[ تاريخ انتشار :جمعه، 8 دیماه 1385]     [ موضوع :فرهنگ و ادب]    [نسخه قابل چاپ ]

 ادبیات در هزار توی تفتیش
[ م : اسفندیار فرد ]

اپیزود 1
گابریل گارسیا مارکز در اوراق پایانی «صد سال تنهایی» از پیرمردی می‌نویسد که در پستویی در شهر «ماکوندو» کتاب‌های خطی قدیمی می‌فروشد و جنون نوشتن دارد و نوشته‌هایش را در صندوق بزرگ و در گوشه‌ای می‌گذارد. این پیرمرد هیچ کاری ندارد جز نوشتن و جادادن اوراقش در صندوق‌های آهنی! روزی شخصی به نام «آلفونسو» لوله‌ای کاغذ از نوشته‌های او را در حبیب می‌گذارد تا به زبان محلی ترجمه کند، ولی یک شب آنرا در خانه دخترانی که از فرط گرسنگی تن به خودفروشی می‌دهند گم می‌کند.

پیرمرد پس از شنیدن این خبر برخلاف انتظار به جای آنکه عصبانی بشود و دعوا راه بیاندازد غش‌غش می‌خندد و می‌گوید : «سرنوشت ادبیات جز این هم نمی‌تواند باشد».
این سخن طنزآلود حاوی حقیقتی خشن در بطن واقعیتی به شدت تلخ و تکان‌دهنده است. ادبیات در آغاز هزاره سوم میلادی در برخی از کشورها به روزی افتاده که به قول همین نویسنده، کتاب‌ها را مثل «سر زباله» از روی اکراه ورق می‌زنند. اپیزود 2
طبق گزارش مطبوعات صدها کتاب پشت دیوار کسب اجازه مانده‌‌اند. ممّیزی این کتاب‌ها کاملاً سلیقه‌ای و به تشخیص و استنباط مأمور خوانش و گزینش یا از گردونه طبع و نشر خارج می‌شوند و یا پس از طی مراحلی، از چرخه بازبینی، موفق بیرون می‌آیند. تعداد کتبی که از غربال رد می‌شوند بسیار نادر است حتی کتاب‌هایی که در سال‌های قبل اجازه انتشار یافته‌اند. بر اساس اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی، نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشد آیا تمام کتاب‌های رده علوم انسانی پشت دیوار مانده، از این اصل مهم قانون اساسی عدول کرده و مرزهای مجاز قانونی را شکسته‌اند؟ چنین تصوری بعید بنظر می‌رسد مگر آنکه احتمال دهیم از نظر ممیزان، ادبیات و علوم انسانی عمدتاً طبعتی خطاکار دارند و باید مراقب بود تا چون ماهی از شست نجهند!
البته علل و عوامل به محاق رفتن کتاب‌های ادبی بر ما معلوم نیست و نیز آشکار نیست که با وجود امواج غیرقابل کنترل ماهواره و اطلاع‌رسانی اینترنتی، چند صد کتاب، آنهم از نوع داستان، رمان، شعر و نظایر آن با چند صد خواننده (تیراژ کتاب در ایران این را می‌گوید) چه خطری می‌تواند داشته باشد. این آثار پشت در مانده چقدر می‌تواند اثر تبلیغاتی برای اخلاق عمومی یا تأثیر سوء سیاسی داشته باشد؟ شعر و چکامه، داستان، طنز و غیره و ... حاصل تخیل و روح لطیف و شاعرانه انسان‌هاست و به تلطیف افکار و محیط زیست، شور و شوق زندگی. امید و نگاه واقع‌بینانه به آینده، دقت و ریزبینی و درک محیط پیرامون و برخورد مدّبرانه و مهربانانه با جامعه و مردمانش کمک شایان می‌کند. با علوم انسانی باید انسانی برخورد کرد. به یقین فکر و اندیشه را نمی‌توان در اطاقک‌های انفرادی کوچک محدود و محبوس کرد.
