[ تاريخ انتشار :سه شنبه، 18 مهرماه 1385]     [ موضوع :چهره های برتر]    [نسخه قابل چاپ ]

 بهزادي در گفت و گو با «رونا»
[ روح انگيز شعاعيون ]

روزنامه هاي ما نقش ما نبفست سياستي را بازي مي كنند! يك زماني در روزنامه اطلاعات توي دلم به شدت از دست سردبير دلخور مي‌شدم و مي‌گفتم اين آدم بسيار ترسو و ناتوان است. بعدها كه خودم سردبير شدم فهميدم كاملاً در اشتباه بودم و امروز مي‌دانم سردبيري چه قدر كار سختي است بايد هم تحريريه را اداره كني و مشكلي به وجود نياوري و هم كارت اول باشد. دانش و اطلاعات زيادي داشته باشي و در تصميم گيري قاطع و سريع باشي.

بهروز بهزادي كه خود ساليان زيادي را سردبير بوده است امروز در شصت ويكمين سال عمر خود و در چهارمين سال اداره روزنامه اعتماد، در حالي اين جملات را مي‌گويد كه در طول دوران فعاليت مطبوعاتي خود همواره يكي از بهترين و موفق‌ترين سردبيران روزنامه‌هاي كشور بوده است. او در ارتباط با اولين تجربه روزنامه نگاري خود مي‌گويد:«اولين مطلب چاپ شده‌ام را زماني كه به علت شغل پدرم در مشهد زندگي مي‌كرديم وقتي كه سال سوم دبيرستان را مي‌گذراندم، در روزنامه آفتاب شرق ديدم بدون آنكه دستي به مطلب برده باشند. بهزادي كه دوره ليسانس روزنامه نگاري را در سال 1350 به پايان رسانده است،با اشاره به اينكه در سال 46 در دو رشته ادبيات و حقوق قبول شده بود مي‌گويد: به علت عشق و علاقه زياد به نوشتن، رشته ادبيات را انتخاب كردم و اتفاقاً در همان سال در دانشكده ادبيات رشته روزنامه نگاري برگزار شد كه بيش از دو دوره هم ادامه نداشت ولي من بي‌درنگ اين رشته را برگيزده و ادامه دادم و در سال بعد به همراه سه نفر ديگر جهت كارآموزي به روزنامه اطلاعات معرفي شديم. برخلاف رويه روزنامه اطلاعات كه ورود به تحريريه آن نياز به سال‌ها تمرين و تجربه در بخش‌هاي ديگر داشت در طي همان سه ماه از ميان چهار نفر از من دعوت به كار شد و حتي بابت دوره كارآموزي اضافي هم به من حقوق پرداخت كردند و پس از يك سال در همان روزنامه دبير سرويس شدم. بهزادي كه نوشتن، تيتر زدن و خواندن مطالب پس از چاپ را قشنگترين و لذت بخش‌ترين كارهاي دنيا مي‌داند،مطالعه روزنامه‌ها و مجلاتي را كه پدرش خريداري و به خانه مي‌برده است را زمينه ساز بروز عشق خود به حرفه نوشتن و روزنامه‌نگاري دانسته و مي‌افزايد: زندگي من با خواندن شروع شد به طوري كه همه تفريح من مجلات و روزنامه‌هاي پدرم بود كه بدون كمترين مخالفتي از سوي او در اتاقي خلوت همه مطالب آنها را مي‌خواندم و به اين ترتيب مطالعه به مهمترين عشق من در زندگي بدل شد. حتي با پول توجيبي هايم داستان‌هايي را كه آن زمان در برخي مجله‌ها به فروش مي‌رسيد خريداري و مطالعه مي‌كردم. بهزادي به ياد مي‌آورد كه در كلاس چهارم دبستان به خاطر انشايي كه در آن ابرها را به كبوترهاي سفيد تشبيه كرده بود از دست معلم خود كتك مفصلي خورد و در اين ارتباط مي‌گويد: من گريه كردم كه من خودم اين انشاء را نوشته‌ام ولي او مرا مرتب كتك مي‌زد كه صد بار گفته‌ام انشاء را خودتان بنويسيد و اگر پدرتان برايتان انشاء بنويسد همين بلا بر سرتان مي‌آيد. بهزادي كه مدام در حين مصاحبه درگير نهايي كردن صفحات روزنامه است مثل هميشه به سرعت صفحات را براي آخرين بار مي‌خواند و در همين ميان مي‌گويد: بعضي وقتها حتي يك كلمه مي‌تواند درد سر ساز باشد و من با