ماهنامه الکترونیکی رونا: يادداشتي پيرامون ادبيات كارگري
ادبيات كارگري در ايران را بايد جدا از مباحث "هنر براي هنر" و يا "هنر براي مردم" دنبال كرد، چرا كه بدون درافتادن در دام شعارهاي سياسي يا اطناب ممل مباحث هنري، بهتر آن است كه درباره ادبيات موجود طبقاتي گفتگويي واقعي شود (واقعيتي كه خصلت ادبيات كارگري نيز هست)متاسفانه تريبون غالب اين گفتگو در دست جناحي است كه با ادعاي رد كامل ادبيات ايدئولوژيك، با دوري از هرآنچه كه در جهت پيكارهاي طبقاتي بوده، خود را مبرا از هر نوع موضعگيري اجتماعي - سياسي ميداند و ادبياتاش را عين بيطرفي، درحالي كه اين بيطرفي خود در دام خواستهاي سرمايهداري گرفتار است.
و اگر به تنهايي ادبياتي ايدئولوژيك هم نباشد، ادبياتي مصرفگرا و البته بيمحتوا خواهد بود. چرا كه در خدمت نظام سرمايه قرار دارد و اتفاقاً همين سرمايهسالاران هستند كه در پناه انواع انجمنهاي ادبي و انواع جوايز ادبي و انواع ديگري از دغلبازيها، سعي در ترويج ادبيات اختهي خود با تريبونهاي غالب كنوني دارند.
كارگران به عنوان يك طبقه اجتماعي، هنر و ادبيات ويژه خود را دارند. همانطور كه سرمايه داري هم ويژههاي خودش را پرورده و ميپراكند. ادبياتي كه طنز تلخ سختي كار را با نفرت از كار مزدي و بيگانگي با آگاهي و براي آگاهي بخشي بيان ميدارد، ادبيات كارگري است. و نه آن دروغهايي كه كار مزدي را فرايندي ناگزير و حتا مقدس ميشمارد كه در روند آن كارفرما حق دارد از بهره كار كارگران، سودي بيشتر ببرد. و با پاداشهايي خيالي ارباب - رئيس كارخانه را، نيكوكاري ميداند كه به كارگران صدقه ميدهد و احياناً ثواب هم ميبرد (و اين و مانند اينها مواد خام تمام ادبيات سرمايه داري است).
ادبيات كارگري ادبياتي است كه زندگي و حضور موثر نيروي كار و كارگران را در مقابل سرمايه و سرمايهدار به تصوير ميكشد؛ فارغ از اينكه خالق اين ادبيات خود كارگر باشد يا نه...
برخلاف گذشته نميتوان بهصرف حضور پتك و چكش، و يا حضور شخصيت يك كارگر شيك (كه از قضا عاشق دختر كارخانهدار هم ميشود) در يك متن، آنرا ادبيات كارگري ناميد. ادبيات كارگري كه خلاق و زنده باشد، بايد سيماي زندگي و مبارزات اين طبقه را در جهت نمايش تضاد و كشكمش كار و سرمايه نشان دهد، يا خود جزئي از اين تضاد قلمداد شود!
در جامعه ما حساسيت نسبت به مسائل كارگري پائين است. ادبيات كارگري كه همواره در حاشيه قرار گرفته است، ميتواند علاوه بر ايجاد كنش در جامعه نسبت به مسائل كارگري، همانند تريبوني براي بيان دردها و آلام كارگران عمل كند. حتا ميتوان با نشر اين ادبيات در كتابهاي درسي (كه جاي آغاز هر تغيير و ساخت زيربناي فرهنگي جامعه آنجاست) دانشآموزان را آگاهتر كرد.
ادبيات اصيل كارگري (كه اصالتش نه از جنس موروثي سرمايهسالاري، كه ار نوع انساني و طبيعي باشد) ميتواند تاثيراتي بنيادين بر فرهنگي كه ساختش، ساخت واقعي جامعهاي است مملو از تضادها، جامعهاي بيمارگونه كه در حركت جبري خود، در مرحله برزخي ايستاده است، بگذارد. و ضمن جستجوي راه حل تضادها، در گذر از برزخ كنوني، از خشونتهاي احتمالي درگيري طبقاتي با زبان ساده خود (زباني كه در خور فهم عام است) بكاهد.
ادبيات كارگري امروز با اينكه تاريكي را ميدان دار ميداند، ولي اخگرها و ستارهها را نيز ميبيند. به جاودانگي سياهي باور ندارد. آسمان را هرگز بيستاره نميگذارد. زيرا آسمان هرگز بيستاره نيست...
ادبيات كارگري، ادبيات آگاهي است.
آنگونه كه اراني هنر را تعريف ميكند (تعريفي كاربردي، همسو با تعريف تولستوي) هنر وسيله اجتماعي ساختن احساسات است. از همين رو ادبيات كارگري كه مستقيماً از دل گستردهترين طبقه اجتماعي موجود، براي بيان عاطفي جهانبيني اين طبقه شكل گرفته است، فارق از تمام صور و انكسارهايش، ناب و هنري قلمداد ميشود.
نمونههاي بسياري از هنر و ادبيات كارگري ايران در دوره معاصر را ميتوان نام آورد، ازجمله نمايشنامه "عباس آقا كارگر ايران ناسيونال" از سعيد سلطانپور، يا آثار نويسندگان و شاعراني چون: صمد بهرنگي، علياشرف درويشيان، احمد شاملو، سيد علي صالحي و...
ادبيات كارگري با گسترش روزافزون اين طبقه و آگاهي اين طبقه و خواست نيازهايش، شكلي متكاملتر و عيني تر ميگيرد. ادبيات كارگري، ادبيات شرح و بسط فقر نيست. ادبيات زوال سرمايهداري است. هرچه مبارزه طبقاتي در جهت شناخت و اضمحلال تضادهاي موجود عميقتر ميشود، اين ادبيات نيز متكاملتر ميشود.
ابزار امروزي ارتباطات، مانند اينترنت و ماهواره ميتوانند در اختيار طبقه كارگر قرار داشته باشند و در اختيار نشر و بسط ادبيات كارگري، اين ابزار زبان جديدي را در توليد متون كارگري ايجاب ميكند كه رو به همهگيري است. ادبيات آينده ادبيات كارگران است.
منابع:
1. پوريا - مهدي / آواي كار - شماره 7و6 / آبان 1382
2. شعاعيان - مصطفا / هنر و اراني - يك مقاله / بهمن 1354
3. افراشته - محمد علي / پابرانده گيلهمرد - انتشارات انديشه صومعه سرا
