ماهنامه الکترونیکی رونا: واینک شماره 2
رونا:در صفر نوشتيم تصميم گرفتيم كه كار بسيار سخت خود را شروع كنيم. در شماره يك نوشتيم ميخواهيم نشريه اي با مطالبي كوتاه وعميق باصفحات كم اما پر بار انتشار دهيم. در اين شماره، دو نكته اساسي پيش رويمان بود. -2 نويسندگان جوان به سرعت از اينكار استقبال كرده ونكات ما را يا رعايت كرده ويا پس از باز كرداندن مطلب به راحتي پذيرفته و آنرا دوباره نويسي كرده و سعي در ارايه نوشته اي بر اساس روش ما كردند. از آنان سپاسگزاريم.
-1 نويسندگان قديمي تر به اين كار ما تن ندادند و بسيار مقاومت ميكنند حتي اجازه حك و اصلاح در مطالب راهم نمي دهند چه رسد به اينكه نوشته را به آنان برگردانيم تا كوتاه وعميق نويسي كنند. ناچار شدیم برخی نوشته های آنان را کار نکنیم. پوزش می طلبیم.
رونا را مي خواهيم محل برحورد انديشه هاي متضاد قرار دهيم .صفحات ما از آن همه آنان است؛ بيايند، زيبا خواهد شد.
جامعه: صفحات حوادث را مي خوانيم؛ پر است از مطالب پيچيده جرم و جنايت و خيانت . به نظر مي رسد ضريب دوستي و گذشت كم رنگ شده و زياده خواهي و اجحاف در جامعه رو به قزوني نهاده. مي بينيم حتا براي مسايل بسيار كوچك، جرم هاي بسيار بزرگي اتفاق مي افتد. بايد براي سالم سازي و امنيت جامعه كاري كرد. همه به فكر باشيم، دير يا زود ممكن است اين مشكل گريبان هركدام از ما را هم بگيرد. بدون اينكه حتي لحظه اي فكرش را كرده باشيم. چرا? براي ما تحليل هاي خود را بنويسيد.
جهان: جنگ، جنگ، جنگ. انفجار، انفجار، قتل عام............... اين جهان به سوي بد سرنوشتي خود را دارد هدايت ميكند. سازمان ملل بسيار ناتوان نشان ميدهد. به نظر ميرسد جهان متمدن امروزي تنها از نظر تكنولوژي متمدن شده اما از نظر تمدن انسانيت نزول وحشتناكي را در حال تجربه كردن است. صلح كه دوستي ورشد مي آورد.
چرا پيشه اين جهان به اصطلاح متمدن نمي گردد. پاسخ وتحليل آن را برايمان بنويسيد.
انجمن صنفي روزنامه نگاران : جامعه كوچك انجمن، نمونه اي از جامعه بزرگ ايران است اين روزها به خاطر جا به جايي قدرت در سطح كلان رقابت عجيبي بين دو جناح مدعي هميشگي پس از انقلاب در انجمن پديد آمده تا نتيجه انتخابات پيش رو را از آ ن خود كنند و هيئت مديره اي را بدست گيرند كه كار سخت هييت مديره هاي قبلي را ادامه دهند. به دست آوردن قدرت در اين انجمن به خاطر ويژگي اي كه شغل روزنامه نگاران دارد و رسانه ها را كه “جريان سازند”، روزنامه نگاران در اختيار دارند. انجمن را به صورت “تشكل مبدا” براي دست گرفتن ديگر مراكز قدرت در آينده در آورده است .تكاپويي به راه است كه مپرس . اما اميد است دست اندر كاران اين تكاپو “رقابت” را با ”دشمني” اشتباه نگيرند.
هر دو جناح معروف گروهي را به دور خود دارند و كوشا در اين امر. نكته اي كه همانند تمامي سطوح ديگر جامعه است، گروهي هستند كه نه اين را قبول دارند نه آن را .مثل سطوح ديگر جامعه. آنان هم مترصد فرصت هستندكه روزي عرض اندام كنند . يعني “نيروهاي سوم” كه در حال شكل گيري است حال كي اين اتفاق بيفتد هيچكس نميداند . مثل كل سطح جامعه ایران. لازم است گفته شود كه سنديكايي هاي قديم مطبوعات انجمن صنفي روزنامه نگاران را بعنوان نهادي كه به جامعه روزنامه نگاري ايران تحميل شده است مي دانند وكمتر حاضر هستند كه خود را انجمني بدانند.
جالب است. يك صنف و اينهمه تفرقه چرا ؟ و باز هم جالبتر اینکه اعضای روزنامه نگار به هنگام دادن لپ تاپ و مجوز طرح ترافیک 2000- 3000 نفر در انجمن در اسرع وقت حضور می یابند. و به هنگام رای گیری برای انتخاب هیأت مدیره و کارهای جدی به ندرت به 250 نفر می رسند. آیا اینان تشکل صنفی خود را با بنگاه خیریه که “آش نذری” می دهد، اشتباه نمی گیرند!؟
باغچه خانه ما: و سر انجام آن هسته آلبالويي را كه با عشق به رويش آن در باغچه خانه نشانده بودم با آب دادن وتيمار سبز شد. درختجه اي حدود يك انگشت. خوشحالم كه ميتوان اين روز ها چيزي را كاشت كه سبز شود. آيا فكر مي كنيد كم چيزي است اين رويش؟
محله : كودك در بغل مادر سر بر شاته اش گذارده بود و به پشت سر او نگاه مي كرد. از دور برايش بوسه اي فرستادم جوابم را با لبخند داد. شكلك در آوردم؛ خنديد. تكرار هر كارم را با لبخند پاسخ مي داد. از كنارشان كه گذشتم به يكباره سرش را به سوي من برگرداند و در حاليكه با انگشت دستش مرا به مادر نشان ميداد گفت: اوووو............. و مي خنديد .يعني او دوست من است. اما اكنون در يك گوشه اي از جهان كودكي همانند او در بغل مادر و لبخند زنان در اثر راكت شليك شده اي از هوا پيمايي و يا يك انفجار انتحاري در حال “پَر، پَر“ زدن است.
شرح بيشتري لازم نيست. پيروز باشيد
