ماهنامه الکترونیکی رونا: اسلاوميرمرژوك : نمايشنامه نويسي كه خنده را داروي دردها ميداند
اسلاو ميرمرژوك در 26 ژوئن 1930 در كراكوي لهستان چشم به جهان گشود. به عنوان نويسنده نخستين بار قطعاتي از او در يك مجموعه داستاني در سال 1950 به چاپ رسيد و سپس كتابي از او منتشر شد تحت عنوان لهستان در تصوير. اما نخستين اثري كه تا حدودي باعث كسب شهرت او شد، نمايشنامه «پليس» بود كه در سال 1958 نوشت. موضوعي كه در اين اثر مورد بررسي قرار گرفت، بعدها درونمايه اصلي بيشتر آثار او را تشكيل داد.
نمايشنامه پليس او نظرات موافق و مخالفي را برانگيخت و از آنجا كه در آن حاكميتهاي بلوك شرق از سوي جوامع غربي زير سؤال رفته بود، از سوي جوامع غربي مورد بهرهبرداري قرار گرفت و شديداً از جانب آنان تبليغ شد.
نمايشنامههاي مرژوك را ميتوان به دو دوره تقسيم كرد. دوره نخست آثاري هستند كه تا سال 1964 را دربر ميگيرند، يعني تا نگارش نمايشنامه «تانگو» طولانيترين و مشهورترين اثر اين نويسنده. آثار دوره نخست او عبارتند از نمايشنامههايي چون «جاننثار»، «شهادت پيترواوهي»، «بر پهنه دريا» و... اما اجراي نمايش «تانگو» در اواسط سالهاي دهه شصت بزرگترين رخداد تئاتري لهستان به شمار ميرفت.
اين نمايشنامه در ورشو با اجرايي به يادماندني به كارگرداني اروين اگزر، در تئاتر «وسپول چزني» به روي صحنه رفت. نمايشنامه تانگو در تئاترهاي لهستان و بعدها در بسياري از تئاترهاي ديگر كشورهاي جهان نيز اجرا شد. موفقيت مرژوك برقآسا بود اما چندان به درازا نينجاميد. در پي نمايشنامه تانگو، نمايشنامههاي ديگري همسنگ آن نوشته نشد. در اين اثر هر چند ماجرا در خانوادهاي لهستاني اتفاق ميافتد كه فضايي آكنده از وحشت جنگ و خشونت نازيها بر آن سايه افكنده است، ليكن نويسنده با تسلطي درخور توجه، چنان موضوع را بسط و پرورش ميدهد كه اجراي آن در هر ديار و در ميان هر ملتي قرابت و مشابهتهاي ايجاد ميكند و آن را اثري ملموس و آشنا جلوهگر ميسازد، چنانكه گويي ماجرا در آن ديار و بر سر آن ملت اتفاق افتاده است.
ماجراي نمايشنامه «تانگو» در خانه هنرمندي پيشرو به نام استوميل ميگذرد. پسر او، آرتور دانشجويي است كه از شيوه زندگي اعضاي ديگر خانواده و انحطاط اخلاقي آنها خشمگين است. او ديگر نميتواند اين دنيايي را كه همه چيز در آن مجاز است را تحمل كند و تصميم ميگيرد كه ارزشهاي مورد قبول خود را كه بيشتر واپسگرايانه است به آنها تحميل كند. اين اثر از ابتدا تا انتها، كمدي آداب و سنن است و ميتوان آن را تمثيلي اجتماعي در باب تلاشي از ارزشهاي سنتي تعبير كرد.
به هر حال نمايشنامههاي دوره نخست مرژوك عمدتاً آثاري هستند داراي تمهاي فلسفي و سياسي كه در آنها نظرگاههاي نويسنده هرچه كه زمان جلوتر ميرود جاافتادهتر ميشود. اما دوره دوم نمايشنامهنويسي مرژوك، در سال 1968 پس از ماجراي چكسلواكي و دخالت لهستان در اين ماجرا و به دليل مواضعي كه اتخاذ كرد، تبعيد خودخواسته را انتخاب كرد و ديگر به لهستان بازنگشت و از آن تاريخ در پاريس اقامت گزید. چهارتاييها (1967)، غزال (1967)، مهاجران (1973)، سفارتخانه (1981) و آخرين اثر چاپ شده او پرتره (1987)، آثار دوره دوم نويسندگي او را تشكيل ميدهند.
شايد مرژوك در زمره معدود نمايشنامهنويسان لهستاني باشد كه به گونهاي مشخص در تئاتر اروپا ظاهر شده و با سبك و سياق خود در زمره اصحاب تئاتر پوچي درآمده، مرژوك در آثارش مسائل واقعي بشري و بالاخص انسان غربي را به انواع مختلف بررسي ميكند و به شيوهاي منحصر به فرد، اضطرابها و دغدغههاي انسان معاصر را به نمايش ميگذارد. در آثار او فلسفه و نگاه تند انتقادياش همواره در قالب طنز و هجو بيان ميشود. وي معتقد است خنده التيامبخش است و دشمن را بيسلاح ميكند. نمايشنامههاي مرژوك، خنده را هرگز نفي نميكند و از آن هراسي نيز نداشت
