دومین نامه را بنام ( وقايع اتفاقيه)از نشر بيرون داد . ميرزا قاسم خان تبريزي و جهانگير خان شيرازي نيز روزنامه خود را « صور اسرافيل » نام نهادند و براي آن سردبيري چيره دست و نکته سنج و علامه اي بي نظير « دهخدا » را برگزيدند . از همين جا ، زبان فارسي تکانه هاي هوشمندانه اي آغاز کرد و اين تکانه ها ادبيات را در سال هاي وقوع انقلاب مشروطه بارور کرد . شعر از تعقيد و دشواري و تقليد دوران اول و وسطي سلسله قاجار بيرون آمد . کساني چون ابوالقاسم قائم مقام – ميرزا جعفر حقايق نگار – ميرزا حسين فسايي – رضا قلي خان هدايت – شيخ احمد روحي و ميرزا آقا خان کرماني و ديگران نثر را ساده و قابل فهم براي همگان کردند و از آن ميان به همت فتحعلي آخوند زاده و بيشتر دهخدا طنز و لطيفه در قالب فکاهي هاي سياسي و اجتماعي نظير قصه هاي بهلول و ملا نصرالدين و کريم شيره اي و امثال آن زاده شد که در پيرامون آن نا گفته ها گفته ها مي شد و کاستي هاي حکومت بر ملا مي گشت . در زمينه تحولات ادبي پس از مشروطه سخن بسيار است . زايش شعر و نثر معاصر ، شعر نو ، شعر با نظم بي قافيه ، شعر سپيد و امثال آن و پژوهشي همه جانبه در زمينه رويدادهاي ادبي اين يکصد و اندي سال مستلزم صفحات بسياري است که از مشي کوتاه نويسي و ايجاز ماهنامه « رونا » بيرون است . بايد در آينده اما تمامي تحولات و نمونه هاي زنده و تحول گراي شعر و نثر پارسي ، به جوانان و دانشجوياني که پس از انقلاب بهمن 57 پا بر جهان هستي نهاده اند گشوده گردد و اين نيست جز باز کردن صفحاتی که به طور مستمر اين سير تحول گرا را تا آغاز انقلاب بهمن بياغازد . از شماره آينده نمونه هايي از آثار منظوم و منثور دوران بيداري سخن خواهيم گفت و اين فرآيند را رفته رفته به زمان حال پيوند خواهيم داد . تا آن زمان !