اپیزود 3
در دوران خلفای عباسی و درگیر و دار فرامین غلاظ و شداد آنان، بین سال‌های 351 تا 356 هجری قمری یعنی به مدّت 5 سال، یکی از امرای بزرگ سلسله «بنوحمدان» یعنی ابوالحسن علی بن حمدان ملقب به «سیف‌الدوله» بر شهرهای «حلب» و «حمص» حکم می‌راند. وی مردی بود ادب‌دوست و شاعر و به همین دلیل بر شاعران و عالمان عنایتی خاص داشت. بزرگان فکر و علم را می‌نواخت و اندیشمندان را احترام می‌کرد. در دوران او شاعران بزرگ عرب نظیر «المتنّبی» «ابوفراس حمدانی» و ازجمله «ابونصر محمد بن فارابی» فیلسوف و متفکّر شهیر ایرانی معروف به معلّم ثانی، قدر و منزلتی به‌سزا داشتند و در کنف حمایت این امیر مدبّر، در آرامش و آسایش زندگی می‌کردند و در جزیره آرامی که «سیف الدوله» میان تلاطم آخرین سال‌های حکومت عباسیان پدید آورده بود، آثار علمی وادبی گرانقدری از خود بیادگار می‌گذاشتند. وقتی در سال 339 ابونصر فارابی درگذشت. همین امیر ادیب‌پرور بر جنازه او نماز گذارد و نشان داد که در حیطة پهناور حاکمیّت خاندان عباسی نیز کسانی از حکومتگران بودند که در حد اعلا به روشنفکران و نویسندگان و ایضاً به شاعران و شعر و ادب و فلسفه و علوم متداول، احترام می‌کردند. نام این امیر از آن جهت در تاریخ باقی ماند که از یک سو معاصر چنین بزرگانی بود و از سوی دیگر دانش و تفکر را عزیز می‌داشت!
 اپیزود 4
در جهان کنونی ما، کشورهای کوچک اقماری یا آنها که در سده‌های واپسین قرن گذشته به راه توسعه، ترقی و ترفیع رفته‌اند در نخستین گام، گره‌های فروبسته بر دست و دهان و فکر و اندیشه را گشودند و آنگا به تبادل و تنوع فرهنگی. ورود دانش و فن. تعامل پویا با کشورهای توسعه یافته، گسترش مراکز فرهنگی، دانشگاهها، هنرستانها، پژوهشکده‌ها، ترویج مکاتب و مسلک‌ها و ... همت گماشتند. با ایجاد سازو کارهای لازم از خروج مغزها جلوگیری کردند. به استادان ممتاز کشور ارج نهادند و در راه آفرینش شعر و داستان مانع و رادع نتراشیدید. قطعاً یکی از معیارهای توسعه‌یافتگی، تعدّد هوشمندان و فرهیختگان یک کشور است که در زادگاهشان می‌مانند و جلای وطن نمی‌کنند. چه اتفاقی یک دانش‌آموخته مستعد را که سرمایه‌ای توانمند برای کشور زادگاهش محسوب می‌شود، به ترک دیار وا می‌دارد؟ به جز ابزار تحقیق و وسایل کار که شرطی است لازم. عاملی که اندیشمند نوآور را به ماندن فرا می‌خواند. محیط مستعد اجتماعی، فقدان فشارهای روحی و عقیدتی، و اجبار در پذیرش نحله و سلیقه حاکم بر نظام سیاسی است.
دانش آموخته تیزهوش محیطی طلب می‌کند که بتواند به راحتی حرف دلش را بزند. نارسایی‌ها را بیان کند. بگوید و بخواند و بنویسد و خود به بازی گرفته شود. آنان که ترک یار و دیار می‌کنند نه‌تنها برای فقدان ابزار لازم تحقیق و تولید به ترک میهن مبادرت می‌ورزند بلکه بیشتر به جهت فقدان آزادی است. آزادی اگر برای محقق و مکتشف و فیزیکدان یکی از ابزار ماندن در سرزمین مادری است، برای نویسنده و شاعر در حکم هواست. اگر نباشد زنده نمی ماند. برای ادبیات هیچ عاملی حیاتی‌تر از آزادی نیست. سانسور و حصر قلم در حکم ستاندن اکسیژن از یاخته زنده و مرگ قریب‌الوقوع اوست.
 چرا که نویسنده در ارتباط ارگانیک با جامعه می‌تواند موجودیت و حضور خود را بازتاب دهد. بذر آثار خود را از جامعه بگیرد و محصول آنرا به مردم عرضه کند. از این زاویه در دوران حاکمیت پس از انقلاب می‌توان با گشودن گره‌های سانسور و حذف نظاره سلیقه‌ای، به اندیشة هنری نویسندگان ما که از ذوق و قریحة سرشار بهره‌مند و نسبت به وظیفة اجتماعی و اخلاقی خود ملتزمند بال و پر پرواز دارد. به این ترتیب یکبار دیگر خلاقیت و بدایت قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در تاریخ سراسری ایران تکرار می‌شود.
