[ تاريخ انتشار :جمعه، 8 دیماه 1385]     [ موضوع :نقد فیلم]    [نسخه قابل چاپ ]

[ یاشار مالکی ]

ابوالحسن داوودی را در عرصه فیلمسازی به دلیل وجود آثاری چون «سفر جادویی»، «جیب‌برها به بهشت می‌روند» و ... در کارنامه‌ سینمایی‌اش، بیشتر به عنوان فیلمسازی با گرایش به ژانر کمدی می‌شناسیم، امّا «تقاطع» تجربه متفاوتی از اوست که حتی در «سفر عشق» نیز که اثری خارج از ژانر کمدی است، چنین آزمونی را شاهد نبودیم. او در «تقاطع» با دستمایه قراردادن فیلمنامه‌ای ـ که کار مشترکی با «فرید مصطفوی» است ـ به ارائه اثری متفاوت در شیوه روایی، فضاسازی، شخصیت‌سازی و ... نایل آمده است که بررسی و تعمق از زوایای هر یک از آنها ویژگی کار فیلمساز را نشان می‌دهد.

در مجموع، آخرین اثر داوودی، از ساختار منسجم و هوشمندانه‌تری برخوردار است که یکی از عوامل مؤثر در آن را می‌توان دقت و ظرافت شخصیت‌سازی در متن و صحنه‌های فیلم دانست. به نحوی که به جرأت می‌توان گفت، با وجود کاستی‌هایی که در پرداخت برخی از شخصیت‌ها و روابط آنها مثل فرهاد (سروش صحت) و مهسا (باران کوثری) مشاهده می‌شود، شخصیت‌سازی فیلم را می‌توان از جمله نقاط قوت آن دانست و جایگاه ویژه‌ای را در این زمینه برای آن در ژانر سینمای اجتماعی ایران قایل شد. هر چند که به نظر می‌رسد عامل ممیزی، مانع پر رنگ تر شدن ریشه‌یابی و علل اجتماعی ابعاد شخصیت‌ها و روابط آنها شده است، امّا فیلمساز با گزینش تیپ‌های مختلفی از اقشار و طبقات اجتماعی و قراردادن آنها در موقعیت‌های خط داستانی سعی کرده است که زمینه‌های تعمیم‌پذیری آنها به جنبه‌های اجتماعی را فراهم آورد. در مجموعة ساختار فیلم نیز فیلمساز با ارائه تصاویری از ازدحام و ترافیک خیابان‌های تهران در نماهای عمومی از زوایه بالا، به نحوی سعی کرده است که شخصیت‌ها و روابط آنها را نمونه‌ای از مناسبات پیچیده موجود در هزار توی جامعه شهری تهران معرفی کند و انتخاب عنوان فیلم (تقاطع) نیز با توجه به جنبه‌های ایهامی آن، خود اشاره‌ای به نحوه تلاقی این روابط در مناسبات این جامعه است. شخصیت‌ها در متن فیلمنامه با وجود تفاوت‌های طبقاتی، شغلی و سنی‌شان، از ویژگی‌های مشترکی هم برخوردارند که مهمترین آنها را می‌‌توان درگیری ناخواسته با وقایع، نبود تفاهم و همدلی بین نسل‌ها (نسل جوان و نسل میانسال) و قربانی شدن در رابطه با یکدیگر دانست. البته بازتاب این ویژگی‌های مشترک به منزله ارائه شخصیت‌ها و روابط همسان و کلیشه شده نیست، بلکه ترسیم ایماژیک جبر محتومی است که انسان‌ها در مناسبات پیچیده جامعه بزرگ شهری به یکدیگر تحمیل می‌کنند و در مفصل مشترکی (تقاطع) به تعامل و یا تقابل با هم می‌رسند. پیامد این تعامل و یا تقابل برای هیچکدام از شخصیت‌ها در موقعیت‌های متفاوت سنی و اجتماعی روشن و مشخص نیست. همه آنها در تقلای توجیه لحظه‌ای هستند که در آن به سر می‌برند و اساس خط داستانی متن نیز از همین شیوه‌های برخورد و توجیه لحظه‌ای منشاء می‌گیرد و تداوم می‌یابد. نامشخص‌بودن این پیامد از سکانس‌های اولیه فیلم، آنجا که لجاجت و غرور پدرام (بهرام رادان) به کشته‌شدن دو شخصیت فیلم می‌انجامد، شروع می‌شود و تا سکانس نهایی که باتعلیق سرنوشت او توأم می‌شود، ادامه می‌یابد و به اوج می‌رسد. در حد فاصل این آغاز و انجام نیز وقایع فیلم در بستره پیامدهای نامشخص ناشی از کنش و واکنش شخصیت‌ها شکل می‌گیرد و از ورای آن، پیام اصلی فیلم نیز به نحوی به عنوان هشدار ارائه می‌شود. هر کدام از این پیامدها با قربانی‌شدن یک و یا چند شخصیت فیلم همراه است که در این میان، نسل جوان ضربه‌پذیرترین و اصلی‌ترین قربانیان این مناسبات و پیامدهای آن شناخته می‌شوند و بارزترین نمونه آنها مهسا و شادی (خاطره اسدی) هستند که در عین حال، تجلی شخصیت‌های مظلوم نیز محسوب می‌شوند. در متن فیلم هر چند که حضور شخصیت پسر بچه گلفروش به عنوان نمادی از نسل آینده و شاهدی بر رفتار نسل جوان امروز، پرداخت ظریفی از شخصیت‌سازی در فیلم را نشان می‌دهد، امّا حضور زن گلفروش (نیره فراهانی) توجیهی در روند تکاملی خط داستانی و روابط و مناسبات شخصیت‌ها ندارد و مانند شخصیت‌‌های خانواده مهسا و بهناز پس از مرگ آنها، باری اضافی بر متن به نظر می‌‌آید. در این میان، شخصیت حمید اسید (بیژن امکانیان)، پدر پدرام (محسن قاضی مرادی) و دکتر مینو رحمانی (فامطه معتمد آریا) به عنوان نمونه‌ای از شخصیت‌های مختلف اجتماعی از نسل میانی، پرداخت ظریفی را آشکار می‌‌سازند که در عین حال، به دلیل حضور بازیگران مجرب و توانا در بازآفرینی آنها، ملموس‌ترین شخصیت‌های فیلم را نمایان می‌سازند. به طور کلی، با وجود ضعف‌های آشکار و پنهان در یک بررسی اجمالی می‌توان شخصیت‌سازی فیلم «تقاطع» را یکی از عوامل موفق در ساختار کلی آن دانست و در کارنامه سینمایی فیلمساز آن را گامی در بستر تکامل به ثبت رساند. ـ