ماهنامه الکترونیکی رونا: جهان در گذار به دنياي چند قطبي

[ سيامك طاهري ]

حدود 15 سال از فرو پاشي كشور شوروي و ااردوگاه موسوم به سوسياليستي مي گذرد. در اين سالها چهره جهان دستخوش تغييرات بزرگي شده است. در سالهاي 1990 و 1991 جهاني تك قطبي جامه عمل به خود پوشيد . جهاني كه در آن ايالات متحده آمريكا با بيش از ده هزار ميليارد دلار توليد ناخالص ملي و نيروي نظامي اي كه به تنهايي از قدرتي بيش از مجموع كشورهاي ديگر جهان قوي تر بود، هر كاري كه مي خواست انجام مي داد و هر خواسته اي را بر جهان تحميل مي كرد. حمله به عراق و يوگسلاوي ، رشد اقتصادي مناسب ، رشد جهشي بورس، راي لازم و كافي در سازمان ملل . در آغاز سال 2000 شرايط بار ديگر رو به تغيير نهاد. سقوط سهام ، پايين آمدن رشد اقتصادي ، رشد بيكاري ، پيدا شدن رقباي جديد اقتصادي دراروپا ، چين، هندوستان و حتي سر بر آوردن آرام ولي پيوسته دوباره روسيه. تغييري در جهان لازم بود تا سركردگي آمريكا را بار ديگر تضمين كند. حادثه 11 سپتامبر اين مكان را بار ديگر در اختيار برنامه ريزان نو محافظه كار حاكم برآمريكا قرار داد. نيروي نظامي مي بايست بافت جهان را تغيير دهد. چنين مينمود كه اولين گام با حمله به افغانستان بسيار موفقيت آميز برداشته شده بود. با تصرف افغانستان و سقوط طالبان ، كشورهاي غيرهمسو با آمريكا در زير فشار قرار گرفتند. ايران دست به عقب نشيني هاي ديپلماتيك زد . ليبي علائمي از تسليم شدن نشان داد. عربستان و كويت بيش از پيش به خواسته آمريكا گردن نهادند.عرفات و سازمان آزاديبخش فلسطين هر چه بيشتر تحت فشار قرار گرفتند. روسيه مي كوشيد تاهمراهي خود را با آمريكا نشان بدهد. چين از هرگونه رودررويي با آمريكا پرهيزكرد. سرخوشي ناشي از اين عمل محافظه كاران ، آنان را تشويق به برداشتن دومين گام نمود. حمله به عراق – پرده دوم اينبار هم به نظر مي آمد كه همه چيز بر وفق مراد كاخ سفيد به پيش مي رود. شكست صدام حسين و سپس دستگيري او. در صورت ادامه يافتن اين روند و افزايش چشمگير توليد نفت عراق ، تسلط آمريكا بر نفت جهان گسترش يافت . مهمترين توليدكنندگان نفت خاورميانه يعني عربستان ، كويت و عراق در تور سياست هاي آمريكا قرار داشتند و با اراده آمريكا ميزان سقف توليد را تعيين مي كردند. پيروزي در عراق فشار بر ايران را گسترش مي داد. روسيه و چين را در تنگنا قرار مي داد. اروپا و ژاپن نيز كه به شدت به نفت محتاج بودند، ناچار مي شدند كه سياست هاي جهاني خود را هر چه بيشتر با آمريكا هماهنگ كنند. از سوي ديگر شاهراه هاي اقتصادي منطقه در دستان آمريكا قرار مي گرفت و اين همه به تقويت بيشتر دلار – كه با پيدايي يورو مورد تهديد قرار گرفته بود مي انجاميد. آمريكا پس از جنگ جهاني دوم مقدار زيادي دلار چاپ كرده بود. بسيار بيشتر از مقداري كه اقتصاد آمريكا توان جذب آن را داشته باشد . اين دلارها به كشورهاي ديگر صادر شده و در مقابل آن كالا و خدمات به آمريكا وارد شده بود. اين دلارها در خريد و فروش هاي بين المللي از