ماهنامه الکترونیکی رونا: رشد جمعيت و رابطه آن با رفاه عمومي

[ م-اسفندیارفرد ]

نزديك به دو سه دهه مي‌گذرد كه پژوهشگران جمعيت نگراني خود را از رشد فزاينده ساكنان كره خاكي ما و آينده جهان ابراز كرده‌اند. امروز دو ميليارد از6ميليارد را ساكنان كرة زميني در فقر نسبي و مطلق زيست مي‌كنند و كورسويي در افق آينده آنان نيز به چشم نمي‌خورد. زماني«مالتوس» در پاسخ به كسانيكه آينده جهان را با افزايش متواتر جمعيت تيره و تار مي‌ديدند اظهار مي‌داشت كه هر دهاني براي خوردن، دو دست نيز براي كاركردن دارد. از نيمه دوم قرن بيستم و در بستر جهش‌هاي شگفت انگيز علم و تكنولوژي، اين سخن به شوخي بيشتر شبيه بود تا يك نظرية علمي، زيرا ديگر دست‌ها براي كاركردن به كار نمي‌آمد. كار صدها ميليون دست را، ماشين‌هاي اتوماتيك كه با انرژي برق به كار مي‌افتاد انجام مي‌دادند.

با فشار يك تكمه، چرخ‌ها، اهرم‌ها و نقاله‌ها كار صدها كارگر را انجام مي‌دادند و تازه اين اول كار و نشانگر تحولات عظيم علمي آينده بود. كشف ذرات بنيادين پس از جاذبه نيوتني يكبار ديگر جهان را تكان داد و هنوز دو دهه نگذشته بود كه عصر الكترونيك آغاز شد و اين يكي از شديدترين تكانه‌ها در دهه‌هاي آخرين قرن بيستم بود. اگر ادوات دستي كشاورزي در قرون وسطي ميليون‌ها كشاورز را در دوران فئوداليزم به كار واداشته بود، با ساخت چنگك آهنين و ورزوهاي زورمند و گاو آهن،‌كاربر روي زميني آسان‌تر شد و آنگاه بيل‌هاي مكانيكي، تراكتور، كمباين و ديگر ادوات شخم و برداشت زمين، دست‌هاي زحمتكش كشاورزان را براي شيار زمين‌هاي بكر، بيكار و بي‌ثمر كرد. دوران ظهور و شكوفايي صنايع نيز بدينگونه بود. زماني دست‌هاي كاوندة كارگران هزاران دوك را مي‌ريسيد تا پوشاك جماعتي را فراهم آورد. امروز ماشين‌هاي عظيم بافندگي، هزاران بازوي كارگري را از چرخة توليد خارج كرده است. كارشناسان جمعيت وحشت خود را از آينده نزديك پنهان نمي‌كنند. آينده‌اي كه روبات‌ها و بازوهاي خودكار، كارگران متخصص صنايع پيشرفته زا نيز از چرخه توليد بيرون اندازند. پس سيل بنيان كن توالد و تناسل نسل بشر به كجا خواهد انجاميد؟ كمي به گذشته دور باز گرديم.
از زماني كه گله‌هاي اولية انساني در غارها مي‌زيست و مرز و حدي براي كوچ و اسكان اين گله‌هاي سرگردان نبود و حدود و ثغور سرزمين‌ها بر اساس قوميت و مليت‌هاي گوناگون شكل نيافته بود، عنصر انساني در خلايي ميان زندگي بهيمي و شعور بشري در نوسان بود. تعدد نفري، تنها مي‌توانست قدرت مقابله با تهاجم نيروهاي مرموز طبيعت و يورش بي‌امان حيوانات را افزايش دهد. با گذشت ساليان دراز مرزهاي ملي با اقوامي كه از سرزميني به سرزمين ديگر كوچ مي‌كردند شكل گرفت و حكومت‌هاي بسياري در سراسر جهان پديد آمد و كشورها با قوميت‌هاي معين بنا نهاده شد. آنگاه جنگها آغاز شد تا گسترة تعلقات سرزميني افزايش يابد و جماعت مانده در حصار مرزها قادر باشند از ثروت طبيعي ديگران بنفع خود بهره گيرند. در اين جا عنصر عددي جمعيت مرز تعيين كننده پيروزي بر قوميت‌هاي ديگر بود. به تدريج تمدن‌هاي گوناگون شكل گرفت و عنصر جمعيت اهميت فزونتري يافت. در بابل، آشور، مصر، سوريه و اكد، يونان و ايران و ساير تمدن‌هاي باستاني. تعدد عناصر جنگي از يك سو و هوشياري فرمانروايان و فرماندهان نظامي از سوي ديگر ضامن پيروزي بود. ايران و رم از اين هر دو عنصر در بسط امپراتوري خود بهره فراوان بردند. پس عنصر عددي جمعيت در اعصاري كه گرز و زوبين و تير و كمان و فلاخن و منجنيق سلاح‌هاي مرسوم روز بود، مي‌توانست از اهميت در خور توجهي برخوردار باشد. در اين عصر از كار رايگان بردگان و اسراي سرزمين‌هاي مجاور براي كار در زمين و پيكار با دشمن استفاده مي‌شد. سپس دوران فئوداليزم به عنوان فرماسيون اصلي اقتصادي و اجتماعي انسان، با چرخش معين و تفاوت‌هايي اندك پديد آمد. در اين زمان نيز عنصر عددي جمعيت براي كار بر روي زمين و تامين خوراك جماعات شهر و روستا و ارزاق و سور و سات سربازان امري حياتي بود. آنگاه عصر صنعت و استفاده از ابزار پيشرفته فرا رسيد. كشف باروت، نيروي برق و به تبع آن ماشين‌هايي كه با اين نيرو به كار