[ تاريخ انتشار :جمعه، 8 دیماه 1385]     [ موضوع :گزارش]    [نسخه قابل چاپ ]

[ لیلا سعادتی ]

جمعيت عشاير از12ميليون نفر در نظام گذشته به 250-200 هزار خانوار در حال حاضر تقليل يافته و اين در حالي است كه 40 درصد گوشت قرمز كشور از دامهاي عشاير تامين مي‌شود. آفتاب سوزان نيمه شهريور ماهي كه گذشت. ساعت2 بعدازظهر در حالي كه گرما وجود هر موجود زنده‌اي را مي‌گداخت راهي بنياد ايران شناسي شدم خيابان ايران شناسي را در حالي طي مي‌كردم كه تماس‌هاي مكرر با دفتر جواد صفي نژاد عشاير شناس برجسته ايران بي‌نتيجه مانده بود و اميد مي‌رفت كه ديدار حضوري، ايشان بتواند به سوال‌هاي من پاسخ گويد:

رسيدن به بنياد ايران شناسي با آن معماري خاص هر خبرنگاري را به سر ذوق مي‌آورد، پله‌ها را يكي يكي طي مي‌كنم و امير هوشنگ انوري تاريخ پژوه و همكار استاد به استقبالم مي‌آيد مرا به دكتر صفي‌نژاد معرفي مي‌كند. اما دكتر، علاقه‌اي به صحبت و گفت و گو با من ندارد. از آنجا كه صبر و تحمل يكي از اركان حرفه روزنامه نگاري است. من نيز صبوري را پيشه كردم استاد صفي‌نژاد مشغول كار خود بود. نقشه‌ها را بررسي مي‌كرد. به آرامي مي‌گويم آقاي دكتر مي‌خواهم در مورد عشاير صحبت كنم و او قاطع مي‌گويد: علاقه‌اي به گفت و گو ندارم.
 يكي از همكاران روزنامه نگارتان چندي پيش به منزل من آمد و وقت مرا تلف كرد و چند جلد كتاب نيز با خود برد تا معرفي كند ولي تاكنون هيچ خبري نشده است. بنابراين علاقه‌اي به صحبت و گفت وگو با خبرنگاران را ندارم. خبرنگاران وقت و زمان تلف مي‌كنند و در نهايت اطلاعات را بر عكس منتقل مي‌كنند. و من در جواب مي‌گويم، همه را كه نمي‌توان با يك جواب راند.
 و دكتر جوابي نمي‌دهد و سكوت مي‌كند و نيم ساعت به همين منوال سپري مي‌شود. دكتر صفي‌نژاد مشغول كار خود است. از استاد مي‌پرسم هنوز در دانشگاه تدريس مي‌كنيد او جواب مي‌دهد از ترم جديد تدريس نمي‌كنم حوصله دانشجويان قلابي را ندارم. كار بنياد ايران شناسي فشرده و سنگين است. استاد صفي‌نژاد روزهاي دوشنبه و پنجشنبه به بنياد ايران شناسي مي‌آيد، گويا آن چنان از دانشگاه ، دانشجويان و خبرنگاران و..... خسته است كه فقط بنياد مي‌تواند خستگي استاد را بزدايد.
 استاد همچنان به كار خود مشغول است نقشه‌ها را بررسي مي‌كند. رنگ مي‌كند به همكاران تذكراتي مي‌دهد گويا من هيچ حضوري ندارم. سكوت را مي‌شكنم، از استاد مي‌پرسم بجز حوزه‌هايي كه تحقيق و پژوهش كرده‌ايد در چه حوزه‌هاي ديگري پژوهش انجام داده‌ايد، استاد همانگونه كه به كارش مشغول است و نگاهي نيز به من نمي‌اندازد پاسخ مي‌دهد: هميشه در حوزه‌هايي كار مي‌كنم كه ديگران كار نكرده‌اند مانند عشاير، قنات، واحدهاي وزن و..... و دوباره سكوت حاكم مي‌شود دقايق