[ تاريخ انتشار :جمعه، 8 دیماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

[ محمدباقر صمیمی ]

اگر "درد به من چه مربوطه!!" در پوست و گوشت و خون و استخوان و شما هنوز ريشه ندوانيده بد نيست مروري به چند موضوع و خبر كنيم.‏ - مردي 80 ساله همسر 72 ساله خود را پس از 50 سال زندگي مشترك كشت. - بيچه معروف پس از تجاوز به بيش از بيست نفر كودك آنان را به طور فجيعي به قتل رساند.‏ - پنج فرزند يك مرد، پدر خود را به قتل رساندند و آن را قطعه، قطعه كردند و سوزاندند - مرد 23 ساله‌اي به هشت زن تعرض كرد - يك مرد به ظاهر مذهبي مدعي ارتباط با ... در اصفهان از 25 نفر 800 ميليون تومان! كمك مالي گرفت.‏ - مرد دعانويس افغاني مدعي ارتباط با ... توانست زنان را فريب دهد و پس از تجاوز به آنان مبالغ كلاني هم سوء‌استفاده مالي كرد. - دختر دانشجويي پس از مراجعه به دعانويس مورد تجاوز او قرار گرفت.

كلاهبرداري- دزدي- دعانويسي و رمالي- قتل- قتل- قتل
                                                                                            ****
 - تعداد زيادي از كارگران‏ براي دريافت حقوق پرداخت نشده خود تجمع كرده و مورد ضرب و شتم پليس قرار گرفتند.
‏ - رهبر سنديكاي رانندگان شركت واحد، مجددا دستگير شد - دانشجويان ستاره‌دار از تحصيل محروم شدند. - و ايران يكي از چند كشور داراي بيشترين تعداد مهاجران از نظر نخبگان است
- پوينده و مختاري دو تن از نويسندگان ايراني، ربوده شده و به قتل رسيدند. اين در ادامه يك سري قتل‌هاي زنجيره‌اي نويسندگان و دگرانديشان است. وكيل مدافع خانواده آنان هم رفت زندان - برنامه "هويت" تلويزيون‏
- بسياري از اهل دانش ادب و فرهنگ و سياست را- سكه يك پول كرد.‏ ‏
                                                                                            ****
- 5 روزنامه و مجله توقيف شدند. اين در ادامه توقيف نشريات فراوان ديگري است كه قبلا "قفل" شده بودند.‏ - چندين روزنامه‌نگار بازداشت شدند، احضار نويسندگان و روزنامه‌نگاران ادامه دارد.
- صدور مجوز براي كتاب و ناشران با مشكل روبه‌رو شده است- مميزي كار انتشار كتاب را سخت‏‌تر كرده است.‏ 
تعطيلي- توقيف- بازداشت- سانسور- در تنگنا قرار گرفتن اهل قلم و فرهنگ وهنر و اطلاع‌رساني
 
                                                                                            ****
- درآمد ايران با توجه به افزايش قيمت نفت افزايش يافت.
ايران در اين زمان يكي از ثروتمندترين زمان‌هاي تاريخي خود را سپري مي‌كند. ‏-
250 ميليون دلار به "هنيه" كمك مالي شد و به هر كارگر فلسطيني به مدت 6 ماه به تعداد معلوم ماهانه يكصد دلار از سوي ايران كمك مالي مي‌شود.‏
- برج‌هاي مختلف در تهران ساخته شده و برخي از 2 تا 3 ماشين در خانه خود استفاده مي‌كند. - مسافران براي دريافت بقيه پول كرايه خود از رانندگان، درگير مي‌شوند و آن را ممكن است! به سختي دريافت دارند! و يا هرگز دريافت نكنند! ‏
- هزينه قبور در بهشت زهرا ميليوني شد. خانواده متقفي مرده خود را گذاشتند و فرار كردند.‏
- گستره فقر در مناطق مختلف ايران- افزايش يافت و سطح فقر در ايران تاسف‌آور است.‏
بيكاري- تورم‏- بي‌مسكني و گراني آن- خودكشي- ترك‌تحصيل- طلاق- تجاوز- دزدي- شكايت عميق طبقاتي و ...‏
                                                                                            ****


 باز هم بنويسم؟ اين‌كه مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد! اصلا تمامي اين بدبختي‌ها و خبرها، عادي و جزيي از زندگي روزمره ما شده- مثل نفس كشيدن كه وجود دارد و به آن عادت كرده‌ايم و اصلا درباره‌اش فكر نمي‌كنم. در اين مسير ما از همه، حرف‌هاي "خوب، خوب" مي‌شنويم، با وعده‌هاي خوب‌تر اما مي‌بينيد كه چه وضعي است! بايد گفت ايران شده "سرزمين حرف‌هاي خوب و اعمال زشت" كوتاه نوشتم- تحليل و علل آن به‌عهده شما- منتظر نظرهايتان هستيم.

