[ شفيعي كدكني ]
ماهنامه الکترونیکی رونا: گلدانه های ایران
دريا
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
كارام درون دشت شب خفتهست
دريايم و نيست باكم از توفان
دريا، همه عمر، خوابش آشفتهست
شفيعي كدكني
(م سرشك)
1346- تهران
دريا
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
كارام درون دشت شب خفتهست
دريايم و نيست باكم از توفان
دريا، همه عمر، خوابش آشفتهست
شفيعي كدكني
(م سرشك)
1346- تهران
سفر بخير
- « به كجا چنين شتابان؟»
گون از نسيم پرسيد
- دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداري
زغبار اين بيابان؟
-« همه آرزويم، اما
چه كنم كه بسته پايم....»
-« به كجا چنين شتابان؟»
- به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
-« سفرت بخير! اما، تو و دوستي، خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،
به شكوفهها، به باران
برسان سلام ما را. »