به همين نحو مي‌گذرد گويا استاد با يادآوري فعاليت‌ها و پژوهش‌هايش به صحبت كردن رغبت بيشتري نشان مي‌دهد. من نيز از اين فرصت استفاده مي‌كنم. دكتر صفي‌نژاد كه بيش از40سال را در حوزه عشاير و ايلات ايران به تحقيق و پژوهش پرداخته است، در مورد ساختار اجتماعي عشاير مي‌گويد: طبقات اجتماعي عشاير به دو دسته تقسيم مي‌شود فرماندهان و فرمانبران در پيشوند اسامي فرماندهان كسي مي‌آيد مانند كي خسرو و فرمانبران نيز با نام كا شناخته مي‌شوند مانند كاتقي.
همچنين بانوان عشاير نيز با نام‌هاي خاصي شناخته مي‌شوند زناني كه اسامي آن‌ها با بي بي آغاز مي‌شود مانند بي بي صنوبر متعلق به طبقات بالا هستند و طبقات عوام با پيشوند د شناخته مي‌شوند مانند د خديجه ...... وقتي استاد صفي‌نژاد از عشاير و نحوه زندگي آنها سخن مي‌گويد برقي در چشم‌هايش مي‌درخشد. به گفته استاد، تعداد عشاير ايران بعد از اصلاحات ارضي كه محمدرضا شاه انجام داد، به ميزان زيادي كاهش يافت. در سال‌هاي ابتدايي حكومت پهلوي عشاير ايران بالغ بر12ميليون جمعيت بودند. اما در حال حاضر اين رقم به200-250 هزار خانوار كوچكتر تقليل يافته است. دكتر صفي‌نژاد در ادامه صحبت‌هاي خود از اينكه به نقش عشاير در كشور آنچنان كه بايد و شايد پرداخته نمي‌شود گله‌مند است. به اعتقاد وي، عشاير در طول تاريخ استقلال كشور را حفظ كرده‌اند. و طرح‌هايي كه براي اسكان عشاير اجرا مي‌شود، تضاد اساسي با اصل عشيره‌نشيني دارد. وي ادامه مي‌دهد:40 درصد از گوشت قرمز كشور توسط دام‌هاي عشاير تامين مي‌شود طبق برآوردها بيش از50 ميليون گوسفند در كشور وجود دارد كه از اين تعداد40درصد اين دام‌ها مربوط به عشاير است.
عشاير علاوه بر اينكه بخشي از نياز گوشت قرمز كشور را تامين مي‌كنند، پشم و پوست و شير نيز از فرآورده‌هاي دام‌هاي آن‌هاست. بنابراين با اسكان عشاير چه بر سر اين فرآورده‌ها خواهد آمد؟ عشاير به خاطر دام‌هاي خود كوچ مي‌كنند مانند عشايري كه در سوئد زندگي مي‌كنند. اما دولت سوئد اقدامي براي اسكان عشاير كشور خود انجام نداده است اما دولت هميشه طرح‌ها و بودجه‌هايي را براي اسكان عشاير اختصاص مي‌دهد كه در واقع با اين عمل، ضربه هولناكي را متوجه اقتصاد دامي، فرهنگ، تمدن و تاريخ مي‌كند.
استاد در ادامه صحبت‌هاي خود همان گونه كه از طرح اسكان عشاير گله‌مند است و آن را طرح نامربوط مي‌داند به پژوهش‌هاي بيشتر در مورد عشاير تاكيد مي‌كند. وي همچنين در ادامه مي‌افزايد4تا 7ميليون نفر از جمعيت كل ايران در ساختمان منسجم ايلي زندگي مي‌كنند و به عضويت خود در اين ساختمان شعور كامل دارند. استاد صفي‌نژاد در تحقيقات مفصلي كه در مورد كوچ عشاير و زندگي اين گروه انجام داده است تحقيق جامع نيز درباره كوچ ايلات انجام داده است.

