ماهنامه الکترونیکی رونا: شعر، سلاحي در برابر جنگ افروزان!
جهان امروز در حركت به سمت بربريت و توحش در شتاب است. و در هر گوشه از دنياي كنوني ما، سرمايه سالاران فارغ از دغدغههاي انساني، به جنگ و خشونت دامن مي زنند. در اين ميان شاعران و نويسندگان رسالت خطيري بر عهده دارند. برخي از آنان به نظاره پلشتي جنگ مي نشينند تا بعدها به شكلي طبيعي آن را روايت كنند. و برخي ديگر به نفع يكي از طرفين متخاصم، درگير جنگ مي شوند. و از آن حمايت مي كنند. دسته سومي هم هستند كه با استفاده از قلم و انديشه خود در برابر گسترش نظامي گري و جنگ، مقاومت مي كنند.
رابطه متقابل فرهنگ و سياست، رابطه اي ناگزير است. تاريخ فرهنگ جهان نشان داده است كه سپردن سرنوشت فرهنگ به دست سياست، همواره ضايعاتي جبران ناپذير به بار آورده است.
هنرمند، نويسنده يا شاعري كه برعليه جنگ فعاليت مي كند، هنر و انديشه اش را در خدمت يكي از طرفين دعوا و بر عليه ديگري به كار نمي برد. او جريان سومي است كه نه به نفع هيچكدام از دو نيروي درگير جنگ و نه بر عليه يكي فعاليت مي كند. او مخالف نفس جنگ و نظامي گري و كشتار انسان است. اينك جهنمي برپا شده است كه هر يك از طرفين درگيري نظامي، در هر گوشه جهان تنها هواي خود را دارند و در بند خويش اند. شاعران اما، جهان ديگري را نظاره گرند. آنها زندگي را به رؤيا و رؤياهايشان را در آرامشي انساني و طبيعي، به زندگي مبدل كرده و مي كنند. درحالي كه سياست مداران و سرمايه سالاران، براي حفظ موقعيت خود در جستجوي دلايلي ميگردند، شاعران در پي تغيير بنيادين جهان هستند.
و از دل همين انديشه انقلابي آنان است كه هنر، هنري مردمي و براي مردم، هنري كه مخالف سلطه جهاني سرمايهداري و ستم بر جهانيان است، خلق ميشود. شاعران بر روي زمين ايستادهاند، هم خندان و هم گريان و سرمايهسالاران در پي آناند تا از مردار خشونتي كه خود آفريدهاند در آينده سهمي ببرند.
شاعر به دنبال آن نيست كه از بهانههاي سياسي هر جنگي بسرايد يا حتي از آن انتقاد كند؛ او يك نكته را بهتر از هر تحليل و تفسير ميفهمد و آن اين است كه هيچ كس در گير و دار خشونتهاي وحشتناك جنگ، در انديشه انسان نيست. هر طرف در پي توجيه خويش است، يا در انديشه سهمي كه در پايان خواهد برد.
شاعر ميداند كه آزادي هيچگاه نميتواند بر سكوي استبداد بايستد. و هيچ چيز بهجز استبداد از دل ويرانههاي جنگ كنوني خارج نخواهد شد. شاعر در سمت زندگي و حيات ايستاده است. سمت زندگي، سمت مرگ را نفي ميكند. شعر يگانه ابزار شاعر در برابر موج ابزارهاي عظيم جنگي است. شعر انسان ساز است و انسان، زندگي است. نماد آزادي فكر و لطافت بيان در برابر دوزخ سرد كشتار و خشونت جنگ. نمونههاي شعر ضد جنگ و تأثير آن بر روند جنگها در طول تاريخ ادبيات فارسي از هزارههاي پيش تاكنون بسيار است. كه در اين مجال اندك جاي بحث درباره آن نيست. شاعراني مانند حافظ و منوچهري و در عصر حاضر ملكالشعراي بهار (فغان ز جغد جنگ و ؟؟؟؟ او كه تا ابد بريده باد ناي او)، نيما، شاملو و سپهري، اشعار بسياري بر عليه جنگ و جنگ افروزان سرودهاند.
شاعران صلح به هنگامي كه چهرههاي زرد و شكسته انسانها به اشك و خون آغشته ميشود، براي گل ياس ايوان اتاقشان يا شبهاي مهتابي شهرشان شعر نميسرايند. شاعران صلح، امروز چندان كه بايد و شايد ديده نميشوند و در همان رسانههايي كه در اختيار جنگ افروزان است، همواره سانسور شده يا به شكل ديگري معرفي ميشوند. مرگ يك تروريست يا كشف يك مزدور را صدها بار با سرنا و دهل پخش ميكنند، اما شعر يك شاعر گمنام عراقي يا يك شاعر ايراني را براي اشك مادران و خواهران عراق يا كودكان افغانستان، هيچ گاه و از هيچ رسانهاي پخش نميكنند.
چرا كه شعر، صلح است و صلح مانع جنگافروزي آنان. همين است كه جهان در دوراهي عدالت و بربريت، روز به روز به سمت و سوي توحش و بربريت بيشتر حركت مي كند و شاعران، اين ميراث داران فرهنگ بشري، هر روز بيشتر به سمت صلح و حمايت از آن با استفاده از ادبيات و شعر پيش ميروند. هر فرد بشري در هر موقعيت و با هر اعتباري، خود زيرمجموعهاي متأثر از مجموعههاي بزرگ تر محسوب ميشود و تحت تأثير طبقه خود است. طبقاتي كه امروزه در چنبره نظام ميليتاريستي سرمايهداري جهاني اسير شدهاند. بسياري از شاعران مدافع صلح و آزادي اما، از اين قاعده مستثني هستند. آنان متأثر از طبيعت آدمي كه همانا مهرورزي و آشتي است، قرارگرفته اند.
و همواره سعي ميكنند با اشعارشان بر محيط پيرامون تأثيرگذار باشند. بشر امروز در نهايت راهي بجز صلح و آشتي دربرابر ندارد و از جنگ و كشتاري كه اكنون سراسر جهان را فرا گرفته، اين شاعران صلح طلب و مدافع مخالفت با خشونت هستند كه سربلند خارج خواهند شد.
ahmadzahedi@gmail.com