 پيروز باشيد- محمدباقر صميمي

مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :شنبه، 27 آبانماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 ملت هاي «ديكتاتور پرور» چه زماني خود را محاكمه خواهند كرد؟!
[ محمدباقر صمیمی ]

سرانجام صدام حسين، ديكتاتور عراق در طي حكم دادگاهي به پاي چوبه دار مي رود او را جلاد عراق- هم نام نهاده اند. شخصي كه در مدت زمامداريش هزاران نفر از مردم عراق را قتل عام كرد، و چند جنگ بزرگ را به منطقه تحميل نمود و هزاران نفر از مردمان خود و ديگر كشورها را به كشتن داد با خسارات مادي و معنوي بسيار از همه مهمتر پاي نظاميان ديگر كشورها را به منطقه باز كرد. كه اصلاً خوشايند مردمان اصيل، آزادي خواه و استقلال دورنگر طلب منطقه نيست. صدام را هر چه بناميم ديگر فرقي نمي كند. اما چگونه شد كه صدام آن مرد عشيره اي به يكباره    شخصيتي شد كه همه اين بلاها را مي توان بدو نسبت داد؟ آيا يك فرد مي تواند به تنهايي اينقدر توانمند باشد؟! كه تمامي معايب را   تنها از آن او دانست؟


اين سئوالي است كه همه بايدآنرا پرسش كنيم؟بسيار در اين زمينه مي توان تفكر كرد وجستجو،در اين جستجونقش ملت عراق تاچه ميزان؟آيا همين ملت نبوده اندكه سربازانش دراين قتل عام هاو جنگ هادست داشته اند؟خودصدام حسين وكادر رهبريش مگرچه تعداد بوده‌اند؟كه توانسته اند اينهمه كشتاركنند؟!حتماً براي كشتن يك فرد با ايمان مقاوم اگر دوسه نفرلازم نباشد لااقل به يكنفرنياز است.قتل عام ده ها هزار نفر كرد و مبارزعراقي مطمئناً به تعداد همان نفرات مقتول،  قاتل لازم داردو بسيار بيشترتاييد كننده و فزونتر سكوت كنندگان در برابر آن.اينان چه كساني بودند؟آيا جز اين است كه مردم عراق بوده اند؟درحقيقت بايد گفت كه مردم عراق همديگررا ميكشتند،اما به نام صدام! آنروز ها كه صدام با فريادهاي«يا صدام يا سيدي»با انبوهي از مردمان    به سياهي مي زد استقبال مي شد، آن مستقبلين چه كساني بودند؟ اكنون كه طشت اقبال صدام از بام به زمين افتاده همان انبوهي از مردم كه باز هم به سياهي مي زند فرياد مي زنند «الموت لصدام». بايد دقت كنيم! اين پديده شگرفت را. آيا مردم عراق و تحليل گران آگاه اين مهم را به بحث كشيده اند؟ سؤال اينست كه پديده به وجود آمدن ديكتاتورها در كدام بستر مناسب به نتيجه مي رسد؟ نقش ملت ها در پرورش ديكتاتورها تا چه ميزان است؟ به جرأت مي توان گفت كمتر كسي خود را درگير اين چالش و بحث مي كند و ورود به اين گونه مباحث شجاعت و مسؤليت بالائي را مي طلبد.
به شخصه معتقدم كه در پي به دار كشيدن يك ديكتاتور در حقيقت يك ملت ساخته دست خويش را به دار مي كشد. اما با اين دار كشيدن چون خود را مبرا از اين «پرورده خويش» مي داند خود را به نقد نمي كشد و در تسلسلي ديگر ديكتاتوري ديگر را در دامن خويش پرورش خواهد داد. و تنها موقعي بر در اين دور باطل قفل زده خواهد شد كه «ملت هاي ديكتاتور پرور» خود را هم همگام با ديكتاتور خويش به محاكمه كشند.
 بحث را در همين جا مي بنديم و منتظر تحليل ها و ديدگاههاي شما هستيم موضوع را جدي بگيريد.      پيروز باشيد       محمد باقر صميمي

مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :سه شنبه، 18 مهرماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 توقیف مطبوعات،تقویت عقب ماندگی ایران!
[ محمدباقرصمیمی ]

سرزمین ما ایران در رنج عقب ماندگی باقی مانده است .سرزمینی که بالقوه و بالفعل می تواند در رده ده ، بیست کشور رشد یافته دنیا قرار گیرد.باید خود را از مهلکه نجات دهیم . همه ما مسولیم ،تک تک آحاد ملت و همچنین حکومت.اگر که به این مهم دست نیابیم آیندگان ما را نخواهند بخشید. چه راهی را باید در پیش گرفت که این جهش به پیش انجام گیرد؟

هر كشوري براي خود الگويي را دارد و بر آن اساس برنامه ريزي هاي خود را پياده كرده و پله، پله راه ترقي را هموار مي كند. اما با تمامي الگوهاي متفاوت در جهان، همه در بخشي از تصميم گيريها مشترك عمل مي كنند. يكي از اين اشتراكات قبول نظارت همگاني بر امور اداره كشور است و در دل اين نظارت همگاني، يكي از تثبيت شده ترين آنها آزادي جريان اطلاعات و مطبوعات و بيان و قلم و عقيده است، اين تا بدان حد مهم است كه هر كسي مي خواهد حكومت را در اختيار گيرد جهت جلب نظر ملت وعده آن را مي دهد چون هم ملت و هم حكومت گران مي دانند كه اين مهم، يكي از نكات كليدي اي مي باشد كه ملت ها را توسعه يافته خواهد كرد، همچنين حكومت ها را. همانند همان وعده ها و شعارهايي كه رهبران جنبش 57 ايران سر دادند و اقبال عمومي را در پي داشتند. در يك كلام، تثبيت اين اصل كه حق آزادي از حقوق ذاتي ملت ها مي باشد و حكومت ها موظف به اجراي بي چون و چراي آن هستند و خلف وعده از آن رابطه بين ملت و حكومت كه (يك امر قراردادي است) را به هم مي زند و اگر اصرار و اجبار حكومت ها براي بهم زدن اين اصل و انجام ندادن آن تداوم يابد كشور با مشكلات بي شماري در امر توسعه ي حكومت و ملت و سرزمين روبرو خواهد شد و قرارداد بين ملت و حكومت بهم ريخته و تبعات و ضايعات بيشماري را در پي خواهد داشت. توقيف مطبوعات كه با بستن چند نشريه ديگر ادامه پيدا كرده در اين روزها توجه دلسوزان ايران را به خود جلب و نگراني آنان را جهت تثبيت و تقويت عقب ماندگي ايران از چرخه توسعه كه حق و توان اين ملت است را تشديد كرده، بهتر است كه قبل از هر چيز به اصل و وظيفه همه ما كه توسعه ايران است بينديشيم – چه شما حكومت گران و چه ما مطبوعاتيان. نگاه ها و تحليل هاي خود را براي ما بنويسيد. پيروز باشيد. محمد باقر صميمي
مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :دوشنبه، 13 شهریورماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 رنج اقتصادی مردم دردناک است
[ محمدباقر صمیمی ]

ایران امروزه یکی از ثروتمندترین زمانهای تاریخی خود را میگذراند. افزایش قیمت نفت این امکان را به برنامهریزان و مدیران داده است که بتوانند رفاه و زندگی مردم را رونق بخشند و آسودگی خیال برای آنان به بار آورند. اما اکنون مردم ایران از نظر معیشتی و خرج روزمره خود آسوده اند؟! براحتی می¬توان گفت، نه. بسیاری از ایرانیان نه تنها آسوده نیستند بلکه در رنج و عذابند، دخل و خرج زندگی آنان هیچ با هم نمیخواند و بسیاری صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و آبرومندانه در گرسنگی فزاینده حتا در حد استیصال زندگی می¬کنند. چرا باید اینچنین باشد!؟.

