[ فلزبان ]
ماهنامه الکترونیکی رونا: * گل باتوم *
به باتوم خورده گان كارگر به ويژه كارگران فرش البرز
پير ما گفت:/ « گل عزيز است/ غنيمت شمريدش صحبت.»/مژده اي پير كه در اين دوران/ تن پولادي كار/گل داده /بر سر و /ينه و كتف و كمرش گل زاده/گل كه روييده به جان و تن ما /جنس ش از جنس همه گل ها نيست/نيست چون نرگس مست و به زبان سوسن نيست
نه بنفشه ست كه تا –
مژده آرَد ز بهار
بل بنفش است و كبود
گر چه رندي و نظر باز و خراب و عاشق –
و به خوبي مي داني
« هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت.»
گل باتوم ولي هيچ نمي داني چيست.
آن گل سرخ كه با شاهد شوخ
بنشستي به برش، باده زده مست شدي
گلِ مُلك شيراز است
گل باتوم آما
گل باغ عفَن سرمايه است
كه به پرپر شدن غنچه ي ما مي خندد
گل باتوم اما
دهني خون آلود است
كه به فرياد بلندي مي غرد
و به فرداي خودش مي انديشد. فلزيان / مهر 85
