ماهنامه الکترونیکی رونا: در ستایش تحزب ، در نکوهش ائتلاف

[ مهرداد امیر اسکندری ]

اگر سیاست را مجموعه ای از فعل و انفعالات فکری و عملی بدانیم که در راستای کسب حفظ و بسط قدرت صورت می پذیرد ، آنگاه بخش هائی از اهمیت احزاب به عنوان اصلی ترین ابزار لازم برای هر سه کارکرد فوق روشن می گردد. احزاب با توجه به کارکردهای متنوع شان در نظام های سیاسی نه تنها نقطه اتصال توده های شهروندان با ساختار قدرت هستند ، بلکه با عنایت به حضور نخبگان سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... در آنها ، محلی مناسب برای تامین مدیران ارشد و میانی دستگاه بروکراسی نیز محسوب می شون

- اگر سیاست را مجموعه ای از فعل و انفعالات فکری و عملی بدانیم که در راستای کسب حفظ و بسط قدرت صورت می پذیرد ، آنگاه بخش هائی از اهمیت احزاب به عنوان اصلی ترین ابزار لازم برای هر سه کارکرد فوق روشن می گردد. احزاب با توجه به کارکردهای متنوع شان در نظام های سیاسی نه تنها نقطه اتصال توده های شهروندان با ساختار قدرت هستند ، بلکه با عنایت به حضور نخبگان سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... در آنها ، محلی مناسب برای تامین مدیران ارشد و میانی دستگاه بروکراسی نیز محسوب می شوند از تشکیل اولین احزاب ایرانی نزدیک به یک قرن می گذرد که قضاوت در مورد میزان موفقیت آنها و بررسی نقش شان در تحولات یکصد سال گذشته حدیثی مفصل که در این مختصر نمی گنجد ، در این یادداشت اما نگارنده بر آن است تا ضمن اشاره ای کوتاه به دلایل عدم توفیق احزاب در یک دهه گذشته نقدی بر پدیده جبهه گرائی داشته باشد .
2- در ابتدا بايد توجه داشت که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مخالف تحزب نبوده و بنیانگذاران اولیه آن نیز عنایت ویژه ای نسبت به این مساله داشته اند ، بطوری که غالباً جزو موسسین احزاب اولیه نظیر حزب جمهوری اسلامی بوده اند ، اما با این همه قوانین انتخاباتی موجود ساز و کار فعالیت سیاسی را بر مبنای تحزب  قرار نداده است ، یعنی هیچ تفاوتی بین سیاست ورزان منفرد با آنانی که در چارچوب احزاب و تشکلهای قانونی فعالیت می کنند ، قائل نیست و چه بسا در بسیاری از موارد هزینه های سنگینی رانیز می پردازند .
علاوه بر این در سالهای گذشته احزاب با رقبای قدرتمندی که به عنوان بدیل های آنان از سابقه تاریخی نیز برخوردار بودند ، در جلب توجه توده ها در کشاکش بوده اند ؛ روحانیت به دلیل نسبت اش با حاکمیت جدید ، شبکه آموزشی و تربیتی منسجم ، منابع مالی وسیع و مهمتر از  همه گفتمانی نیرومند که از نفوذی تاریخی نزد توده های مردم برخوردار است ،توانمندترین  نهادی است که با کارکردی مشابه احزاب کلاسیک تاثیر گذاری انکار ناپذیری در عرصه سیاست در ایران داشته است ، در کنار آن بازار و تجار ذی نفوذ نیز با تشکیلاتی منظم گاه در کارزار سیاست تاثیر گذار تر از احزاب قدرتمند بوده اند ، اما نگرانی بزرگتر برای احزاب از ناحیه ارگان های شبه نظامی است که به دلیل برخورداری از بودجه دولتی ، سازماندهی عمودی ، فرمانبریی مطلق و قابلیت عبوراز خطوط قانونی و رانت اطلاعاتی و امنیتی در صورت ورود به حوزه رقابت های سیاسی و انتخاباتی بی شک این عرصه را از محتوای رقابتی اش تهی می کنند.
پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد 76 منشاء تغییرات بسیاری درفضای سیاسی بود یکی از این تغییرات گسترش کمی و کیفی احزاب موسوم به چپ که در ذیل جبهه دوم خرداد خود را تعریف می کردند ، بود. از آن مقطع مجمع روحانیون مبارز با انتخاب یکی از اعضاء اش به عنوان رئیس جمهور جانی دوباره گرفت ، عصر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آغاز گردید ، کارگزاران سازندگی تازه تاسیس با دومین پیروزی انتخاباتی اش به تشکیلاتی مهم تبدیل شد ، حزب همبستگی به عنوان حزبی پیرامونی تاسیس گردید و مهم تر از همه جبهه مشارکت ایران اسلامی به عنوان فراگیرترین حزب اصلاح طلب با حضور انبوهی از نخبگان سیاسی و فکری ذیل گفتمان روشنفکری دینی در مقابل نیروها و گروههائی موسوم به راست سنتی صف آرائی کردند.
در این دوران طلائی نیز اما بنابر دلائلی چون ساختار رانتی قدرت ، معیار بودن رابط های سنتی در رشد کارگزاران سیاسی ، مشخص بودن سقف نهائی قدرت احزاب و میزان تاثیر گذاری آنان در ساختارقدرت ، تعاریف نامفهوم و مبهم از مفهوم امنیت ملی ، بازی ندادن احزاب در موضوعات کلان چون سیاست خارجی ، خارج بودن احزاب از دایره تعیین کنندگان سیاست های کلی نظام، تشکیل احزاب کوچک و چند نفره ، فعالیت انجمن ها و گروههای صنفی در قالب حزبی ( خانه کارگر ،  دفتر تحکیم وحدت ، انجمن های اسلامی ، و..... ) ، تلقی ایدئولوژیک از تحزب، مبهم بودن ساز و کارهای اقتصادی  احزاب و نبود ارتباط ارگانیک با توده ها وعدم نمایندگی طبقه اجتماعی و اقتصادی خاص ، احزاب کارنامه درخشانی را با وجود پاره ای از موفقیت های مقطعی نداشتند ، در واقع مجموعه احزاب جناح چپ علاوه بر این به دلیل عدم گسترش تشکیلات و کادر سازی مناسب همواره با وجود همه اختلافات عمیق و مبنائی شان که در مقاطع حساس نمایان می شود به تعبیر خودشان نیازمند ائتلاف های بلورین تاکتیکی بوده اند که در مقاطعی چون انتخابات مجلس هفتم و دوره نهم ریاست جمهوری سخت ترین شکست هارا بر آنان تحمیل کرده است.
در جناح مقابل نیز اوضاع چندان مساعد نبوده است و گروههای ذی نفوذ آن جناح نیز پس از چند شکست پی در پی انتخاباتی به صورت بی نام و نشان و قالب گروهی تحت عنوان آباد گران اولین پیروزی خود را تجربه کردند و سپس با تشکیل جبهه پیروان خط امام و رهبری با حضور اکثریت احزاب و گروههای مخالف اصلاحات و معتقد به گفتمان اصول گرائی از تحزب عبور کرده و چون اصلاح طلبان به جبهه رسیدند.