جمله نقت مورد استفاده قرار مي گرفت . امري كه سقوط دلار و تورم گسيخته در آمريكا را موجب مي شد. پيروزي در يك جنگ مي توانست به تقويت چهره آمريكا به عنوان تنها ابر قدرت جهان بيانجامد و اين يعني تقويت دلار بعنوان پول بين المللي . اما حوادث بدآن گونه كه در آغاز به نظر مي رسيد پيش نرفت. آمريكا در عراق زمين گيرشد. تلفاتش رو به فزوني گذاشتند . به مخارج جنگ روز به روز افزوده شد. در افغانستان نيز درگيري ها از نو آغاز شدند و آمريكا به كمك همپيمانانش بيش از گذشته وابسته شد. در عراق نيروهاي گوناگون هم پيمان آمريكا چون اسپانيا، ايتاليا، اوكراين و ..... زير فشار افكار عمومي مجبور به ترك اين كشور شدد. عراق نتوانست توليد نفت خود را افزايش دهد. جنبش جهاني صلح ابعادي بي مانند يافت . متحدان آمريكا در اروپا – اسپانيا – ايتاليا و ... – يكي پس از ديگري سقوط كردند. حتي بلر به شدت زير فشار قرار گرفت. اعتبار جهاني آمريكا به شدت لطمه ديد. دلار سقوط كرد و ارزش يورو بر آن پيشي گرفت . چين با گام هايي غول آسا به پيش تاخت . روسيه به رشد خود ادامه داد و توانست بدهي هاي خود را پيش از موعد پرداخت كند. كشورهاي آمريكاي لاتين حركت به سمت چپ را آغاز كردند و جبهه جديدي در مقابل آمريكا گشودند. اين وضعيت نمي توانست از سوي آمريكا مورد قبول واقع شود . با از دست دادن اوكراين وضعيت در كشورهاي شوروي سابق به ضرر آمريكا در حال تغيير بود. با حمله اسراييل به فلسطين و سپس لبنان و تهديد سوريه پرده سوم بايد آغاز مي شد. حمله به فلسطين و لبنان – پرده سوم در اين پرده چهره خاور ميانه بايد تغيير مي كرد و از فشار به نيروهاي آمريكايي در افغانستان و عراق كاسته مي شد. در صورت پيروزي اسراييل بر جنبش مقاومت لبنان شامل حزب الله – جنبش امل، حزب كمونيست لبنان و جبهه نيروهاي چپ ، سوريه ، آماج بعدي تهاجم بود . اما اين بار هم محاسبات درست از اب درنيامدند. بيش از يكماه جنگ ، موفقيت اسراييل تثبيت نشد و اسراييل با دادن تلفات سنگين مجبور به پذيرش آتش بس گرديد. در كشورهاي جمهوري سابق شوروي نيز وضعيت در حال دگرگوني است. با شكست به اصطلاح انقلاب نارنجي در اوكراين ، دوري اين كشور ها از آمريكا و نزديكي هر چه بيشتر آنان به روسيه در حال گسترش است. اسه آن در جنوب شرقي اسيا و پيمان شانگهاي در اروپا – آسيا در حال تبديل شدن به قدرت هاي اقتصادي و اقتصادي – نظامي اند . بدين ترتيب با شكست هاي پياپي آمريكا در زمينه نظامي كردن كره خاكي ما چهره ديگري از جهان رخ مي نمايد. در اينده اي نه چندان دور – احتمالا" تا آغاز سال 2020 ميلادي – ديگر آمريكا تنها ابر قدرت جهان نخواهد بود و جهان وارد مرحله چند قطبي مي شود. اما تا آن زمان جهان دوران گذاري را طي مي كند كه در آن هنوز آمريكا قوي ترين كشور جهان است و توان آغاز هر جنگي را دارد . اما به سختي امكان پيروزي را خواهد داشت و هر روز كه مي گذرد اين امكان كاهش مي يابد. بدين ترتيب دوران ما را بايد دوران گذار از مرحله تك قطبي به جهان چند قطبي دانست.