افتادند. علم و حيات بشري را وارد دوران نويني كرد و صف كارگران صنعتي پديد آمدند. كارگران به جهت پيشرو بودن در ساخت و توليد فرآورده‌هاي صنعتي و پيوستن گروه كثيري از آنان به چرخه توليد به نيروي عظيم و تعيين كننده تبديل شدند و تئوري حكومت كارگران و كشاورزان پديد آمد. عنصر عددي جمعيت هنوز مي‌توانستن معادلات پيروزي يا شكست را رقم زند. بدينسان بشر وارد عصر شكوفايي علم و تكنولوژي شد. قرن بيستم قرن اخترعات شگفت‌انگيز بود. در حال حاضر اما، سرنوشت انسان به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد. عنصر جمعيت كه تا نيمه دوم قرن بيستم قادر بود با برنامه ريزيهاي دقيق علمي چه در كار و چه در بيكاري بر حريفان تفوق يابد. دهه هفتم قرن بيستم به عنصري زيان‌آور تبديل شد.
اگر زماني كارگران و كشاورزان مي‌توانستند با اتحاد جهان را مسخر سازند اكنون اين روبات‌ها، بازوهاي خودكار و نرم افزارهاي هوشمندند كه در كار تسخير جهانند. آينده چنان نگران كننده است كه همه كشورهاي جهان براي نجات از فشار جمعيت، رهايي از گسترش فقر و بيكاري وجبران كمبود منابع در عرصه‌هاي زيستي در جست و جوي راهكارهاي عملي دستيابي به جمعيت كم و رفاه بيشترند. دو كشور معجزه‌گر اقتصادي پس از جنگ جهاني دوم يعني آلمان و ژاپن فرايند توالد خويش را به نقطه صفر رسانده‌اند و با اين حال به دليل تكنولوژي برتر و به كار گرفتن بازوهاي خودكار كامپيوتري با رشد فزاينده بيكاري كارگران مواجهند. در چنين شرايطي سخن گفتن از ازدياد جمعيت و فرزندان بسيار چه معنايي دارد؟ زماني ناپلئون مي‌گفت سربازان گوشت‌هاي دم توپند زيرا با انهدام فوج‌هاي سرباز جنگجويان ديگري جاي آنها را مي‌گيرند. امروز با فشار يك تكمه توسط تنها يك خلبان و يا انفجار چاشني يك موشك مجهز به سلاح اتمي ظرف چند دقيقه شهري ميليوني به تلي سوخته مبدل مي‌شود.
سطح نازل فرهنگ در كشورهاي رشد نايافته ميليونها كودك گرسنه و مردان و زنان بي‌خانمان را در فاصله كوتاهي از مرگ و يك زندگي نكبت بار رها ساخته است.
جهان به سمت و سوي يك فاجعه دردناك و مخرب‌ترين بمب آينده يعني رشد توقف ناپذير جمعيت پيش مي‌رود. تصور انفجار چنين بمبي در آينده‌اي نه چندان دور سازمان ملل و كشورهاي رشد يافته را به اتخاذ روش‌هاي عملي مبارزه با رشد جمعيت واداشته است. اما آيا چنين تدابيري كارساز است؟ از آن جا كه جهان كنوني ما همانند جزيره‌اي به هم پيوسته است نمي‌توان به گرد كشورها حصار آهنين كشيد. انسان‌هاي نيازمند و محروم به هر طريق ممكن به سمت سرزمين‌هاي آباد و آزاد كشيده مي‌شوند و مرزهاي شناخته شده بين‌المللي از هجوم صدها ميليون بيكار و آواره كشورهاي فقير در امان نيست. در چنين شرايطي سخن گفتن از ضرورت رشد جمعيت در كشوري كه خود با موج فزاينده بيكاري جوانان سطح نازل زندگي فرار روزافزون مغزها وجود ميليونها انسان زير خط فقر و فاصله نجومي با استانداردهاي رفاه روبروست چه معنايي دارد؟ محصول كدام تفكر. كدام استراتژي و كدام هدف متعالي است؟ به عنوان نمونه به بنگلادش نگاهي گذرا بيافكنيد! 144 ميليون جمعيت با چهره‌هاي تكيده و رقت‌انگيز و جثه‌هاي نحيف و خشكيده مردگاني متحرك، اقتصادي ضعيف و جامعه‌اي فراموش شده، با آنكه اين كشور با شيوه‌هاي دمكراسي اداره مي‌شود و براي استقلال خود سال‌ها مبارزه كرده است در معادلات جهاني هيچ نقشي ندارد.
به ندرت نامي از اين كشور پر جمعيت در خبرگزاري‌ها برده مي‌شود. مگر در شورش ناگهاني و مرگ صدها نفر و يا انتخابات پر تنش كه ناگزير گوشة تنگ و تنكي از يك خبر را به خود اختصاص دهد. به جز مجيب الرحمان كه رهبر استقلال اين كشور بود و يا خالد ضياء زن مبارزي كه با انتخابات آزاد به نخست‌وزيري رسيد نامي از شخصيتي برده نمي‌شود. سهم اين كشور در علم و دانش تكنولوژي، هنر، ورزش و هر آنچه عرصه پر هياهوي خبري جهان را هر روز انباشته مي‌كند. ناچيز و نزديك به صفر است. اين كشور در فشار جمعيت از نفس افتاده است. آنگاه پس از اين نگاه، بررسي اجمالي رشد تكنولوژي، تمدن، رفاه عمومي در كشورهايي با جمعيت زير ده ميليون نفر نظير سوئد مي‌تواند براي اين بررسي و مقايسه مفيد و عبرت آموز باشد.