ماهنامه الکترونیکی رونا: سنت آرتو و تاثر معاصر

[ امير نادري باروق ]

تئائري با تصاويري ناب بدون عنصر فيزيكي هنگامي كه «آنتونن آرتو» صحبت از جادوي تاتر مي‌نمايد. شيوه‌اي را مطرح مي‌كند كه اين شيوه خاص ما را تحت تاثير قرار مي‌دهد. او در جستجوي تأتري بود كه خرد استدلالي و روان‌شناسي را تعالي بخشد و به همين دليل از تاثري صحبت مي‌كند كه متكي به زبان فيزيكي و ملموس و در عين حال مستقل از كلام است. زباني كه آرتو به آن اشاره دارد زباني است كه كه ابتدا با حواس به گفت و گو بنشيند و مانند كلام عادي، تنها ذهن را مخاطب قرار ندهد. او معتقد به زبان شعر است و به نظر او شعر فضا شعري است كه قادر به آفريدن تصاويري است كه حالت مادي آنها معادل تصاوير كلامي است. بنابراين او تأتر غرب را مورد نقد قرار مي‌دهد و با اين سوال كه چرا در تأتر به آن مفهومي كه د راروپا متداول است. فقط به محتواي ديالوگ ها توجه مي‌شود؟ چرا غرب قادر نيست به پديده تأتر نگاهي ديگر داشته باشد؟ بحث خود را آغاز مي‌كند. گفتيم كه او از زبان شعر در تأتر سخن به ميان مي‌آورد. پس در ابتدا بايد ببينيم كه اين زبان شعرگونه يعني چه و ريشه‌هاي آن چگونه در ذهن « آرتو» رشد و نمو كرد. آرتو در جايي مي‌گويد: « حرف من اين است كه درتأتر ما كه تحت انقياد بي‌چون و چراي كلام است. اين زبان نشانه‌ها و اشارات، اين پانتوميم خاموش، اين حالات و حركات در فضا، اين لحن و آهنگ ملموس و عيني و خلاصه هر آنچه واقعاً ويژه تأتر است چون خارج از متن و نوشتار است به نظر ديگران ناچيز و حقير انگاشته شده و جنبه پست تاتر را تشكيل مي‌دهد و اكثراً نيز آن را جنبه هنري تأتر مي‌نامند و با كارگرداني و اجرا يكسان مي‌پندارند و اين در صورتي است كه به كارگرداني مفهوم ديگري را نسبت نداده باشند. چون در نظر برخي، كارگرداني تأتر در جلوه‌هاي هنري چشم‌گير و پر زرق و برق مانند لباس و نور و دكور خلاصه مي‌شود. شايد اين تصاوير را به طور كامل درك نكنيم. اما مي‌دانيم كه او در جستجوي تاتري بود كه فرد استدلالي و روان‌شناسي را تعالي بخشد. وقتي سرانجام پي مي‌بريم كه جوهر تأتر نه در روايت يك رويداد و نه در بحث با تماشاگر بر سر فرضيه‌ها است و وقتي مي‌فهميم كه واقعيت تاتر واقعيتي آني است. نه تصويري از زندگي بلكه چيزي نزديك به آن، اين پزسش ذهن ما را به خود مشغول مي‌كند كه پس تاتر آرتو چيست؟ آرتو معتقد است تاتري كه كارگرداني و اجرا، يعني خصوصيات ويژه تاتر را به متن و نوشتار وابسته و منوط سازد، تاتري است ابلهانه، جنون‌آميز و غيرطبيعي و در يك كلام تاتر غربي. او براي حجت مدعاي خويش تاتر بالي را مثال زده و با استناد به ساختار و شكل اين نوع تاتر به اثبات نظر خود مي‌پردازد. زبان فيزيكي تاتر بالي، نكته مهمي است كه توجه« آرتو» به آن جلب مي‌شود. زبان فيزيكي اين نوع تاتر بر پايه و نشانه‌ها استوار است نه واژه‌ها. به اعتقاد او در اين نوع تاتر از همه حيرت‌انگيزتر و جالب توجه‌تر آن ذهن‌گرايي انديشمندانه‌اي است كه در تار و پود فشرده و ظريف حركات و در زير و بم متنوع صداها مي‌تپد. عناصر نمايش در تاتر بالي، صورت‌هايي ملموس و حروفي تاتري‌اند كه در الفبايي از نشانه‌ها جاي مي‌گيرند و اهالي« بالي» هر جاي دنيا كه باشند آن نشانه‌ها را مي‌فهمند. اما« آرتو» اين نشانه‌ها را به عنوان نشانه‌هاي كيهاني تفسير مي‌كند. اگر آرتو ابزارهاي لازم را در اختيار داشت مي‌توانست روياهايش را عملي كند. او در روزگار خود توان پيشي گرفتن بر ديگر نوآوران را داشت. چرا كه اين قدرت و جسارت را داشت كه ب خلاف جريان منطق نطقي حركت كند. همه اين‌ها مي‌توانست اتفاق بيافتد، اما هرگز چنين نشد.