 اپیزود 5
دورانی که ما از آن یاد می‌کنیم یکی از فروزانترین ادوار حیات علمی و ادبی ایران است.
قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم دورانی است که در طی آن نه از شمشیر آخته المنصور خبری هست، نه از خنجر خونریز حجاج بن یوسف و نه پیکانهای دل شکاف المتوکل. هر چه هست مدارا و بردباری است در برابر هر آنچه از روزنه‌های دانش فرو می‌تابد و روح و روان دانشی مردم را گرمی و جلا می‌بخشد. دورانی است که وظیفه سترگ انتقال علوم متداول زمان به عهده اندیشمندان ایرانی نهاده شده تا فلسفة و حکمت را که به تعبیر «هگل» به صورت «تفکر محض» در یونان آغاز شده بود، به ایران و سپس به اروپای محاط در تاریکی دگماتیسم، مذهبی، انتقال دهد.
این فرآیند چگونه حاصل شد؟ تنها دلیلی که ایران را در دوره‌ای نزدیک به دویست سال، پل انتقال دانش به آنسوی مرزهای آسیا قرار داد، گرایش فاتحان جدید بود به علم و هنر که قدرت را به مدد تدبیر از مستبدین عرب ستانده بود. در نجد ایران حکومت‌های محلی ایرانی، آزادی کتابت را به ابناء کشور اعطاء کردند. اینکه می‌گوئیم اعطاء آزادی از آن جهت است که در آن زمان نه از منشور ملل متحد در زمینه حقوق بشر و میثاق جهانی آزادی بیان و طبع و نشر خبری بود و نه از پذیرش حق تفکیک‌ناپذیر آزادی برای انسان. آنچه وجود داشت قدرت بلامنازع امیران و پادشاهان و اعمال این قدرت به اتباع کشور بود. بنابراین اعطاء آزادی کتابت و بحث و جدل و مناظره، نعمت و فرصتی بود استثنایی که از سوی حاکمان منطقه‌ای ایران به مردم هبه شد. حاصل چنین سیاستی دست‌آوردهای عظیمی بود که در همه رشته‌‌های علمی و ادبی پدید آمد.
 در نزدیک به دو قرن تا استیلای ترکان سلجوقی چهره‌های نبوغ آسیایی در پهنة ایران رخ نمودند که تا دوران معاصر نظایری برای آن نمی‌توان یافت. ما فقط به برجسته‌ترین آنها اشاره می‌کنیم و از بی‌شمار متفکرانی که مجال اشاعه عقاید خود را داشته‌اند در می‌گذریم. در شعر رودکی، شهید بلخی و فردوسی.
در عرفان و تصوّف یک از هزار بایزید بسطامی. ابوتراب نخشبی. ابوالحسن خرقانی. شیخ ابوسعید ابوالخیر و صدها و صدها نظیر ایشان. در علوم شرعیه، علم الحدیث. فقه و تفسیر قرآن محمد بن جریر طبری. ابوزید بلخی. عبدالرحمن نسایی. دینوری و ده‌ها نظایر آن. در حکمت و فلسفه و طب. زکریای رازی ـ ابن مسکویه ـ ابونصر فارابی ـ ابن سینا. در ریاضیات ابوریحان بیرونی و ابوالعباس باشهری گیلی. در موسیقی ابونصر فارابی هم‌چنان در تمامی علوم رایج در آن زمان. در این دوره بازار بحث و مناظره بین فِرَق، مکاتب و نحله‌های گوناگون رواج تام داشت و متصوّفه و فلاسفه آراء خود را آزادانه در کوی و بازار در معرض افکار عمومی قرار می‌دادند. کتابخانه‌ها مملو از کتب مختلف بود. با توجه به دشواری طبع و نشر در آن دوران، می‌توان به اهمیت کتابخانه‌ها و به حریت و آزادمنشی زمامداران آن عصر پی برد.