3- جبهه ها اما مجموعه ای نامنسجم از احزاب و گروههای سیاسی نامتقارن با وزن و قدرت نامشخص هستند که صرفاً برای حذف جناح مقابل تشکیل گردیده اند و در نزد آنها بر خلاف احزاب هیچ میثاق استراتژیکی وجود ندارد و اساساً به دلیل ذات فراگیرشان نزاع های موجودشان خود به یکی از معضلات ساختار سیاسی تبدیل گردیده اند ، چرا که این گروهها وزن کشی خویش را نه در نزد ملت و ترازوی افکار عمومی که در پس پرده و با میزان قدرت لابی و دهها ابزار نامعین دیگر انجام می دهند  و چون اساساً گفتمان مشخص ، برنامه های دقیق و آرمان معینی را تعیین نمی کنند به راحتی از اصول اولیه و شعارهایشان عدول کرده و گروههای حاضر در جبهه خویش را به عنوان مقصران شکستهای احتمالی معرفی می نمایند . موافقین فعالیت سیاسی جبهه محور ضمن اشاره به ضعف تاریخی احزاب به برخی از دستاوردهای این تجربه چون ملی شدن صنعت نفت و پیروزی جبهه ملی در آن مقطع که حاصل ائتلاف دکتر مصدق و آیت الله کاشانی بود و نیز پیروزی انقلاب اسلامی که با رهبری آیت الله خمینی و ائتلاف جبهه ای فراگیر از احزاب و گروههای سیاسی مخالف نظام پادشاهی می گردید و البته برخی پیروزی های مجموعه جبهه دوم خرداد در جنبش اصلاحات اشاره می کنند اما از این نکته اساسی و پاسخ به این پرسش ها غفلت می ورزند که آیا ائتلاف تاکتیکی دکتر مصدق و آیت الله کاشانی نبود که به کودتای 28 مرداد 32 منتهی گردید ، آیا حوادث تلخ پس از پیروزی انقلاب 57 و موج حذف ها و ترورها محصول همان ائتلاف های فاقد مبنای مشترک و صرفاً با نیت حذف شاه نبود ، در حالی که شاید گروههای مذهبی خود به تنهایی این توان را داشتند که انقلاب را هر چند با تاخیر پیروز نمایند و یااینکه آیا جبهه مشارکت به تنهائی و بدون حضور در جبهه اصلاحات نمی توانست مجلس ششم را فتح نماید ، تا به افق های مورد نظر خویش دست یابد.
4- نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هر چند به پیروزی کاندیدائی که مدعای غیر حزبی بودن را داشت منتهی گردید اما از این نظر که احزاب در هر دو جناح چپ و راست جسارت آن را یافتند که با کاندیداهائی اختصاصی و برنامه هائی مشخص و مدون در انتخابات حاضر شوند گامی بلند در جهت تکمیل فرهنگ تحزب بود ، در این انتخابات بود که نه تنها وزن کشی نسبتاً دقیقی از احزاب و گروههای سیاسی صورت گرفت بلکه داده های ارزشمندی از سلائق شهروندان در اختیار احزاب قرار گرفت که می توانست آنان رادر تدوین برنامه هائی روشن تر با تکیه بر خواست رای دهندگان یاری نماید. اما متاسفانه وسوسه کسب کرسی های قدرت به هر قیمت ممکن و حذف رقبای سیاسی تشکیل جبهه و ائتلاف های مقطعی را بر مبنای اصول حداقلی به مانند شمشیری بر فراز گردن نحیف تحزب افراشته نگاه داشته است.
5- احزاب ایرانی حاضر در ساختار قدرت در انتخابات مجلس هشتم ناگزیر از انتخابی مهم هستند ، آنان یا باید تحزب را برگزینند و با شهامت وارد کارزار انتخابات گردد و یا اینکه همچون گذشته از وحشت به حاشیه قدرت رانده شدن چون گذشته در چاه تعلیق باقی بماند ، حاصل انتخاب گزینه اول برای جامعه نیز البته مفیدتر است مجلسی پویا که منشوری از واقعیت های جامعه سیاسی ایران است ، از حامیان محمود احمدی نژاد تا اصلاح طلبان پیشرو ، از اصول لگرایان اصلاح طلب حامی قالیباف تا بروکراتهای حامی هاشمی ، از راستگرایان سنتی چون موتلفه تا چپ های سنتی پیرامون مهدی کروبی ، که در این مجلس نزاع های واقعی فضای سیاسی جامعه در پارلمان نمود عيني خواهد داشت. نتیجه گزینه دوم اما پارلمانی یکدست با اکثریتی ( راست یا چپ ) که تنها بر سر حداقل ها آن به صورت غیر متعهدانه توافق دارند. و اصولاً  توان پیگیری هیچ یک از شعارهایشان و برنامه هایشان را ندارند ، خواهد بود. از طرفی بدیهی است که اقلیت مطلق نیز توان دخالت در عرصه قانون گذاری را نخواهد داشت . این چنین است که ائتلاف پیش از ورود به پارلمان و عرصه قدرت به آفت دموکراسی ، تحزب و نظام سیاسی ایران تبدیل گردیده است.