[ تاريخ انتشار :جمعه، 8 دیماه 1385]     [ موضوع :مقاله]    [نسخه قابل چاپ ]

 «روشنفکران رسمی و مردمی»
[ علیرضا ثقفی،سردبیر ماهنامه راه آینده ]

علوم نظری بخصوص در نیم قرن اخیر به شاخه‌های مختلفی تقسیم شده است که می‌توان آنها را بطور خلاصه در چند رشته نام برد. آن‌ها بطور کلّی شامل، امور حقوقی، سیاسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی می‌شوند و هر یک از آنها در دهه‌های اخیر به بخشهای مختلف تقسیم شده‌اند، گسترش اطلاعات و بحث‌ها در هر یک از آنها و تقسیم شاخه‌های مختلف هر کدام گاه آن‌چنان فهرست بلند بالائی را در بر می‌گیرد که دانستن عنوانهای آن نیاز به تحقیق دارد مثلاً در مورد حقوق، رشته‌های حقوق کودک، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق مهاجرین، حقوق بین‌الملل، حقوق شهروندی هر یک جایگاه خود را دارد، که اگر بخواهیم رشته‌های علوم انسانی را بشماریم و شاخه‌های مختلف آن را بصورت تخصصی بررسی کنیم بحث بسیار مفصلی خواهد شد.