 طبق روایت، ابن مسکویه، ابوالفضل عمید وزیر معروف آل بویه کتابخانه‌ای حاوی صدها «بار » کتاب داشت. کتابخانه خلیفة فاطمی مصر. کتابخانه عظیم آل‌سامان، آل بویه کتابخانه عضدالدّوله دیلمی مشتمل بر کتابهایی در همه علوم که هر یک در اتاقهای معینی گردآوری شده بود. کتابخانه عظیم شاپور بن اردشیر وزیر بهاءالدوله دیلمی متجاوز از ده‌ هزار کتاب داشت که پس از تسلّط سلاجقه به آتش کشیده شد و از بین رفت. این کتب در اختیار مردمی بود که آنها را به امانت می‌گرفتند و به دیگری وا می‌گذاشتند تاریخ ایران رویدادهای علمی معطوف به این دوران را چون نگینی درخشان بر سینه خود آویخته و آنرا همواره حفظ خواهد کرد. جالب آنست که اکثر زمامداران ادب‌دوست و ادیب‌پرور آن دوران شیعه مذهب بودند و راه تسامح و بردباری را حتی با مخالفان دینی خود اعمال می‌کردند.
این بود نتیجة رواج فرهنگ تحمل، مدارا، آزادگی و دانش‌پروری سران حکومت‌های محلی ایرانی و وزرای عمدتاً دانشمند آنان در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری قمری، بی‌تردید اندیشه و هنر این دو قرن در بستن و کورکردن روزنه‌های فرهنگی به دست نیامده بود. رواج بازار کتاب و آثار متنوع و متکثّر، محصول تکامل علوم و ظهور علمای بزرگ است و نیز محصول آزادمنشی حکومتگران افسوس و صد افسوس که پس از استیلای سلجوقیان و سپس ایلغار بی‌امان وحشیان مغول طومار تمامی دستاوردهای دو قرن مذکور درهم نوردیده شد و عصر خذلان و تاریکی تمام عیار تاریخ ایران فرا رسید و اگر از برخی تحوّلات گریزپای عصر صفوی بگذریم تا ظهور انقلاب مشروطه ادامه یافت و آزادی و دانش اسطوره‌ای شد پیچیده در هزار توی تعصّب. خودکامگی، جهل، فساد و تباهی.
 اپیزود 6
آنچه در ابتدای این مقال از قول نویسنده بزرگ کلمبیایی نقل شد ندای ناامیدی آفریننده آثار سترگی است که از فرجام ادبیات و ازحال و روز آن درجهان امروز بیمناک است. جهان امروز با انقلابات علمی پیاپی و غلبه بر رازهای شگرفی که تصورش تا چند دهه گذشته ناممکن می‌نمود. انسان را با گرایش‌ها و انگیزه‌های دم به‌ دم تازه و بدیع به سمت نوعی از خود بیگانگی سوق داده است. عصر پایان فلسفه، امحاء تراژادی، محو خیال شاعران دل‌انگیز. پایان نجواهای رازآمیز و صور خیال و استحاله آن در امواج نامرئی شبکه‌‌های اینترنتی. به نسلی که هنوز لذت‌های بی‌پایان روایت شاعران و نویسندگان قرون گذشته را از یاد نبرده است، نوعی دلواپسی غلبه‌ناپذیر را القاء می‌کند. رئالیسم جادویی مارکز، لابیرنت های افسون‌کننده بورخس، نگاه جهانی پاز و ... به سرعت رنگ می‌بازد. در این تحولات بی‌توقف که با سرعت سرسام‌آوری یکی پس از دیگری فرا می‌رسد ادبیات معاصر ایران در کدام نقطه ایستاده است. ادبیات معاصر را باید از گردونة تفتیش رها کرد تا خود با دشواری و جان سختی به حیات دیرپای خود ادامه دهد.
 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • آخرین خبر
  • اقتصادی
    • بانک
    • سهام عدالت
    • مشکلات اقتصادی
    • نامه وارده
  • بازتاب
  • تحلیل
    • شهر
  • جامعه
    • ازدواج
    • جرائم
    • خانواده
    • قانون مدنی
  • حقوق قضایی
  • زنان
    • تبعیض جنسی
  • سیاست
    • مجلس
  • مطالب ماهانه
    • تاریخ
    • خبر
    • شعر
    • فرهنگ و ادب
      • داستان
      • نقد ادبی
    • معرفی کتاب
    • نمایش
    • یاداشت مدیر مسوول
      • سرمقاله
  • مقاله
    • اجتماعی
    • فرهنگی
      • تاتر و سینما
        • نقد فیلم
      • مطلوعات
  • موسیقی
    • سمفونی ایران
  • نکته
    • شیطنت
  • نگاه به دیگران
  • چهره های برتر
    • روزنامه نگاری
  • کار و کارگری
    • قانون و کارگر
  • گردشگری
    • ایران
      • ایران شناسی
  • گزارش
    • گفتگو
  • یادمان
    • نویسنده

موضوعات ماه
جستجو