اگر دولت احمدي نژاد به اقدامي دست مي زد كه نمونه هايي از آن را قبلا همه ي دولت ها پس از جنگ ، در ايران انجام داده اند ، شايد نتيجه ي اقتصادي و رفاهي بهتري از توزيع سهام عدالت مي گرفت . آن اقدام چه بود ؟ دولت مي آمد وشمار ديگري از صنايع زيان ديده را طي بخشنامه ها، مصوبه ها وصورت جلسه هاي هئيت دولت يا نهادهاي ذي ربط به گونه اي با اجبار پنهاني به بانك هاي دولتي ، سازمان تامين اجتماعي ، صندوق هاي بازنشستگي ، شركت هاي بيمه هاي دولتي و همانند آنها مي فروخت و پول آن را مي گرفت وبين گروه هاي اجتماعي هدف توزيع مي كرد .
دراين صورت آن واحدها وارد وادي زيان بار ديگري مي شدند ولابد بايد با گران فروشي يا كم فروشي يا عدول از تعهدات خود زيان ناشي از خريدن واحدهاي زيان ده را جبران مي كردند وبه احتمال بسيار بالا بخش اعظم اين گونه جبران سازي متوجه همان كساني مي شد كه وجوهي دريافت كرده بودند . درعادلانه ترين شكل اين كسان مي توانستند ازميان بيكاران ، زنان سرپرست خانوار ، محرومان قطعي وشناخته شده ،بيماران نيازمند وديگر گروهها ي اجتماعي هم رديف باشند . اما ممكن بود آنها همچنان از گروههاي برگزيده خاص كه پشتيباني آنها از دولت قطعي تر مي نمود باشند. شايد در اقدامي منطقي ترمبالغ به دست آمده به واحدهاي موثرتر رفاهي مانند صندوق بيمه هاي بيكاري داده مي شد .به هرحال بخشي ازاين منابع ، مجددا از طريق اقدام هاي جبرابي واحدهاي خريدارسهام ، از دست گروهي برخوردارشدگان بيرون مي رفت . اين گروه عمدتا فقيرترين ، بي پشتوانه ترين و نامتشكل ترين بخش هاي اجتماعي هستند. اما شايد سياست هاي اقتصادي تكميلي بتواند اين مهم واين شمار از آسيب پذيري را كاهش دهد ،اما وقتي اساس يك اقدام نادرست است وتوانمندي طبقات و واحدهاي قوي تر براي منعكس كردن زيان به روش ديگران نيز وجود دارد ، آنگاه سياست ها وتدابير جانبي كار چنداني از پيش نمي برند.
اما دولت با توزيع سهام عدالت ، يعني اعطاي سهام واحدهاي دولتي به مردم كم درآمد كاري ناموثرتر از روش ياد شده دربالا انجام داده است .واحدهاي زيان ديد ه سهام بندي شده واين سهام به گروههايي از مردم كه مستمند و كم بضاعت تشخيص داده شده اند ،بدون دريافت ما به ازاء منتقل شده است .چرا اين روش ناموثرتر وزيانمند است ؟ زيرا وقتي واحدها اساسا زيان ده اند وزير فشار رقابت هاي انحصارگران داخلي وخارجي قرار دارند وانگيزه هاي مديريتي و اقتصادي براي بهره ور كردن آنها وجود ندارد ، اين واحدها وشركت ها و موسسات دست كم ، چندسال زيان ده باقي مي مانند و تقريبا سودي به دارندگان سهام منتقل نمي كنند يا سود اندكي كه به اصطلاح پول آجيل چند روزه بچه مدرسه اي خانه است ، به بار مي آورند . اما مردم نيازمند ، درفشار بيشتر از آن هستند كه ايشان انتظار صبوري چند ساله وچشم به راهي ماندن براي معجزه مديراني كه عملا هرگز توسط آنان انتخاب نمي شوند داشته باشيم . آنها سهامي درحدود??? هزار تومان گرفته اند خانوار ?/? نفري( به طور متوسط )عملا چند برگ كاغذ به ارزش حدودا ?ميليون تومان به دست آورده انتظار سود ناچيز يا زيان يا سودمند كجا واين كه خانوار سهام را ? ميليون بفروشد وبه زخمهاي مزمن يا حادي زندگي اقتصادي خود بزند كجا ؟ درمنطق عقل اقتصادي سودجويي يك ميليون تومان دربازار آزاد براي او ماهي ?? تا ?? هزارتومان پول مي آورد از كرايه خانواده اش كم مي شود . اگر او بتواند همان سهام را دوميليون تومان به فروشد البته كه رقم هاي بالا دوبرابر مي شوند . اما انتظارات منطقي اقتصادي مي گويد او نمي تواند انتظار چنين قيمت فروشي را داشته باشد زيرا ورق هاي نا سود آور نبايد دربازار بسيار زيرك به همان قيمتي فروش برسند كه روي آن حك شده است.
