[ تاريخ انتشار :سه شنبه، 18 مهرماه 1385]     [ موضوع :مقاله]    [نسخه قابل چاپ ]

 كنش معطوف به قدرت مانع توسعه
[ كاوه احمدي علي آبادي ]

1- بر طبق كنش معطوف به قدرت- قابليتهاي كاركنان مي تواند حتي به قيمت خسران آنها تمام شود. زيرا مديريت مبتني بر كنش معطوف به قدرت، توانائي بيش از انتظار كاركنان و زيردستان را تهديدي براي خود مي بيند. از اينرو كنش معطوف به قدرت، نه تنها كاركنان و مديران را به سوي كارايي بيشتر و پيشرفت سازماني سوق نمي دهد. بلكه حتي با برنامه ريزي مانع آنان مي شود. 2- افراد يك جامعه استبداد پرور. به دنبال يك لولوي بيروني در قالب شخص، گروه يا نهاد يا دولت مي گردند كه تمامي مشكلات و كاستيها را به آن نسبت دهند. در حاليكه در تحليلهاي معاصر آن را بازتاب فرهنگ و سرشت روان جمعي افراد يك جامعه مي دانند.

مقدمه يكي از اصلي ترين مباحثي كه در كشورهاي جهان سوم مطرح است،دست يابي به شرايطي است كه توسعه و به خصوص توسعه پايدار را مقدور مي سازد. آنها با استفاده از تجربيات و دانش كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه در صدد بر آمدند تا الگو دموكراسي را كه موفق ترين شكل شناخته شده تحقق بخش توسعه و جامعه مدني است در كشورهاي جهان سوم اعمال كنند. ولي تجارب نشان داده كه آن تحولاتي كه در جوامع توسعه يافته تحقق يافت در جوامع نوپاي در حال توسعه به وقوع نپيوست:حتي حكومتهاي ديكتاتوري كه نوعي زور و كنترل اجباري را بر اركان نظام مستولي ساختند،به پيشرفتهاي اقتصادي قابل ملاحظه تري از جوامع درحال توسعه اي دست يافتند كه دولتهاي دموكرات و ناپايدار به ارمغان آوردند (1)!آن تناقص آشكار را با برداشتها و برنامه هاي پيشين توسعه نشان مي داد .علل تبيين كننده اين پديدة آنقدرريشه اي مستتر بود كه امكان صحت نخستين حدثيات آن حوزه را به شكست موكول مي كرد. از اين رو دستيابي به نظرياتي كه تبيين كننده بوده و آن گاه راه گشا گردد، نياز به برسي در ابعاد ساختار اجتماعي و الگوهاي خاموش را ضروري مي ساخت. نظريه اي كه خلاصه آن در اين اثر آمده است كوششي است براي پاسخگويي به طرح مسئله فوق. الگوهاي خاموش در هر جامعه اي الگوهايي موجودند كه در قا لب باورها ،هنجارها،ارزشها، عادتها، كنشها و رفتارها بروز كرده، ولي هرگز به زبان را نده نشده و در بسياري از موارد افراد معتقد به آن از وجودشان نيز آگاهي ندارند و فقط به گونه اي بديهي و ناخواسته آنها را در سبكهاي زندگي در منزل و فعاليتهاي كاري پديد آورده و به كار مي بردند كه بسياري از آنها در توسعه اجتماعي و فرهنگي تعيين كنند و در توسعه پايدار دخيل اند و برنامه ريزها بدون توجه به آنها قرين موفقيت نخواهند بود. آن الگوهايي كه افراد از وجودشان آگاهي دارند، ولي آنها را به زبان نرانده و در اظهارات رسمي و رفتارهايي كه اهدافشان ذكر شود.، به كار نمي دهند، بلكه آنها را به گونه اي خاموش، ولي معنادار جهت دهنده نگرشها، قضاوتها و رفتارهاي خود مي سازند، الگوهاي خاموش گفته مي شود. نمونه چنين تحقيقاتي به نظرات ماكس وبر بر مي گردد. او ضمن تمايز قائل شده به انواع كنشها، كنش معطوف به هدف وعقلايي را عامل تعيين كننده تحول جوامع صنعتي مي داند، در حالي كه جوامع سنتي عمدتا" از كنشهاي ارزشي ،عاطفي منفعل و سنتي بهره مي بردند كه موجب توسعه و پيشرفت نمي شود (2). اما مباحث و بر پاسخگوي طرح مسئله ما نسيت و ما ناگزير به جستجوي كنشها و طرح علل ديگري هستيم. الگوي خاموش قدرت در جوامع جهان سوم نه تنها مسئله توسعه. بلكه هر پيشرفت وتحولي در اولويتهاي اساسي نه دولتها، بلكه حتي مردم و آحاد آن قرار ندارد. بلكه مسائل و نيازهاي ديگري است كه در اولويت قرار مي گيرند. يكي از اين نيازها و اولويتها ،كنش معطوف به قدرت است. كنش معطوف به قدرت،انگيزشي بيش از پيشرفت را تهييج مي كنند .