سوم آبان 1299 هجري شمسي بر صندلي نشسته بود. دو پايش ناي رفتن نداشت. بوسيدش-استاد بود-محقق-روزنامهنگار و كوشنده ی راه سنديكايي. سال 42 با كوشش جمعي سعي در ايجاد سنديكاي روزنامهنگاران ايران داشت. در سال 1344 موفق به اين كار شدند. با تني چند به سراغش رفتيم؛ اهل روزنامهنگاري و فعاليت صنفي، اول ملاقات بسيار آرام و بدون لبخند، اما لحظات آخرين او همگام با ما ميخنديد. خوشحال شدم كه استاد را به لبخند واداشتيم.
شايد سال هاست كه كسي از اهالي مطبوعات به سراغش نرفته است. البته اين جوانها را ميگويم-قديميها كه خط و ربطشان به قاعده است.
انقطاع بين دو نسل، رفته رفته دارد فاجعه به بار ميآورد. كوششمان اين است كه نگذاريم اين اتفاق بيفتد. او 3 فرزند دارد؛2 پسر و يك دختر و زني هنرمند و مهربان كه به دقت مواظب احوالاتش است. كتابش را بزرگوارانه برايم پشتنويسي كرده و مرا مورد تفقد قرار داده است پيشگفتار آن را با هم ورق ميزنيم.همان كتاب معروف، شناسنامه مطبوعات ايران (از 1215 تا 1357) - در سال 1318 بر سبيل اتفاق، يك مجله ی انگليسي زبان به دستم آمد؛ مكالمهاي از آن را راجع به چتر نجات ترجمه كردم و براي روزنامه ی اطلاعات فرستادم. نوشته بودم به قلم «مسعود برزين» ولي سردبير روزنامه آن را تصحيح كرده بود: ترجمه «مسعود برزين». جواني هم دنيايي دارد.
در همان سال مجله ی راهنماي زندگي به مديريت حسينقلي مستعان راه افتاد. براي آن مجله شروع به ترجمه كردم. به اين ترتيب به دنياي مطبوعات راه يافتم. بعد به ترجمه و خبرنگاري براي روزنامه ی « مهر ايران» پرداختم؛ روزنامهاي كه چند سال بعد به سردبيرياش رسيدم.
در مدرسه ی روزنامهنگاري لندن اسم نوشتم. چيزي را كه تأكيد داشتم بياموزم، نحوه ی تهيه ی آرشيو مطبوعات بود.
- اگر ادعا كنم كه هند در زمينه مطبوعات قديم ايران غني است. راه اغراق نپيمودهام.
- اولين كتابم راجع به مطبوعات در سال 1343 به چاپ رسيد و سه سال در دانشگاههاي هند و هلند به عنوان يك كتاب جنبي دروس شناخته شد. كتاب دوم در سال 1354 ظاهر شد. كتاب سوم در سال 1362 كتاب چهارم زير عنوان «تجزيه و تحليل آماري مطبوعات ايران» چاپش پايان يافته و منتظرمجلد.
كتاب پنجم، با عنوان «مطبوعات ايران در نخستين سال انقلاب اسلامي» 8-1357 آماده به چاپ است و آخرين آنها همين كتاب است (پاييز 1371). بدين سان در عرض 24 سال شش كتاب درباره مطبوعات ايران تقديم كردهام.
- در دهه ی 40 و نيمه ی دهه ی50 تدريس دورههاي كوتاه روزنامهنگاري كردم و به مدت 5 سال هم در دانشگاه تهران مدرس روزنامهنگاري و روابط عمومي بودم.
- سانسور با توليد مطبوعات آغاز شد و هميشه سد راه پيشرفت آنها بوده است.
- تيراژ يا تعداد نسخ چاپ شده روزنامه/مجله در هر شماره از آغاز در ايران مهر محرمانه بر پيشاني داشته است. مديران و ناشران سعي داشتهاند از ذكر آن خودداري كنند و در مكالمه رقمي به مراتب بيش از واقعيت به زبان آورند.
زيرا تصور بر اين بوده و هست كه هرچه تيراژ بيشتر باشد، نشريه مهمتر است. در نخستين قرن از حيات مطبوعاتي، روزنامههايي بودند كه چه بسا با تيراژ كمتر از 500 نسخه، واويلا كردند و نسخ آنها دست به دست گشته و در قهوهخانهها با صداي بلند خوانده شده و افكار عمومي ايجاد كرد و در يكي از قوانين مطبوعاتي ذكر تيراژ در هر شماره اجباري بوده ولي كسي براي اين بند قانون تره هم خرد نكرد
