[ تاريخ انتشار :شنبه، 11 شهریورماه 1385]     [ موضوع :شهر]    [نسخه قابل چاپ ]

 حاشيه‌نشيني ؛ پديده ناهنجار توسعه برونزاي شهري
[ سیروس ظهیرملکی ]

پديده توسعه را مي‌توان از عوامل اصلي رشد و گسترش شهرها و افزايش روند شهرنشيني در جهان دانست. به تعبيري «شهرنشيني» تبلور معيشت «يكجانشيني» است و در مقابل آن، مي‌توان از دو الگوي «روستانشيني» و «كوچ نشيني» ياد كرد كه مناسباتي كاملاً متفاوت با الگوي «شهرنشيني» دارند. سهولت دستيابي به امكانات خدماتي-رفاهي و تأسيسات زيربنايي از يك سو و گستره تمهيدات كار و فعاليت از سوي ديگر‏، روز به روز جاذبه زندگي در شهرها را افزايش مي‌دهد و به همين دليل، شهرهاي موجود جهان علاوه بر اينكه با رشد طبيعي جمعيت خود مواجه‌اند، در عين حال با فوج مهاجراني رودررو هستند كه از روستاها و ساير نقاط زيستي به قصد معيشت بهتر به سمت آنها روانه مي‌شوند.