نزدیک به اکثریت ایرانیان با چشمانی از حدقه در آمده، اختلافات فاحش طبقاتی را میبینند و بسیاری آبرومندانه گرسنگی میکشند. چرا !؟ راستی، چرا باید این طور باشد!؟ هر کس آمد به آنان دم از عدالت و رفاه داد و گفت «در شرایط حساس کنونی تنها برای مدت کمی صبر کنید. ما عدالت اقتصادی و رفاه معیشتی را برایتان فراهم میکنیم.» اما بسیاری از ایرانیان، هر چه منتظر شدند، چیزی نصیبشان نشد. در حالی که در جلوی چشمان خود به عینه میبینند که این «شرایط حساس کنونی وطن» تنها برای آنان است و اقلیتی هیچگونه حساسیتی وطنی برایشان نیست!؟ و هر روز چاقتر میشوند در حد ترکیدگی! صریح باید گفت، جا برای ایرانیانی که آبرومند هستند تنگ شده است. و ایرانیان آبرومند چیز زیادی از خوان گستردۀ مُلک ثروتمند خویش، نصیبشان نمیگردد. چرا باید اینچنین باشد!؟ چرا!؟
 تحلیل ئهای خود را برایمان بنویسید. پیروز باشید.
محمد باقر صمیمی

مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :جمعه، 13 مردادماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 واینک شماره 2
[ محمدباقر صمیمی ]

رونا:در صفر نوشتيم تصميم گرفتيم كه كار بسيار سخت خود را شروع كنيم. در شماره يك نوشتيم ميخواهيم نشريه اي با مطالبي كوتاه وعميق باصفحات كم اما پر بار انتشار دهيم. در اين شماره، دو نكته اساسي پيش رويمان بود.
-1 نويسندگان قديمي تر به اين كار ما تن ندادند و بسيار مقاومت ميكنند حتي اجازه حك و اصلاح در مطالب راهم نمي دهند چه رسد به اينكه نوشته را به آنان برگردانيم تا كوتاه وعميق نويسي كنند. ناچار شدیم برخی نوشته های آنان را کار نکنیم. پوزش می طلبیم.