نتيجه چه مي شود يا ورق پاره ها در دست ها مي مانند ، مي پوسنديا براي سن هاي بعدي سندتاريخي مي شدند چيزي مثل قباله ي ازدواج پدربزرگ و مادر بزرگ ها. اما ا حتمال بيشتري وجود دارد كه اين سهام خانوار به قيمتي زير 1 ميليون تومان فروش بروند . خريدار كيست ؟ زبل خان هاي رابطه دار كه كوچه پس كوچه هاي بازار ناپيدا را خوب مي شناسند .آنها سهام جمع مي كنند وسپس كارخانه و واحد را از آن خود ( شركاي بيروني وپرده نشين ) خود مي سازند و آن گاه وارد ماجراي ديگر مي شوند : تعطيلي كارخانه و فروش زمين آن براي بساز وبفروش ، فرورفتن مجدد آن به اين وآن واحد دولتي ، يا ضمانت گيري براي تغيير توليد و گران فروشي . ( خيلي از جنس هاي چيني مثلا شير آلات واقعا ساخت چين نيستند ، ساخت بنجل نشان وطن اند كه چه بسا سازندگان نام آور آن را مي سازند يا در آن شراكت دارند يا كسان ديگري به گونه اي سازمان يافته و پنهان آن را مي سازند وبر آن مارك ((ميداين چاينا )) مي زنند من خودم كه هيچ دوستم با همه ي ادعاي زرنگي اين را چند روز پيش در جريان تعمير شيرها ولوله هاي پوسيده خانه امان متوجه شديم . عرض نكردم اگر مستقيم وجه مزبور به خانواده ها داده مي شد زيانش كمتر بود ؟ اما اين همه ي داستان نيست .بحث بعدي من حول اين موضوع است كه قرار است شمار 4 تا 5 ميليون سهام دار جديد به سيستم سهام داري اقتصاد افزوده شود و در مجموع شما ر سهام داران كشور به بيش از 8 ميليون برسد . نظر من اقتصاد دان اين است كه فرض كنيم چنين بشود كه چه ؟ آيا اين افزايش شمار سهام داران آن هم بدين گونه كه طرح مي شود علامت رشد بلند مدت ، توسعه همگاني ، دموكراسي واين جور چيزها ست ؟ مطلقا خير اگر ما مي خواهيم نگاهي به آمريكا و ژاپن و آلمان داشته باشيم وبگوييم افزايش شمار سهام داران ورشد ورفاه ودموكراسي وآزادي خوب است كه از عرض كردن جاي علت ومعلول دست بر داريم ( گيرم نخواهيم كه ديدگاه سيستمي را در انديشه و تصميمات خود جوهري كنيم كه بايد بكنيم . بله اين سهام داري بازي وبازار بورس سازي نيست كه اقتصاد صنعتي پيشرفته كاپيتاليستي را بنا مي كند بلكه اين گونه اقتصاد است كه آن ضرورت هارامي سازد . اين بازار بورس نيست كه ليبرال دموكراسي را بنا مي كند اين ليبرال دموكراسي است كه درجوهره خود امروز براساس منافع قدرت اقتصادي انحصار ها قرار دارد وبه بازار بورس ونقل وانتقال شگفت آور مالي جهاني ( روزانه هزاران ميليارد دلار ) نياز دارد اين سرمايه داري جهاني شده واين جهاني سازي تحميلي واين امپرياليسم قديمي اند بنا به ضرورت آن ليبرال دموكراسي سهمي از غارت جهاني وتسلط تكنولوژي راناگزير به كارگران و طبقه متوسط مي دهد . اما دراين جا آمده ايم از بازار