ماهنامه الکترونیکی رونا: بحثي در زمينه ازدواج سالم جوانان

[ احمد فتحي ]

روابط پستويي و روابط مشورتي ، نظارتي ! در شرايطي كه فقط 000/100 سايت هرزه نگاري كودكان در اينترنت وجود دارد و ماهواره در كار پخش فيلمهاي سكسي ، فعال است ، آيا تعطيل نشريه اي با خوانندگان محدود درباره مثلا" ( روابط جنسي و روان شناسي ) راهگشاست ؟ دو دختر جوان، يكي پزشك عمومي و ديگري كارشناس اطاق عمل دعوت مرد جواني را كه او هم پزشك عمومي است مي پذيرند و هر يك جداگانه براي ناهار به خانه او مي روند و هر دو به يك سرنوشت دچار مي شوند . در صفحه حوادث روزنامه ايران 24/8/1384 مي خوانم كه دو پسر جوان با همدستي يك دختر جوان چهار دختر دانش آموز كلاس اول راهنمايي را با تهديد چاقو مي ربايند كه خوشبختانه در فرصتي كه ايجاد مي شود آن چهار دختر فرار مي كنند . در همين صفحه و همين روزنامه دو خبر ديگر نيز به چشم مي خورد، يكي صحنه اعدام مردي را نشان مي دهد كه در شهرستان قزوين خانه فساد درست كرده و زنان و دختران را فريب مي دهد، به آنجا مي برد و از آنها فيلمبرداري هم مي كند . دومي گزارش دادگاه پدري است كه با چاقو به طرف دو دختر خود حمله كرده، يكي را كشته و ديگري را زخمي كرده است و حالا هم پشيمان است و درباره انگيزه اش مي گويد كه CD شركت دخترش را در جشن و پايكوبي ديده است و حالا متوجه شده كه شبيه او بوده است نه خود او. يك خبر ديگر هم برايتان بگويم تا بعد برويم سراغ تحليل اين ماجراها. اين آخري مربوط است به يك دادگاه مطبوعاتي كه چند روز پيش خبرش را خواندم. يكي از نشرياتي كه به اتهامش رسيدگي مي شد مقالاتي داشته است درباره مثلا" « روان شناسي سكس » . مي گويم « مثلا"» از اين روست كه بريده ي آن روزنامه الان روبه رويم نيست و به حافظه ام متكي هستم . خبرها را خوانديد؟ حالا بقيه اش را بخوانيد" مناسبات جوان ها مي تواند بر دوپايه استوار باشد . روابط پستويي و روابط مشورتي و نظارتي . ارتباط پستويي ، همان گفت و گوها و ديدارهاي مخفيانه ي دختران و پسران است، دور از چشم خانواده و بدون نظارت پدر و مادرها كه سكه ي رايج روز است و تبعات و خسارات جبران ناپذير جامعه خراب كن اخلاق براندازي دارد،‌ مثل مورد همان دختران كه به مهماني ناهار رفتند و سر از بيمارستان و دادگاه درآوردند. ارتباط مشورتي و نظارتي اما همان گفت و گوها و ديدارهاي آشكار دختران و پسران است زير نظارت مادران و پدران و در مشورت با آن ها و در فضاي سالم و باز جامعه كه بر خلاف اولي كه پرخطر است، اين دومي بي خطر و كم خطر است و بايد جوان ها را به سمت و سوي آن هدايت كرد. در اين صورت است كه ماجراي پدر دختركش پيش نمي آيد و تعداد خانه هاي فساد كم مي شود و دختران دانش آموز به ندرت در معرض ربودن واقع مي شوند. در شرايطي كه فقط 000/100 سايت هرزه نگاري كودكان در اينترنت وجود دارد و ماهواره در كار پخش فيلم هاي سكسي ، فعال است و CDهاي فراواني نيز در سطح شهرها پخش مي شود، آيا تعطيل نشريه اي با خوانندگان محدود درباره مثلا" « روابط جنسي و روان شناسي » راه گشاست؟ يك راننده سواري چهل ساله ي برخوردار از سواد ابتدايي كه قيافه اش بيش از پنجاه نشان مي داد، من را از تهران به شمال مي برد. حرف مي زد از اين كه از زنش راضي است و عاشق او بوده است و شش ماهي چانه زده است تا پدر و مادر دختره را هم راضي كرده است و آشنايي آن ها پيش از ازدواج هم چند ماهي طول كشيده است و بالاخره به اين جا رسيد كه جوان ها پيش از ازدواج بايد همديگر را بشناسند و به اخلاق و سكنات هم وارد بشوند و همديگر را دوست داشته باشند و بعد ازدواج كنند كه مثل او موفق باشند وگرنه مثل برادرش ناموفق خواهند شد . يادم آمد مدرسه كه مي رفتم، دبيرستان من سرايداري داشت بد قيافه و نخراشيده و نتراشيده . دختركي در همان حوالي بود كه از قضا احساس خوشگلي و خوشتيپي هم مي كرد- نه اينكه نبود، بد به دل راه ندهيد- و از بخت بدكسي مثل خودش خوشگل و خوشتيپ به طورش نخورد ، تا اينكه از بد حادثه زن همين سرايدار شد. چشمتان روز بد نبيند ، من فقط در عالم بچگي شنيدم كه دخترك بيچاره بعد از ازدواج راهي بيمارستان شده است . چرا؟ : براي اينكه آن سرايدار بدبخت تجربه عشقي و جنسي نداشته است و يا راهنمايي در نتيجه سرشار بوده از خشونت و شتاب زدگي . اين را مي دانم كه جوانهاي امروز ما فاصله اي عظيم و باورنكردني با آن سرايدار نگون بخت دارند، هم از جهت تيپ و قيافه و هم از جهت دانش زندگي، اما اينها را مي نويسم تا توجه بدهم كه ازدواج بايد بر پايه احساسات عاشقانه و تفاهم عشقي و جنسي استوار باشد . ازدواج از يك سو " بهشت " و از سوي ديگر « دام » بهشت است و منجر به خوشبختي يعني شكوفايي كامل و هميشگي زندگي مي شود، اگر همراه با كاميابي باشد و دام است اگر كه بدون شناخت عميق دو طرف از يكديگر انجام شود. علت آمار بالاي طلاق فقط اقتصادي نيست ، عامل اقتصادي جزء كوچكي از علت آن است . عامل عدم تفاهم عشقي و جنسي ، علت اوليه طلاق است . بدست آمدن و بدست آوردن تفاهم عشقي و جنسي آيا در تعارض است با قوانين جاري كشور ما ؟ پيش تر گفتيم كه نه ، زيرا عقد چيزي نيست جز توافق اراده دو انسان – زن و مرد – براي بناي يك زندگي مشترك . بگذاريد و بگذاريم جوان ها يكديگر را بشناسند و بعد ازدواج كنند.