روشنفکران زمانی نه چندان دور پیامبران فکری ملت و خار در گلوی صاحبان قدرت فرض می شدند روشنفکری نمایندگی آرمان های اجتماعی سیاسی ملت هایی محسوب می شد که یا در پی انقلاب بودند و یا برای رسیدن به آینده ای مطلوب خط فکری روشنفکران را پی گرفته و می ستودند . نمونه های چنین تلقی از نقش نجات بخشی تفکر و عقلانیت روشنفکری را در بسط و توسعه جامعه باز و آزاد در طول قرن بیستم شاهد بوده ایم . نگاهی به تاریخ تحولات اجتماعی- سیاسی ایران بیانگر این مساله است که جنبش های اجتماعی مردم و حتی حرکت اصلاحی سیاستمداران و یا نقادی های مطبوعات هر یک به نوعی متأثر از نقش قشر روشنفکر و نخبه جامعه ایرانی بوده است .

که این تأثیر در نهایت به دلیل عدم عبور از شکل آرمانی به شکل عمومی و کاربردی نتوانسته است در اذهان توده مردم مفهوم عملکرد مثبت مبتنی بر عقلانیت و تفکر را جا بیاندازد . کارکرد روشنفکری در ایران در سیر تکوین تاریخی اش از دوران مشروطیت تا دوره انقلاب و بعد از آن، متاثر از جایگاه جهانی مفهوم روشنگری و روشنفکری تغییراتی داشته است، که امروز گرایش مفهوم روشنفکری به سمت تاثیرگذاری در زندگی عمومی و شهروندی ایرانیها، می تواند سرآغاز تحول نوین و مبارکی باشد. اگر زمانی ندای انتقاد آمیز و مردم گرای روشنفکری ، محصلین- سیاستمداران و توده مردم را به حرکت و جنبش اجتماعی و خلق کاریزما یا قهرمان رهنمون می ساخت . امروزه شایسته است تفکر و عقلانیت در جهت تقویت بنیانهای خرد جمعی (که لازمه دموکراسی است) در حوزه شهروندی و در سطح جامعه مدنی و اقشار متوسط، دانشجویان مطبوعات و احزاب تبلیغ و دنبال گردد . توده مردم ایران به دلیل ساختارهای سنتی نهادهای فکری و عدم برخورداری کافی از حضور احزاب و نهادهای مدنی قدرتمند و رسانه های عمومی گسترده بهره چندانی از ماحصل تفکر نقاد و اندیشه نوگرای روشنفکران نبرده اند که این همه بیانگر این نکته است که رهبران احزاب و گروهها، صاحبان مطبوعات و سیاستمداران فعال در عرصه سیاست امروز اگر دغدغه حرکت بر مسیر اراده و حاکمیت مردم را دارند و اگر در پی آرمانهای لایه های خاموش و آگاه جامعه از جمله دانشجویان و اقشار متوسط جامعه می خواهند قدمی بردارند، بایستی برای تسری تفکر و اندیشه نه به صورت گپ و گفت در سطح نشست های محفلی و با فیگورهای خاص که به صورت کاربردی و ملموس برای استفاده شهروندان و اکثریت خاموش مردم چاره اندیشی کنند . خوب یا بد پایان تاریخ روشنفکری غریبه با خواسته های شهروندان و توده مردم را شاهد هستیم . اینک رسالت روشنفکری به روند ایجاد جامعه مدنی آزاد با حضور شهروندان آگاه و آشنا به حقوق شهروندی کمک خواهد رساند . شاید این اتفاق را بتوان ضرورت کوچ روشنفکری ایرانی از برج آرمان به میان مردم و اقشار جامعه ایرانی و زمان همراهی آنان در قطار پیش رونده ایرانی ها نامید !