قدرتي كه در سطح فردي سركوب شده و در سطوح اجتماعي نياز به بروز هر چه بيشتر مي يابد و از هر فرصتي براي تجلي خود سود مي جويد. كنش معطوف به قدرت بامحور قرار دادن خود،ساير انگيزشها و به خصوص اهداف، هر نوع ترقي و پيشرفتي را در اولويتهاي بعدي قرار مي دهد تا خود كه بيش از اين مدام واپس زده شده اجازه ظهور يافته و ارضاء گردد .به بيان ديگر كنش معطوف به پيشرفت كه اصليترين عامل انساني در توسعه به شمار مي رود،كنار گذااشته شده و كنش معطوف به قدرت جانشينش مي شود. در نتيجه آنچه در كاغذها (برنامه ها)آمده هرگز توسط افراد تحقق عملي نمي يابد تا توسعه اي را نيز در پي داشته باشد. در كنش معطوف به پيشرفت ، چنانكه كاركنان قابليت ها و كارائي بيشتري از خود نشان دهند، موجبات خشنودي مديران سازمان را فراهم مي آورند و بر اساس آن مستوجب پاداش و ارتقاء مي شوند، در حاليكه در سازماني كه مديريت آن بر طبق كنش معطوف به قدرت بنا شده است، قابليتهاي كاركنان مي تواند حتي به قيمت خسران آنها تمام شود زيرا مديريت مبتني بر كنش معطوف به قدرت، توانائي بيش از انتظار كاركنان و زيردستان را تهديدي براي خود مي بيند. از اينرو كنش معطوف به قدرت، نه تنها كاركنان و مديران را بسوي كارايي بيشتر و پيشرفت سازماني سوق نمي دهد، بلكه حتي با برنامه ريزي مانع آن مي شود؟ اما ريشه هاي آن را بايد در كجا جست؟ ريشه يابي استبداد در روان، آنگاه جامعه در تاريخ، بررسيهاي اجتماعي استبداد و نحوه پيدايش و بازآفريني آن در جامعه از جايگاه ويژه اي برخوردار است باورهاي عامه مردم استبداد را ساخته و پرداخته اي تحميلي از طرف شخص، گروه يا كشوري خاص پنداشته. در حاليكه در تحليلهاي معاصر آن را بازتاب فرهنگ و سرشت روان جمعي افراد يك جامعه مي دانند ( 3 ) . افراد يك جامعه استبداد پرور، به دنبال يك لولويي بيروني در قالب شخص، گروه ، نهاد يا دولتي مي گردند كه تمامي مشكلات و كاستيها را با آن نسبت دهند، قافل از اينكه آن عاملي كه الگوهاي يك جامعه استبدادي را تعيين كرده ومدام قوام مي بخشد، در درون تك تك افراد نهفته است كه خصلتي جمعي پيدا مي كند!؟ خودكامگي در هيچ جامعه اي نمي تواند هزاران سال ماندگار باشد، مگر بر مبني روابط و دوسويه فراگير اجتماعي اي كه فرماندهي و فرمانبرداري، بردگي و برده داري، سازش و گسست و از همه مهمتر اعمال و پذيرش متقابل ستم دوروي سكه آنند . در شرايطي كه در خانواده قدرت و خودكامگي افراد بزرگتر خواهان ساختار رواني و فكري باشد كه به فرد اجازه بروز خواسته ها و تمايلاتي را ندهد كه متفاوت با خواسته ها و تمايلاتش است، افراد زيردست از رشد و قوام شخصيت و استقلال برخوردار نشده و بدرستي نمي توانند راه آزاد زيستن را بياموزند. در نهاد خانواده و ساير نهادهاي اجتماعي دخالتهاي بيجا ( در خانواده يا جامعه ) همچون ترساندن، تحكم، امر و نهي هاي بي مورد مي تواند مانع از رشد سالم كودك شود. چنين تمايلات معطوف به قدرتي منجر به رشد شخصيتي ناقص و رشد نارس مي شود كه بسياري