ماهنامه الکترونیکی رونا: اضافه کار ...
شیطنت 1کارمندی نامهای به رئیس خود نوشت و تقاضای اضافه کارکرد رئیس در ذیل نامه او چنین پاسخ داد : آقای عزیز! هرسال 365 روز دارد و شما هر روز به طور متوسط 6 ساعت کار میکنید یعنی یک چهارم سال که عبارت است از 92 روز هر هفته یک روز جمعه دارد که در سال میشود 52 جمعه و باقی میماند 40 روز پنجشنبهها دو ساعت زودتر مرخص میشوید که در سال تقریباً 4 روز میشود و میماند 36 روز. هر سال حدود 16 روز به مناسبت جشن یا عزاداری تعطیل رسمی است و بدین ترتیب میماند 20 روز سالی لااقل 15 روز مرخصی میگیرید که باقی میماند 5 روز و هر سال 5 روز بدون شک مریض میشوید که باقی میماند صفر. بنابراین از روی حساب و منطق ملاحظه میکنید که در طول سال هیچ کاری نمیکنید آیا با این ترتیب باز هم مطالبه اضافه کار دارید؟
شیطنت 2ارزش دانش لولی(1) با پسر خود ماجرا میکرد(2) که تو هیچ کاری نمیکنی و عمر در بطالت به سر میبری. چند با تو گویم که معلقزدن بیاموز و سگ از چنبر جهانیدن و رسنبازی(3) تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی، اگر از من نمیشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ(4) ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلّت و فلاکت و ادبار(5) بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد. عبید زاکانی رسالة دلگشا (1) کولی، جوکی (2) مشاجره میکرد (3) راهرفتن روی طناب (4) ارث و در اینجا دشنام است یعنی مرده شوی برده. (5) ؟؟؟؟
شیطنت 3 مولانا قطبالدین به عیادت بزرگی رفت، پرسید : که چه زحمت داری گفت تبم میگیرد و گردنم درد میکند. امّا شکر که یک دو روز است تبم شکسته است امّا گردنم هنوز درد میکند. گفت : دلی خوشدار که آن نیز در این دو روزه میشکند.