-2 نويسندگان جوان به سرعت از اينكار استقبال كرده ونكات ما را يا رعايت كرده ويا پس از باز كرداندن مطلب به راحتي پذيرفته و آنرا دوباره نويسي كرده و سعي در ارايه نوشته اي بر اساس روش ما كردند. از آنان سپاسگزاريم.
رونا را مي خواهيم محل برحورد انديشه هاي متضاد قرار دهيم .صفحات ما از آن همه آنان است؛ بيايند، زيبا خواهد شد.
جامعه: صفحات حوادث را مي خوانيم؛ پر است از مطالب پيچيده جرم و جنايت و خيانت . به نظر مي رسد ضريب دوستي و گذشت كم رنگ شده و زياده خواهي و اجحاف در جامعه رو به قزوني نهاده. مي بينيم حتا براي مسايل بسيار كوچك، جرم هاي بسيار بزرگي اتفاق مي افتد. بايد براي سالم سازي و امنيت جامعه كاري كرد. همه به فكر باشيم، دير يا زود ممكن است اين مشكل گريبان هركدام از ما را هم بگيرد. بدون اينكه حتي لحظه اي فكرش را كرده باشيم. چرا? براي ما تحليل هاي خود را بنويسيد.
 جهان: جنگ، جنگ، جنگ. انفجار، انفجار، قتل عام............... اين جهان به سوي بد سرنوشتي خود را دارد هدايت ميكند. سازمان ملل بسيار ناتوان نشان ميدهد. به نظر ميرسد جهان متمدن امروزي تنها از نظر تكنولوژي متمدن شده اما از نظر تمدن انسانيت نزول وحشتناكي را در حال تجربه كردن است. صلح كه دوستي ورشد مي آورد.
چرا پيشه اين جهان به اصطلاح متمدن نمي گردد. پاسخ وتحليل آن را برايمان بنويسيد.
 انجمن صنفي روزنامه نگاران : جامعه كوچك انجمن، نمونه اي از جامعه بزرگ ايران است اين روزها به خاطر جا به جايي قدرت در سطح كلان رقابت عجيبي بين دو جناح مدعي هميشگي پس از انقلاب در انجمن پديد آمده تا نتيجه انتخابات پيش رو را از آ ن خود كنند و هيئت مديره اي را بدست گيرند كه كار سخت هييت مديره هاي قبلي را ادامه دهند. به دست آوردن قدرت در اين انجمن به خاطر ويژگي اي كه شغل روزنامه نگاران دارد و رسانه ها را كه “جريان سازند”، روزنامه نگاران در اختيار دارند. انجمن را به صورت “تشكل مبدا” براي دست گرفتن ديگر مراكز قدرت در آينده در آورده است .تكاپويي به راه است كه مپرس . اما اميد است دست اندر كاران اين تكاپو “رقابت” را با ”دشمني” اشتباه نگيرند.
 هر دو جناح معروف گروهي را به دور خود دارند و كوشا در اين امر. نكته اي كه همانند تمامي سطوح ديگر جامعه است، گروهي هستند كه نه اين را قبول دارند نه آن را .مثل سطوح ديگر جامعه. آنان هم مترصد فرصت هستندكه روزي عرض اندام كنند . يعني “نيروهاي سوم” كه در حال شكل گيري است حال كي اين اتفاق بيفتد هيچكس نميداند . مثل كل سطح جامعه ایران. لازم است گفته شود كه سنديكايي هاي قديم مطبوعات انجمن صنفي روزنامه نگاران را بعنوان نهادي كه به جامعه روزنامه نگاري ايران تحميل شده است مي دانند وكمتر حاضر هستند كه خود را انجمني بدانند.
 جالب است. يك صنف و اينهمه تفرقه چرا ؟ و باز هم جالبتر اینکه اعضای روزنامه نگار به هنگام دادن لپ تاپ و مجوز طرح ترافیک 2000- 3000 نفر در انجمن در اسرع وقت حضور می یابند. و به هنگام رای گیری برای انتخاب هیأت مدیره و کارهای جدی به ندرت به 250 نفر می رسند. آیا اینان تشکل صنفی خود را با بنگاه خیریه که “آش نذری” می دهد، اشتباه نمی گیرند!؟
 باغچه خانه ما: و سر انجام آن هسته آلبالويي را كه با عشق به رويش آن در باغچه خانه نشانده بودم با آب دادن وتيمار سبز شد. درختجه اي حدود يك انگشت. خوشحالم كه ميتوان اين روز ها چيزي را كاشت كه سبز شود. آيا فكر مي كنيد كم چيزي است اين رويش؟
محله : كودك در بغل مادر سر بر شاته اش گذارده بود و به پشت سر او نگاه مي كرد. از دور برايش بوسه اي فرستادم جوابم را با لبخند داد. شكلك در آوردم؛ خنديد. تكرار هر كارم را با لبخند پاسخ مي داد. از كنارشان كه گذشتم به يكباره سرش را به سوي من برگرداند و در حاليكه با انگشت دستش مرا به مادر نشان ميداد گفت: اوووو............. و مي خنديد .يعني او دوست من است. اما اكنون در يك گوشه اي از جهان كودكي همانند او در بغل مادر و لبخند زنان در اثر راكت شليك شده اي از هوا پيمايي و يا يك انفجار انتحاري در حال “پَر، پَر“ زدن است.
شرح بيشتري لازم نيست. پيروز باشيد

مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :شنبه، 10 تیرماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 ما چه كار خواهيم كرد؟
[ محمدباقر صمیمی ]

شماره صفر را انتشار داديم؛ شماره يك مجله را پيش روي داريم. ما با اين مجله چه كار خواهيم كرد؟ -1حوصله ی خوانندگان بسيار پايين آمده وكمتر كسي ديگر وقت خواندن مطالب طولاني را دارد. بيشتر افراد درگير همه ی مسائل هستند، جز ارتقاء فكر و انديشه خود (استثناها را به كناري ميگذاريم). پس بايد به هنگام ارایه ی مجلهاي حتماً اين را در نظر گرفت.

