ماهنامه الکترونیکی رونا: سنديكا مردميترين نهاد مدني
اصل26قانون اساسي داير به آزادي تشكل و خوداري از هر نوع دخالت در كار آنهاست. سنديكاهاي كارگري به عنوان فراگيرترين تشكل مستقل كارگري كه از مبارزه دائمي كارگران براي بهبود شرايط دشوار كار و زندگي است، شكل ميگيرد. با آنكه امروز بيش از2قرن از مبارزه پيگير كارگران مي گذرد، موجوديت سنديكاهاي كارگري در بسياري از كشورهاي سرمايهداري به رسميت شناخته شده، متاسفانه در كشور ما اين مسئله هنوز مورد مناقشه است. با توجه به صنعتي شدن كشور در چند دهه اخير، رشد آگاهي كارگران رو به فزوني و گسترش گذاشته است. طبقه كارگر نه فقط از نظر تعداد كه از نظر نقش تعيين كننده آن در روند توليد به يك قدرت اجتماعي تبديل شده است.
با توجه به صنعتي شدن كشور در چند دهه اخير، رشد آگاهي كارگران رو به فزوني و گسترش گذاشته است. طبقه كارگر نه فقط از نظر تعداد كه از نظر نقش تعيين كننده آن در روند توليد به يك قدرت اجتماعي تبديل شده است. به همين دليل اين قدرت زماني ميتواند بر زندگي اجتماعي خود تاثير داشته باشد كه سنديكاها با بهرهگيري از وسيعترين اقشار زحمتكش و مزدبگير شكل گيرند. آنجه كه ما را وا ميدارد تا از سنديكا به عنوان تنها تشكل كارگري اصيل دفاع كنيم ويژگيهايي است كه از آن نام خواهيم برد.
1- درهاي سنديكا به روي همه مزدبگيران، صرف نظر از عقايد سياسي- فلسفي- مذهبي- قومي- نژادي و يا جنسيتي باز است.
2- استقلال سنديكاهاي كارگري مانع از همبستگي آنان با جنبشهاي اجتماعي مترقي براي پيشرفت اجتماعي و حق حاكميت ملي و عذالت اجتماعي نيست، اما اين پيوند و همبستگي نبايد به محدود شدن عمل سنديكا منجر شود و يا به استقلال و خصلت مردمي آن خدشه وارد كند.
3- سنديكا تشكل پايهاي كارگران در تمام واحدهاي توليدي و خدماتي است كه وظيفه آن متشكل كردن كارگران در دفاع از منافع آناني است كه با دسترنج خود زندگي ميكنند.
4- سنديكا هميشه بر مواضع طبقه كارگر تكيه كرده پيگيرانه و اصولي بدون هر گونه سازشكاري از منافع كارگران در برابر كارفرما و دولت دفاع ميكند.
5- سنديكا از طرف كارگران بطور آزاد و داوطلبانه تشكيل ميشود.
6- سنديكا بنابر ماهيت خود خصلت دموكراتيك دارد كه موجب ارتقاي آگاهي كارگران و جايگزين خرد جمعي بر اقدامات و تصميمگيرهاي فردي و گروهي ميشود.
7- اساس دموكراسي سنديكايي به نتايج زير منجر خواهد شد:
الف) بين اعضاي سنديكا روابط نزديك برقرار ميگردد.
ب)اعضا در اتخاذ سمتگيريها و تعيين خطمشي سنديكايي مشاركت فعال دارند.
ج) اعضا در تمام سطوح فعاليتهاي سنديكايي سهيم هستند.
فعاليت سنديكايي در كارگاه يا واحدهاي توليدي و خدماتي يكي از عوامل عمدهاي است كه به زحمتكشان امكان ميدهد اشتراك منافع خود را دريابند. بنابراين كارگران هر جا هستند سنديكا آنجاست.
پس بر فعالان سنديكايي است كه نزد كارگران بروند و منتظر آمدن آنها نباشند. با ترويج و تبليغ به بالا بردن سطح آگاهي هر چه بيشتر كارگران بپردازند. كارگران بيش از هر كجاي ديگر، در جريان فعاليت سنديكايي است كه آموزش ميبينند. با چنين آموزشي است كه فعالان سنديكايي شناخت و تجربه لازم را براي ايفاي وظايف و مسئوليتهاي بزرگتر اجتماعي و طبقاتي خود بدست ميآورند. آري، به واقع سنديكا مدرسه آموزش كارگران و مردميترين نهاد مدني است.
- سنديكا بزرگترين تشكل جهت احقاق حقوق صنفي و اقتصادي و ارتقاي حرفهاي اعضاي خويش است. سنديكاها در عين صنفي بودن قادرند نقش موثري در دمكراتيزه كردن جامعه ايفا كنند. سنديكاهاي استوار نه تنها معارض حكومتها نيستند بلكه حتي ميتوانند بخشي از وظايف دولت را بر عهده گرفته و بدينسان در پيوستگي توسعه جامعه رو به تكامل نقش موثري داشته باشند.