بورس وسهام دار كردن صوري و كاريكاتوري بورژوايي شروع كرده ايم آنهم آه كه چه بي ثمر . بازار بورس از سالها پيش از جمهوري اسلامي از زمان شاه شروع شد . پس از چندسال تعطيلي اكنون در حدود 15 سال است كه حسابي فعال است و صفحات ويژه ده ها روزنامه را به خود اختصاص مي دهد و هفتاد شركت بزرگ در بورس پذيرفته شده اند . بورس ها فرعي ( در تالار بورس ) وبه صورت بورس فلزات ومحصولات كشاورزي نيز ساخته شده اند . روزانه ميليارد تومان سهام خريد و فروش مي شود . اين بورس دو سه بار زمين خورده و زندگي اقشار پايين وابسته به آن را به روز سياه نشانده است . اين بورس مسئوليت بخشي از تورم را بر عهده دارد اما نه توانسته است معجزه هاي رشد پايدار بيافريند ، نه كرامت رفاه بخشي دارد ونه اثر اشتغال زا ( كه سهل است شمار بيكاران روبه فزوني دارد ) ميزان و ارزش توزيع سهام عدالت در مقابل ميلياردها خريد و فروش قمار بازي كه هرگز قمار نمي كنند و مرتب بر سود خود به زيان امنيت اقتصادي جامعه مي افزايند بسيار نا چيز است . سهام بورس به اجبار به واحدهاي عمومي كه متعلق به مردم و حاصل دسترنج آنان است مانند سازمان تامين اجتماعي واگذار مي شود به اين سازمان تالاب زيانها تبديل مي شود اما ميلياردها دلار سود از طريق همين بورس نصيب كساني مي شود كه كوپه هايي از قطار خروج 14 ميليارد دلار ارز از كشور در سال گذشته جا خوش كرده وسفر به خير بردند .اما من ترديد دارم كه همين سهام عدالت نيز عادلانه توزيع شود درست است كه من قطعا چند روز پيش مبلغ 364 ميليارد تومان سهام فولاد مباركه (معادل 2/24 درصد از سهام اين واحد ) به شركت كارگزي سهام عدالت منتقل شد اما از آن جا كه از نتايج قطعي اين گونه انتقال ها و نحوه توزيع آن ميان مردم تاكنون چيزي در اختيار نيست و از آنجا كه زبل خان ها پا به پاي انتقال سهام منتقل مي شوند وسايه به سايه آن راه مي روند و شانه به شانه ي دريافت كنندگان تقاضاي خريد مي كنند معلوم نيست كه عملاچه عدالتي در توزيع سهام عدالت رعايت شده است . خريداران واحدهاي سودده كدامند ، خريداران بعدي آنان چه كساني اند ، و دريافت كنندگان واحدهاي زيان دهي از چه سنخي اند . من مثل شمار ديگري از كارشناسان و با توجه به تجربه ماه هاي اخير چشمم آب نمي خورد كه ازعدالت و كار آمدي در حوزه هاي مالكيت سهام و رفاه اجتماعي به دست آمده باشد . بازار بورس قول داده است كه اطلاعات كافي از وضعيت بورس وبازار سرمايه در اختيار همگان قرار دهد ، اما اطلاعات واقعي آن است كه با تحليل روابط اجتماعي و اقتصادي واقعي ، نقد وتشكل و فعاليت مردمي همراه باشد ، چيزي كه روز به روز با محدوديت و بر خوردهاي سخت و باز دارنده روبه رو مي شوند .