گسترش بخش خدمات و امور نظری و گسترش نهادهای مختلف آنچنان هزار توی مفاهیم و اصطلاحات خاص را بوجود آورده است که هر رشته دارای زبان و استعاره‌های خاص خود شده است. نسل جدیدی که وارد جامعه می‌‌شود گاه آن چنان در این مفاهیم و اصطلاحات و واژه‌های نامأنوس گرفتار می‌شود که در پیداکردن جایگاه خود با مشکلات زیادی مواجه می‌گردد. در کنار آن نیروی کار آواره شده در جوامع سنتی و روستائی با واردشدن به دهلیزهای جامعه شهری نیز درگیر هزار چم پیچیدگی‌های این زندگی می‌شود که گشودن راه پیش رو برای یک زندگی ساده انسانی بسیار مشکل است. هر نیروی کار ساده‌ای که بخواهد وارد بازار کار شود، درگیر قوانین و مقررات متغیر و ثابت می‌شود که نه‌تنها به راحتی نمی‌تواند نیروی کار خود را در معرض فروش قرار دهد، بلکه حوزه قوانینی کار و تأمین اجتماعی و دریافت حقوق آنقدر وسیع است که حتی برای آگاهی از میزان ارزش نیروی کار خود بایستی بسیاری چیزها را بدانید. این پیچیده‌گی و این هزار توی مفاهیم و قوانین و مقررات در هر زمینه مشاهده می‌شود و هر روز نیز بر حجم آن در همه زمینه‌ها افزوده می‌گردد. قطعاً دانش و آگهی از این همه مسائل که در ارتباط با یکدیگرند، پیش از پیش نقش آگاهان و افراد مطلع از این مفاهیم پیچیده را افزایش می دهد. در نتیجه با خیل عظیم روشنفکران و صاحبان کار فکری مواجه هستیم که هر کدام در یک رشته و یا بخش محدودی اطلاعات داشته و از طریق آن خدمات محدود و کار در آن بخش خاص خود نیز به فروش نیروی کار خویش می‌پردازند. امّا این هزار تو چندان هم بی‌برنامه و بی‌جهت نیست، بلکه این پیچیده‌گی‌ها به راحتی می‌تواند نیروهای تازه‌ای را که وارد بازار کار و جامعه می‌شوند آنچنان گیج و مبهوت کنند که راهی جز فروش کالای بظاهر اندک خود یعنی همان نیروی کار نداشته باشند. خیل عظیم جوانان و نیروی کار جدید و قدیم بیکار شده خود را در شرائطی می‌بینند که هیچگونه توانی برای مقابله با این پدیده ندارند و روابط حاکم بر جامعه را خارج از توان تحلیلی خود می‌بینند و آن را چونان روابط ماوراء قدرت خود می‌یابند که چاره‌ای جز تسلیم در برابر آن ندارند. فروشنده نیروی کار چه آنکه دارای تخصص در یک رشته باشد و یا نباشد آن‌چنان خود را درمانده در تغییر این هزار توی پیچیده می‌بیند که آن را همانند قوانینی لامتغییر طبیعت می‌پذیرد و به آن تسلیم می‌شود. در این میان نظام حاکم که خود بوجودآورنده این پیچیده‌گی است. هرکسی را تنها در آن زمینه‌ای اجازه اظهارنظر می‌دهد که خود نام متخصص بر او نهاده است و هر آنکس که بخواهد کلّ این نظام را مورد سؤال قرار دهد به لحاظ تخصصی و صاحب‌نظر نبودن در کلّ مسائل، متهم شده و از آنجا که این بخش‌های مختلف و پیچیده نیز بظاهر مستقل نمایانده می‌شوند نظردهنده می‌تواند به سادگی خلع سلاح شود. از طرفی به راحتی افراد ناراضی از کلّ نظام و منتقدین از آنجا که باید به نوعی نیروی کار خودشان را بفروشند، با ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و یا شغل خود ترجیح می‌دهند تنها در حدود تعیین شده برایشان اظهارنظر کنند. از فروشنده نیروی کار ساده تا متخصص‌ترین افراد این نظام در صورتی که بخواهند مجموعه روابط حاکم را به زیر سؤال ببرند، به راحتی در ناامنی شغلی و اجتماعی قرار می‌گیرند، در نتیجه آنها نیز همواره برای حفظ موقعتیت خویش، وظیفه خود را اظهارنظر در چهارچوب تعیین شده می‌دانند، و حتی برای حفظ موقعیت شغلی و حرفه‌ای خود نیز پس از مدتی تبدیل به موافقین تخصص‌های ساختگی می‌شوند. و دیگران را نیز از ورود اظهارنظر در حوزه تخصصی خود منع می‌کنند. در نتیجه ما با خیل روشنفکرانی مواجه هستیم که وظیفه خود را دفاع از نظام موجود و دفاع از موقعیت شغلی خود می‌دانند. آنان برای حفظ زندگی و امتیازات دریافت کرده برای همان تخصص محدودشان خود را موظف می‌دانند تا برای خوشایند مجموعه حاکم و یا رئیس مستقیم خویش به مجیزگوئی وارانه طرح‌هائی که خوشایند مجموعه روابط حاکم بر خودشان است کوشا باشند. امّا با نگاهی دقیق تر مشخص می‌شود که این پیچیده‌گی و این هزار توی مفاهیم و مقررات چیزی جز ابدی‌کردن و دائمی‌کردن نظام موجود یعنی بهره‌گیری از نیروی کار و حاکمیت نظام سرمایه‌داری نیست. و وجود دستگا‌ه‌های عریض و طویل، بوروکراسی حاکم، نظارت و بازرسی، جزءجزء کردن تخصص، گسترش دانش تجارت و ... همه در یک جهت حرکت می‌کنند و آن تضمین سود و حاکم نگه‌داشتن این نظام موجود است. بسیاری از رشته‌هائی که بعنوان تخصص بوجود آمده است ضرورت تمدن انسانی نیست، بلکه بیشتر ضرورت حفظ نظامی است که مبتنی بر سود است. بعنوان مثال، حفظ حقوق مالکیت، مسائل مربوطه به وام و بهره، بازاریابی و تبلیغات و حقوق مربوط به آنها رشته‌هائی هستند که تنها برای بالابردن سود و حفظ انحصار سرمایه‌های بزرگ بوجود آمده‌اند و در نبود سیستم حاکم می‌توان گفت به موزه‌های تاریخی سپرده خواهند شد. روشنفکر غیررسمی یعنی آنکه وابسته به این هزار چم نیست و یا خود را وامدار آن نمی‌داند می‌تواند کلّ آن را مورد سؤال قرار دهد و از این که به عدم تخصص و یا صاحب‌نظر نبودن متهم شود باکی ندارد. روشنفکر غیررسمی که بهتر است آنان را سرسپرده به مردم و منافع آنان بدانیم ترس از آنکه منزوی شده، شغل حقیرش را از دست بدهد، ندارد. او خود را وام‌دار مردم تحت ستم می‌داند که در دالانهای ایجاد شده بوسیله نظام حاکم آن چنان گیر افتاده‌اند که به راحتی برای خود راه نجات نمی‌یابند. روشنفکر مردمی بدور از فشارهای حاکم و ترس از دست دادن شغل وظیفه خود می‌داند که این مقررات دست و پاگیر برای تداوم حاکمیت انحصارات را برای مردم افشا کند و آنها را به نظامی فرا بخواند که در آن تخصص اصلی در خدمت هر چه بیشتر به مردم باشد و نه تخصص در حفظ مالکیت انحصاری شرکتها و سرمایه‌های بزرگ که چیزی جز سود را در نظر نمی‌گیرند و نهادهای کنترلی آنها تنها برای تداوم سلطه و حاکمیت موجود است. یعنی حاکمیت سرمایه‌داری
 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • آخرین خبر
  • اقتصادی
    • بانک
    • سهام عدالت
    • مشکلات اقتصادی
    • نامه وارده
  • بازتاب
  • تحلیل
    • شهر
  • جامعه
    • ازدواج
    • جرائم
    • خانواده
    • قانون مدنی
  • حقوق قضایی
  • زنان
    • تبعیض جنسی
  • سیاست
    • مجلس
  • مطالب ماهانه
    • تاریخ
    • خبر
    • شعر
    • فرهنگ و ادب
      • داستان
      • نقد ادبی
    • معرفی کتاب
    • نمایش
    • یاداشت مدیر مسوول
      • سرمقاله
  • مقاله
    • اجتماعی
    • فرهنگی
      • تاتر و سینما
        • نقد فیلم
      • مطلوعات
  • موسیقی
    • سمفونی ایران
  • نکته
    • شیطنت
  • نگاه به دیگران
  • چهره های برتر
    • روزنامه نگاری
  • کار و کارگری
    • قانون و کارگر
  • گردشگری
    • ایران
      • ایران شناسی
  • گزارش
    • گفتگو
  • یادمان
    • نویسنده

موضوعات ماه
جستجو