ماهنامه الکترونیکی رونا: زنان ایران و هزاره سوم

[ لیلا سعادتی ]

شارلوت ویتون، نویسنده انگلیسی می نویسد: هر کاری زن ها انجام می دهند باید دو برابر خوب تر از آن باشد که مردها انجام می دهند تا به اندازه نصف کار انجام شده توسط مردها مورد قبول قرار گیرد! خوشبختانه این کار زیاد مشکل نیست. نوشته فوق، واقعیتی تلخ است که از دوره های گذشته تا کنون بر پیشانی نیمی از مردم حک شده و تلاش هایی هم که برای کم کردن این نابرابری انجام شده است کافی به نظر نمی رسد. اما این واقعیت تلخ، برنامه نویسان جهانی را در آستانه هزاره سوم وادار به نوشتن برنامه ای برای بهبود این وضعیت کرده است

تا آنجا که یکی از اهداف برنامه هزاره سوم که تا سال 2015 باید تحقق یابد مربوط به زنان و بهبود برابری جنستی است . سال 2006 ششمین سال ورود به هزاره سوم برای دستیابی به اهداف و آرمان های هزاره سوم است اما از آنجا که در کشورها اکثر برنامه ها با تاخیر آغاز می شود، بطور عملی، برنامه ریزی و سازماندهی برای رسیدن به اهداف تعیین شده برنامه سازمان ملل از سال 2003 آغاز شد. سومین هدف از هشت آرمان توسعه هزاره ، بهبود برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان است. در این هدف ، دستیابی به بهبود، برابری جنسیتی ، از بین بردن نابرابری های جنسیتی در تحصیلات ابتدایی، متوسطه و عالی هدف گیری شده است .

دولتمردان و سیاستگذاران کشورها نیز در تنظیم و تدوین برنامه چهارم توسعه سوم با اهداف هزاره سوم ، راهبردها و سیاست هایی را در این زمینه مورد توجه قرار داده اند : - ایجاد فرصت های برابر آموزشی در همه سطوح برای زنان و مردان - بهبود مشارکت زنان در سیاست گذاری ها و فعالیت های جامعه مدنی - توانمند سازی زنان از طریق ارائه آموزش های فنی و حرفه ای - ایجاد تعادل جنسیتی در بازار کار برای پاسخ گویی به افزایش زنان تحصیل کرده - تدوین یک برنامه جامع توانمند سازی درباره حقوق زنان - گسترش نهادهای اجتماعی حافظ حقوق زنان آمارها چه می گویند ؟ طبق آخرین آماری که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتشر شده است، چهار نمودار درباره مسائل زنان ترسیم شده است. نمودار نخست مربوط به تحصیلات ابتدایی، متوسطه و عالی دختران و پسران است در این نمودار ملاحظه می شود که این شاخص از 2/79 درصد در سال 1369 به 1/93 درصد در سال 1381 افزایش یافته است . رشد سریع در نسبت مذکور ناشی از افزایش نرخ ماندگاری دانش آموزان دختر در مدارس متوسطه وورود بیشتر آنان به آموزش عالی بوده است . همچنین نسبت دانشجویان دختر به پسر در آموزش عالی به گونه ای انفجاری از 4/37 درصد در سال 1369 به 5/110 درصد در سال 1381 افزایش یافته است . همچنین نسبت سواد زنان به سواد مردان 24-15 ساله از 9/87 درصد در سال 1369 به 97 درصد در سال 1381 رسیده است . بر خلاف دو شاخص فوق در شاخص های دیگر و فعالیت زنان نسبت به سال های گذشته کاهش داشته است. در شاخص سهم زنان شاغل حقوق بگیر در بخش های غیرکشاورزی رقم 5/10 درصد در سال 1369 به 3/15 در سال 79 افزایش و به 12 درصد در سال 1381 کاهش یافته است .
همچنین کاهش فعالیت زنان در حوزه های سیاسی نیز به چشم می خورد . مجلس هفتم کمترین حضور زنان را نسبت به دوره های گذشته به خود دیده است . درصد کرسی هایی که در سال های 75- 77-79-81 توسط زنان اشغال شده است . رقم بالایی را نشان می دهد در حالیکه این رقم در مجلس هفتم کاهش چشمگیری داشته است. باتوجه به آمارهایی که ارائه شد به نظر می رسد توانمندسازی ایجاد و برابری جنسیتی در جامعه فقط با تحصیلات زنان و ورود آنان به دانشگاهها معنا نمی یابد. همانگونه که اهداف توسعه هزاره به عنوان یک ساز و کار برای رعایت حقوق زنان کافی نیست و فقط نقطه آغازی برای رفع نابرابری جنسیتی است . بنابراین لازم است تبعیض جنسیتی مثبت به نفع زنان و برای کسب فرصت ها و پست های مدیریتی اعمال شود .