موج اين تحركات ضمن اينكه گستره شهرها را افزايش مي‌دهد، مسائل و مشكلاتي را پديد مي‌آورد كه از نمونه‌هاي بارز آن مي‌توان به افزايش حجم تردد در شهرها و بروز مشكلات ترافيكي، آلودگي هوا، آلودگي صوتي، افزايش هزينه‌هاي زندگي و تأمين مسكن، توسعه حاشيه‌نشيني و اسكان غيررسمي، افزايش فقر شهري، چشمگيرشدن فاصله طبقاتي، افزايش بزهكاري‌هاي اجتماعي و… اشاره كرد. البته بايد توجه داشت كه عامل مهاجرت در شهرهاي كشورهايي كه بر اساس ضرورت و نياز صنعتي شدن به صورت درونزا رشد و گسترش يافته‌اند، بسيار ناچيز و كم اهميت بوده است، اما در كشورهايي كه شهرهاي آنها در اثر فقر بنيان‌هاي اقتصادي نقاط روستايي و موج توفنده تحركات جمعيت روستايي و سرازيرشدن آنها به محدوده و حريم شهرها توسعه و گسترش يافته‌اند، دامنه اين مشكلات بسيار گسترده‌تر و چشمگيرتر بوده است.
از اين رو، حاشيه‌نشيني و اسكان غيررسمي را مي‌توان يكي از پديده‌هاي ناهنجار رشد و گسترش بي‌رويه شهرهاي بزرگ در اثر تحركات جمعيتي و مهاجرت روستاييان و اقشار بي‌بضاعت شهرهاي كوچك به شهرهاي در حال تبديل شدن به كلانشهر دانست.
 اين جمعيت مهاجر كه با هدف امكان دستيابي به خدمات شهري و درآمد بيشتر‏، راهي شهرهاي بزرگ مي‌شوند، به دليل محدوديت توان اقتصادي‌شان، همواره مجبورند در حاشيه شهرها كه اراضي آنها در مقايسه با اراضي داخل شهرها ارزان‌تر است و چه بسا فاقد امكانات و تأسيسات شهري نيز هستند، سكونت گزينند و به اين ترتيب، نمود فقر شهري و فاصله طبقاتي در آن را تشديد نمايند. اين پديده، در حال حاضر يكي از معضلات قابل توجه در شهرهاي بزرگ كشورمان شناخته مي‌شود.
به نحوي كه «سند ملي توانمندسازي و ساماندهي اسكان غيررسمي» مصوب هيئت وزيران در سال 1382 گوياي اين است كه از مجموع 48 ميليون نفر جمعيت شهرنشين كشور، حدود 6 ميليون نفر يعني 5/12 درصد از جمعت شهرنشين كشور در سكونت‌گاه‌هاي غيررسمي پيرامون شهرهاي بزرگ ساكن شده‌اند البته اين پديده، تنها به كشور ما محدود نمي‌شود، بلكه اغلب شهرهاي بزرگ جهان نيز-كه رشد و توسعه آنها عمدتاً برونزا بوده است-با اين پديده ناهنجار مواجه شده‌اند. پديده‌اي كه خواه‌ناخواه در بستر تحولات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به اين شهرها تحميل شده و آنها را در كوران تحولات تبعي قرار داده است.
به نحوي كه بر اساس آمار رسمي منتشر شده، مي‌توان دريافت كه همزمان با افزايش جمعيت شهرهاي بزرگ جهان، بر تعداد حاشيه‌نشينان آنها نيز افزوده شده است، اما اين تحولات، سبب شده است كه مواجهه با آن نيز به طور جدي پيگيري شود و طي اقداماتي، اسناد معتبري نيز به منظور مقابله با اين پديده ناهنجار تدوين و تصويب شود. از جمله مهمترين اين اسناد، مي‌توان به اسناد اجلاس متعدد «اسكان بشر» اشاره كرد كه در عين حال، به تغييرات عمده‌اي در ساختار مديريت شهرها منجر شده است. با وجود اين، متأسفانه در كشور ما نه تنها در زمينه نحوه مواجهه با عوارض ناهنجار رشد و گسترش شهرهاي بزرگ اقدام مؤثر و جدي به عمل نيامده است، حتي در زمينه ساختار مديريت شهري و به روز‌آوري آن نيز (بجز افزوده شدن شوراهاي شهري و شوراياري‌هاي محله به نهادهاي مديريت شهري) به منظور انطباق با شيوه‌هاي نوين مديريت كلان‌شهرها اقدام چشمگيري به عمل نيامده است.
 البته هر چند كه طي سالهاي اخير با مطرح شدن مباحث متعددي در عرصه تهيه طرح‌هاي توسعه شهري از جمله «طرح‌هاي راهبردي»، «انتقال مسؤوليت تهيه طرح‌هاي تفصيلي به شهرداري‌هاي محل»، «طرح‌هاي توانمندسازي» و... توجه به ابعاد گوناگون مسائل ناشي از توسعه شهرهاي بزرگ از جمله حاشيه‌نشيني و اسكان غيرموقت و حتي ضرورت ايجاد تغييرات در مديريت شهرها نيز در برنامه كاري برخي از مسوولان امر قرار گرفته است، اما مادامي كه ساختار رايج در سازمان مديريت شهرهاي بزرگ و شيوه نگرش آنها به قوت خود باقي است، تحقق هر گونه رهيافتي در رفع معضلات اين شهرها به ويژه در زمينه حاشيه‌نشيني و اسكان غيرموقت، رؤيايي بيش نخواهد بود.
 چه، تداوم اين ساختار و شيوه نگرش مبتني بر آن، همواره مي‌تواند به عنوان عاملي در مقابل رويكردهاي نوين و شيوه‌هاي ساختارشكن آن عمل كند. از اين روست كه مواجهه با پديده ناهنجار حاشيه‌نشيني و عوارض ناشي از آن، ضمن اينكه نيازمند برنامه‌ريزي و تهيه طرح‌هاي خرد و كلان مبتني بر واقعيت‌هاي جاري است، در عين حال مستلزم ايجاد تغييرات مورد نياز در ساختار نظام مديريت شهرهاي بزرگ و كوچك و شيوه نگرش آنهاست.
*روزنامه‌نگار و پژوهشگر مطالعات شهري

 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • آخرین خبر
  • اقتصادی
    • بانک
    • سهام عدالت
    • مشکلات اقتصادی
    • نامه وارده
  • بازتاب
  • تحلیل
    • شهر
  • جامعه
    • ازدواج
    • جرائم
    • خانواده
    • قانون مدنی
  • حقوق قضایی
  • زنان
    • تبعیض جنسی
  • سیاست
    • مجلس
  • مطالب ماهانه
    • تاریخ
    • خبر
    • شعر
    • فرهنگ و ادب
      • داستان
      • نقد ادبی
    • معرفی کتاب
    • نمایش
    • یاداشت مدیر مسوول
      • سرمقاله
  • مقاله
    • اجتماعی
    • فرهنگی
      • تاتر و سینما
        • نقد فیلم
      • مطلوعات
  • موسیقی
    • سمفونی ایران
  • نکته
    • شیطنت
  • نگاه به دیگران
  • چهره های برتر
    • روزنامه نگاری
  • کار و کارگری
    • قانون و کارگر
  • گردشگری
    • ایران
      • ایران شناسی
  • گزارش
    • گفتگو
  • یادمان
    • نویسنده

موضوعات ماه
جستجو