-2چاپ نشريات با شمارگان بالا، شايد دردي را دوا نكند اين روزها اينترنت به راحتي به كمك نشريات آمده است. سايت ما در حال راهاندازي است.www.Ronamag.com -3ما واقعاً خود را در مقابل اسراف بيرويه ی كاغذ در سطح ملي و جهاني مسؤول ميدانيم. هيچ ميدانيد كه براي توليد يك ورق كاغذ، چه ميزان به درختان سرسبز و محيط زيست ملي و جهاني لطمه ميزنيم در اين مسووليت سعي ما اين است، بدون اينكه به مطالب لطمهاي بزنيم، سهم مسووليتي محيط زيست خودمان را هم ادا نماييم. ميدانيم «جهان منابع محدودي دارد». همه ی ما مسووليم. -4سعي ما اين است كه شيوه كوتاه و عميقنويسي را كار كنيم. با صفحات كم اما پرمطلب. ميدانيم اين كار بسيار سختي است هم به خاطر اينكه نويسندگان عادت به كوتاهنويسي ندارند و هم در بعضي از مطالب پژوهشي امكان این کار به سختي وجود دارد. اما كوشش ما اين است،بيشترين مطالب را با عميقترين نگاه در كمترين صفحات و كمترين هزينهها به انجام برسانيم. تا چه اندازه در اين كار موفق خواهيم شد، آينده روشن خواهد كرد. -5ما ميخواهيم، محور، مجله،خوانندگان،نويسندگان و شيوه ی كارمان همه با هم يكجا رشد كند. و با هم تكامل يابيم اميدواريم كه اين كار را به انجام برسانيم و در راهمان موفق شويم. -6طبيعي است كه بهترين راه دوام يك نشريه، قدرت جذب خوانندگان آن است. اين جذب، سواي علاقه ی خوانندگان به مجله، بايد با همكاري مادي و معنوي آنان همراه باشد. چون چاه نفت در اختيار نداريم كه خرج مجله كنيم. بايد از جذب آگهي،پايين آوردن هزينهها و از همه مهمترفروش نشريه توسط«اشتراك» استفاده كنيم. در اين كار با ما به طور جدي همكاري نماييد. -7سعي ما اين است كه اين مجله را جولانگاه نوشتارهاي جوانان با استعداد ولي بيتريبون قرار دهيم و از روش ديگران كه تنها 150-100 نويسنده را تنها اصالت قلمي ايران قلمداد كردهاند، دوري كنيم. اينان آيندهسازان اصلي سرزمين ما هستند. ما قديميها كه چندان «گلي به سر جامعه نزدهايم». پيروز باشيد
مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :شنبه، 20 خردادماه 1385]     [ موضوع :یاداشت مدیر مسوول]    [نسخه قابل چاپ ]

 پیش از آغاز
[ محمد باقر صمیمی ]

پس از سال ها انتظار، یک سالی است که پروانه ی نشر ماهنامه ی “رونا” صادر شده است. آن روزها که تقاضای این کار را کردیم، همه چیز رو به امید و شکوفایی به نظر می رسید؛ اقتصاد مملکت به نظر می آمد که تثبیت شده و شکوفا خواهد شد، امنیت قضاییِ کار سخت و زیان آور روزنامه نگاری حفظ خواهد شد، از فقر اقتصادی کار فرهنگی، رفته رفته کاسته خواهد شد و چه و چه و چه ... اما پس از قریب 8 سال انتظار جهت صدور پروانه ی نشر، روزی که اعلام شد این پروانه صادر شده است، از آن امیدها خبری نبود؛

وضعیت اقتصادی نشریات، نه تنها بهتر نشده بود بلکه وخیم تر شده و خیل عظیمی از روزنامه ها و روزنامه نگاران دچار محاق و بکن و نکن ها شده بودند. قانون مطبوعات تغییر اساسی کرده بود و نگاه مطلوبی به کار عظیم روزنامه نگاری در آن دیده نمی شد. ما به جای این که پس از سال ها انتظار، از این اجازه خوشحال شویم، ماتم گرفتیم که “حالا چه کنیم؟” ماهنامه را انتشار بدهیم یا نه؟ هر چه بیشتر تحمل و تأمل کردیم، دیدگاه رو به روی ما، روشن و استوار و امیدوار کننده نشان نمی داد. اما چه کنیم که با تمام این ها روزنامه نگاریم و کاری و عشقی و وظیفه ای جز این کار از دستمان بر نمی آید. گفتیم باداباد! ما که سال ها از بیان و قلممان نان نخورده ایم. بلکه بارها نانمان نیز به خاطر بیان و قلم بریده شده است. پس انتشار “رونا” را هم انجام می دهیم. اگر که خوب شد و آن مصایب گذشته ی اقتصادی و حقوقی را نداشت که چه بهتر و اگر بد شد، این هم روی آن بدی های پیشین اضافه؛ بالاخره ما شیر پاک خورده ی عرصه ی فرهنگ و قلمیم. باداباد. این شماره ی صفر ماهنامه را با بضاعت کم خود اما با امید به غنی سازی آن، تقدیم شما می کنیم. ما را یاری کنید. ما همچنان هستیم؛ شما کجایید؟!