محل سردسيري

 

گرمسيري

شاهسون

ييلاق سبلان

 

دشت مغان

بختياري

كوههاي بختياري

 

مناطق جلگه‌اي خوزستان شمالي

قشقائي

دامنه‌هاي شرقي دنا

 

جلگه‌هاي جنوب فارس

بويراحمدي

ارتفاعات شمالي بويراحمد

 

مناطقي از ممسني و كهكيلويه جنوبي

لرستان

دامنه‌هاي كبيركوه

 

لرستان جنوبي و خوزستان شمالي

كهكيلويه

ارتفاعات شمالي كهكيلويه

 

مناطق جنوبي كهكيلويه

باصري

كوههاي شمالي مرودشت

 

جلگه‌هاي جهرم و لار

 

گفت و گوي رونا با استاد صفي‌نژاد و نزديك به دوساعت طول كشيد. در اين زمان مناسب، اغلب پرسش‌ها بي‌جواب ماند يا اصلاً مطرح نشد. به هر حال استاد صفي‌نژاد قريب به80سال از عمر پربارش مي‌گذرد و دل خوشي نيز از روزنامه نگاران ندارد. همين گپ كوتاه نيز براي ما غنيمتي بوده است همچنين مباني جغرافياي انساني- تحليل و تفسير اسناد روستايي و عشاير ايران در دو جلد و كتاب‌ها و مقالات فراوان ديگر از نوشته‌هاي اين استاد است.
مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :پنجشنبه، 12 مردادماه 1385]     [ موضوع :گزارش]    [نسخه قابل چاپ ]

 سَنبل های پر شکوه ایرانی در تابلوهای مدرن داود سرفراز
[ ... ]

تابلوهای نقاشی اش را که می بینی حس غریبی به تو دست می دهد. تو به راحتی می توانی با آن تابلوها عاشق شوی، شاعر شوی، به میهنت عشق بورزی ، هویت اصیل فراموش شده ات را بازیابی ، تابلوهایش به تو به راحتی هویت می بخشد، یک هویت ملی. پس از دیدن این تابلوها از خودت شرمنده می شوی « که چقدر بی خبر شده ای از هویت و سنبلهای بومی ایرانی ات » . زیبائی و گیرائی و سبک نقاش – با کرشمه ای زیبا همراه با ترکیب رنگ و بوم و آکرولیک و با پس زمینه ای قوی از داشته های قرنها هنر و شعر و عرفان و بطور کلی سنبل های قوی ایرانی- تو را دوباره زنده می کند و تو را به تو بازمی گرداند. توای که با خود و هویت بومی ات ، به هر دلیل غریبه شده بودی و او با چیره دستی خود آن را دوباره شعله ور می سازد و این است همان قدرت هنر سیال و پویا که با کارهای داود سرفراز در تو شکل میگیرد. تابلوهائی با سنبلهای پرشکوه ایرانی با تکنیکی مدرن .