از بزرگسالان از مرحله خودمحوري كودكي به درستي بيرون نيايند و بلوغي ناتمام داشته باشند ( 4 ) . اين افراد هنگامي كه از نهاد خانواده و مدرسه بيرون آمده و وارد نهاهاي مختلف اجتماعي مي شوند، در تمامي كنش هاي اجتماعي همواره خود را لحاظ كرده و ديگري را سركوب مي كنند. بنابراين سركوبها بويژه در خانواده و مدرسه افرادي خودمحور و خودبين تحويل جامعه مي دهند كه هنگام تفكر، تصميم گيري، انتخاب و كنش با ناديده گرفتن و حذف ديگران، خودمحوري شكل گرفته زير ضربات سركوب گر را در نهادهاي اجتماعي بازآفريني مي كنند. به بيان ديگر در تمايلات سركوب گر، شخص سركوب شده در خانواده و مدرسه، خود شخص سركوب گر در نهادهاي مدني مي گردد كه در پي نيازهاي واپس زده شده و قرباني شده خويش است. از اينجاست كه كنش معطوف به قدرت در اولويت تمامي كنشهاي ديگر قرار مي گيرد. حتي هنگامي كه كنش معطوف به قدرت ارضاء مي شود، كنشهاي مكمل نيز بسوي كنش معطوف به پيشرفت كشيده نمي شوند، بلكه به سمت نيازهايي سوق مي يابند كه از كودكي واپس زده شده اند و بزرگسالان رشد نيافته جامعه را بسوي خود مي كشند. در زمان آشفتگي ها سياسي ، اجتماعي و اقتصادي، فرد ستم ديده آرزوي سرنگوني يك شخص يا يك نظام سياسي و يا جداشدن از آن را در سر مي پروراند، زيرا او خود در درونش مستبدي است بي تخت و تاج كه به اميد اريكه قدرت به جز گسست راه ديگري نمي بيند (5). از كودكي پدر دستور داده و او مي بايست در نهايت اطاعت كند و او دستور داده و شخص كوچكتر خانواده فرمان مي برده است . چنين نحوه تربيت دو سويه اي افراد جامعه را از هم منفصل و نسبت به هم سركوب گر مي سازد. اينجاست كه مي توان گفت تربيت اقتدارگرا خود منشأ دوگانه پروري نابرابر است. در چنين نگاهي همواره يكي دانا يكي نادان، يكي محكوم و يكي حاكم، يكي عالم يكي جماعتي جاهل، يكي سازشگر و ديگري سازش ناپذير، يكي من و منزه ، يكي ديگري، او و گناهكار! چنين جامعه اي مبتلا به خفقان است، به جهت معيارهاي گزينش گري در روان كه در هر كجاي جامعه چنان الگوهاي دوسويه اي را بازآفريني مي كند. در چنين جامعه اي هر كس كه جاي ديگري مي نشيند، همچون ديگري مي شود. در حاليكه در پندار خود تصور مي كرد كه ديگري ستمكار و مستبد بوده و خود مبراست!؟ قافل از اينكه بذر استبداد پرور كه خود را خوب و معصوم و ديگري را او و گناهكار مي دانند، هر كجاي كه رسد، نهال استبداد را پرورش خواهد داد!!
 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • آخرین خبر
  • اقتصادی
    • بانک
    • سهام عدالت
    • مشکلات اقتصادی
    • نامه وارده
  • بازتاب
  • تحلیل
    • شهر
  • جامعه
    • ازدواج
    • جرائم
    • خانواده
    • قانون مدنی
  • حقوق قضایی
  • زنان
    • تبعیض جنسی
  • سیاست
    • مجلس
  • مطالب ماهانه
    • تاریخ
    • خبر
    • شعر
    • فرهنگ و ادب
      • داستان
      • نقد ادبی
    • معرفی کتاب
    • نمایش
    • یاداشت مدیر مسوول
      • سرمقاله
  • مقاله
    • اجتماعی
    • فرهنگی
      • تاتر و سینما
        • نقد فیلم
      • مطلوعات
  • موسیقی
    • سمفونی ایران
  • نکته
    • شیطنت
  • نگاه به دیگران
  • چهره های برتر
    • روزنامه نگاری
  • کار و کارگری
    • قانون و کارگر
  • گردشگری
    • ایران
      • ایران شناسی
  • گزارش
    • گفتگو
  • یادمان
    • نویسنده

موضوعات ماه
جستجو