وجودي كه همين مطالب را خوانده و اصلاح كرده‌ام بايد از اعمال آخرين اصلاحات و تغييرات هم اطمينان حاصل كنم. بهزادي مجدداً به همان صحبت‌ها باز مي‌گردد و مي‌گويد: من از همان سالها ياد گرفته بودم با سرعت بدون اينكه چرك نويس و پاك‌نويس كنم چيزهايي را كه فكر مي‌كردم و مي‌خواستم به روي كاغذ بياورم و به همين دليل زماني كه در روزنامه اطلاعات كار مي‌كردم بارها مي‌شد كه سردبير مرا سر ماشين لاين و تايپ چيزي شبيه تايپ امروزي كه حروف سربي را مي‌زد مي‌فرستاد تا همانجا به سرعت مطلب را بنويسم و به سرعت هم چاپ شود چرا كه وقت بسيار كم بود و كار بايد انجام مي‌شد. حسين الهامي يكي از هم نسلان و همكاران بهزادي در روزنامه اطلاعات روزي درباره او مي‌گفت: «او جواني بسيار مستعد و خبرنگاري با هوش و تند و تيز بود. همه اخبار و مسائل را دنبال مي‌كرد و كار خبري و روزنامه‌نگاري را انجام مي‌داد. حاضر جواب بود و عاشق كارش». در روزنامه اطلاعات كار مي‌كرد كه وارد خدمت سربازي شد ولي در همان زمان پس از پايان ساعت كار خدمتش با لباس نظامي و افسري به سرعت خود را به روزنامه‌ مي‌رساند. بهزادي مدت زيادي در سربازخانه نمي‌ماند.چرا كه همزمان با روزنامه اطلاعات در سال 1350 وارد تلويزيون مي‌شود و ادامه خدمت سربازي را به صورت طرح يا امريه پس از گذراندن دوره سه ماهه آموزشي در تلويزيون مي‌گذراند اما در همان حال به سرعت در تلويزيون و راديو به سردبيري انتخاب مي‌شود و تا سال 54 اين كار را ادامه مي‌دهد و در همان سال براي ادامه تحصيل به آمريكا مي‌رود. او در آمريكا در رشته Mass media (رسانه‌هاي ارتباط جمعي ) ادامه تحصيل مي‌دهد و پس از اخذ مدرك دكتري در سال 1356 به ايران باز مي‌گردد. دكتر بهزادي پس از بازگشت به ايران مجدداً در راديو و تلويزيون شروع به كار مي‌كند و پس از پيروزي انقلاب هم در ايران مي‌ماند و مدتي در روزنامه اطلاعات كار مي‌كند و با آغاز به كار روزنامه ايران ابتدا در سمت دبير اقتصادي و سه ماه بعد به عنوان سردبير اجرايي به مدت هفت سال در آن روزنامه فعاليت مي‌كند. همچنين يك سال سردبيري ايران ديلي را بر عهده مي‌گيرد. اين گفت و گو در زماني انجام مي‌شود كه دكتر بهزادي شمه‌اي از فوت و فن هاي سردبيري را در روزنامه به اجرا درآورده است. او روز گذشته از لابه‌لاي اخبار خبرگزاري‌ها وسايت هاي خبري و از دل يك خبر تلخ و ناگوار،شيرين ترين و زيباترين حالات و عواطف و ارزش‌هاي انساني را بيرون ‌كشيده و با معرفي فرشته نجات سرنشينان پرواز توپولف، سمبلي از انسانيت را به جامعه معرفي مي‌كند. همه ما داستان سانحه آتش سوزي هواپيماي توپولف در فرودگاه مشهد را با تاثر و تاسف دنبال كرده‌ايم اما تيز بيني و نكته سنجي يك روزنامه نگار حرفه‌اي و كار كشته لازم است تا خواننده بتواند از دل جزئيات و جملاتي كه از سوي نجات يافتگان مطرح شده است به وجود يك فرشته نجات در همان هواپيما پي ببرد و اين همان وجه تمايز دكتر بهزادي است كه در پاسخ پرسش ما درباره چنين كاري مي‌گويد: دقايق و ظرايف بسياري در كار خبري و حرفه روزنامه نگاري وجود دارد كه بايست آنها را درك و احساس كرد. بايد با ديدي متفاوت به واكاوي آن سوي حوادث و رويدادها پرداخت. امروز كه ما شاهد يك كار حرفه‌اي بي‌نقص از او هستيم مي‌توانيم اين موضوع را به عنوان يك درس و يك كلاس آموزشي مورد توجه قرار دهيم. دكتر بهزادي با استفاده از اظهارات نجات يافته‌گان وجود عامل مشتركي را در نجات جان آنها يافته و پس از تنظيم خبر، آن سوژه را تبديل به يك فراخوان از سوي روزنامه به منظور شناسايي خانم مهماندار پرواز ايران اير مي‌كند و خبري در صفحه اول روزنامه اعتماد مورخ 13/6/85 با اين عنوان: فرشته نجات كيست؟ به چاپ مي‌رساند. ما در روز انتشار خبر مزبور در اتاق سردبير سيل تماس‌هاي مردمي را در روزنامه شاهديم و متوجه مي‌شويم بهزادي ضمن يافتن نام و مشخصات او گروهي را به نمايندگي از روزنامه به ديدار وي گسيل مي‌دارد. در ادامه فعاليت سردبير و همكارانش مشاهده مي‌كنيم در حين تنظيم صفحه اول روزنامه كه حاوي عكس و مصاحبه با فاطمه البرزي يا همان فرشته نجات است علي رغم برخي اظهار نظرها از سوي تعدادي از مسئولان امنيت پرواز در مخالفت با انتشار اصل و جزئيات همان خبر، رياست ايران اير پس از تماس با روزنامه از اين كار حرفه‌اي قدرداني مي‌كند. با مشاهده اين اوضاع از دكتر آينده مطبوعات و روزنامه نگاارن جوان را مورد سئوال قرار مي‌دهيم كه در جواب مي‌گويد: آنچه كه امروزه در اغلب مطبوعات ديده نمي‌شود اين است كه اصل بر كار حرفه‌اي بايد باشد. امروزه در روزنامه‌ها حاشيه بر متن چربيده است. اگر مطبوعات وظيفه حرفه‌اي خودشان را در نظر داشته باشند مردم كه نيازمند اخبار و اطلاعات درست هستند از آنها حمايت مي‌كنند. مطبوعات ما امروز اكثراً سياسي شده‌اند و وقتي روزنامه‌اي را مي‌خوانيم به نظر مي‌رسد يك مانيفست سياسي را مطالعه مي‌كنيم. بهزادي راست مي‌گويد چرا كه با چاپ عكس دو تن از اصلي‌ترين پرسو ناژهاي سريال نرگس در اعتماد پس از اتمام غافلگيرانه اين سريال به پرسش‌هاي ناشنيده ده‌ها و صدها هزار ببينده سريال تلويزيوني و نرگس پاسخ مي گويد: و كار و ويژگي‌هاي خود را دارا هستند مي‌گويد: كاملترين رسانه به عقيده من تلويزيون است و با استفاده از اين رسانه مي‌توان كارهايي انجام داد كه باقي رسانه‌ها هرگز به گرد آن هم نمي‌رسند اما اين را اضافه مي‌كنم تلويزيون كاملترين است ولي نمي‌توان گفت بهترين هم هست. مثلاً يك چنين خبري را (اشاره به خبر فرشته نجات)اگر تلويزيون مي‌خواست مي‌توانست ساعت‌ها ويژه برنامه‌اي بسيار زنده و خوب و در عين حال موثر و سرگرم كننده براي مردم فراهم كند ولي امروز متاسفانه تلويزيون ما مثل يك كاميون ده تن خيلي سنگين كار مي‌كند و بسيار كند است.
 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • آخرین خبر
  • اقتصادی
    • بانک
    • سهام عدالت
    • مشکلات اقتصادی
    • نامه وارده
  • بازتاب
  • تحلیل
    • شهر
  • جامعه
    • ازدواج
    • جرائم
    • خانواده
    • قانون مدنی
  • حقوق قضایی
  • زنان
    • تبعیض جنسی
  • سیاست
    • مجلس
  • مطالب ماهانه
    • تاریخ
    • خبر
    • شعر
    • فرهنگ و ادب
      • داستان
      • نقد ادبی
    • معرفی کتاب
    • نمایش
    • یاداشت مدیر مسوول
      • سرمقاله
  • مقاله
    • اجتماعی
    • فرهنگی
      • تاتر و سینما
        • نقد فیلم
      • مطلوعات
  • موسیقی
    • سمفونی ایران
  • نکته
    • شیطنت
  • نگاه به دیگران
  • چهره های برتر
    • روزنامه نگاری
  • کار و کارگری
    • قانون و کارگر
  • گردشگری
    • ایران
      • ایران شناسی
  • گزارش
    • گفتگو
  • یادمان
    • نویسنده

موضوعات ماه
جستجو