تحصیل کرده دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است . رشته هنرهای تجسمی، می گوید تحت تأثیر سبک هیچکدام از اساتیدم نبودم. اما تکنیک نقاشی را از آنها آموختم، بیشترین تأثیر را هم استاد هاینیال الخاض، بر رویم گذارد، تا قبل از مقیم شدن در دورتمند آلمان، بیشتر کارهایم رئال بود. تحت تأثیر نقاشی های دوران اوائل انقلاب و با سوژه های اجتماعی . در نمایشگاه گروهی بسیاری شرکت کردم . اما سیر تکاملی نقاشی ام پس از دانشکده: یک فاز تنهائی را تجربه کردم ، سعی کردم آمیزه های دوران دانشگاهی را فراموش کرده، تا اینکه بتوانم به سمت دیدگاه شخصی خودم حرکت کنم و برداشت های شخصی خودم را از کار مدرن ارائه دهم و تا حدودی امضاء شخصی خودم را در کار نقاشی پیدا کنم اما پس از حضور در خارج از کشور نقاط عطف کارم بیشتر در آن جا بود. علیرغم اینکه بسیاری می گویند آنجا امکانات بیشتر است و بدین خاطر رشد می کنی اما من باز هم در تنهائی خودم و با کار مستمر سیر رو به رشد خودم را انجام دادم . و با اینکه تابلوهایم را با تکنیک مدرن خلق می کنم اما هیچگاه نتوانسته ام شکوه سنبلهای ایرانی را فراموش کنم و پس از خلق اثرم احساسم این است هزاره های هنری، اجتماعی ، عشقی ، احساسی ایرانیم را به یکباره در تابلوهایم نقش داده ام همانند شعر شاعری شوریده که خود ندانست چگونه سرود این اثر را من نمی توانم به سئوال شما که تکامل پیدا کرده ای پاسخی دهم. زیرا تعریف از خود در فرهنگ ایرانیت من نیست. اما احساس می کنم که ایستگاههای ذهنی، روحی و روانی خودم را پیدا کرده ام و رنگ و فرم را به این ایستگاهها می توانم نزدیک کنم . در پاسخ به نقش هنر بومی ایرانی در آثارش وانتقال آن به بینندگان خارجی می گوید : در کار من سنبل به عنوان یک تکیه گاه فلسفی که به اعتقاد من در متن فرهنگ ایران همیشه وجود دارد، دنبال می شود و این از عناصر ذهنی بومی است که همیشه همراه من است و سنبل ها جزو فرهنگ ایران است به دلیل اینکه در این فرهنگ واقعیت هم از بیرون و هم از درون دیده می شود و من یا گاه از بیرون و اقعیتت به درون آن و یا برعکس سفر می کنم . اما نقش من این است که من خودم را به واقعیت دسترس محدود نمی کنم – یعنی اینکه من درک ذهنی و شخصی خودم را از واقعیت به تصویر نزدیک می کنم . همانند قالی ایرانی – که به لحاظ تصویری تماشامند است و غنی و خوش رنگی در قالی ایرانی رابه راحتی به خوش رنگی در مینیاتورهای ایرانی می توان تشبیه کرد و خوش رنگی یکی از عناصر ذهنی، تصویری ایرانی است که در حقیقت جنبه ( رمانس) این ذهنیت را نمایندگی می کند و من این خوش رنگی را به عنوان یکی از عناصر کارم به کار می برم . می پرسیم ، فکر نمی کنی با بودن در خارج از محیط بومی ات سبک کنونی کارت هم تغییر کند ؟ با مکث بسیار – اصیل بودن و تازه گی دو عنصر مهمی است که همیشه ارتباط دیالکتیکی آنها برایم مهم است .
مطلب قبلی
مطلب بعدی
[ تاريخ انتشار :شنبه، 20 خردادماه 1385]     [ موضوع :گزارش]    [نسخه قابل چاپ ]

 نمایشگاه کتاب و مطبوعات
[ ... ]

شهر تهران از 14 اردیبهشت، به مدت 10 روز، شاهد برگزاری نمایشگاه های “کتاب” و مطبوعات” بود. نمایشگاه هایی که با تمام کاستی ها و سختی ها، جشن سالانه ی اهالی قلم و فرهنگ است و مخاطبین سمج و علاقه مند خود را دارد. شلوغی نمایشگاه نشان از استقبال مردم ، به ویژه جوانان و میانه سالان دارد و باعث دلگرمی اهل فرهنگ می شود و اندک گشایشی نیز در رونق اقتصادی دست اندرکاران نشر و مطبوعات ایجاد می کند

به نظر می رسید سالن های مختلف نمایشگاه بین المللی تهران که صبورانه نظاره گر اهالی مقیمِ ده روزه ی خود هستند، حتما خاطره ی نمایشگاه های صنوف دیگر و سال های پیش تر را کم و بیش به خاطر می آورند و شب هنگام به “پچ پچ” و در گوشی گفتن با یکدیگر پرداخته و چیزهایی با هم خواهند گفت که صلاح نمی دانند بلند و با صدای رسا آن را بیان کنند. هرچه بود این نمایشگاه با خوبی و بدی هایش به مدت ده روز همه را گرد خود جمع کرد که بگوید: ما هنوز هستیم.