[ تاريخ انتشار :شنبه، 10 تیرماه 1385]     [ موضوع :گزارش]    [نسخه قابل چاپ ]

  مسعود برزين، اولين دبير سنديكاي روزنامهنگاران و خبرنگاران ايران
[ ]

شايد سال هاست كه كسي از اهالي مطبوعات به سراغش نرفته است. البته اين جوانها را ميگويم-قديميها كه خط و ربطشان به قاعده است.
 انقطاع بين دو نسل، رفته رفته دارد فاجعه به بار ميآورد. كوششمان اين است كه نگذاريم اين اتفاق بيفتد. او 3 فرزند دارد؛2 پسر و يك دختر و زني هنرمند و مهربان كه به دقت مواظب احوالاتش است. كتابش را بزرگوارانه برايم پشتنويسي كرده و مرا مورد تفقد قرار داده است پيشگفتار آن را با هم ورق ميزنيم.
همان كتاب معروف، شناسنامه مطبوعات ايران (از 1215 تا 1357) - در سال 1318 بر سبيل اتفاق، يك مجله ی انگليسي زبان به دستم آمد؛ مكالمهاي از آن را راجع به چتر نجات ترجمه كردم و براي روزنامه ی اطلاعات فرستادم. نوشته بودم به قلم «مسعود برزين» ولي سردبير روزنامه آن را تصحيح كرده بود: ترجمه «مسعود برزين». جواني هم دنيايي دارد. در همان سال مجله ی راهنماي زندگي به مديريت حسينقلي مستعان راه افتاد.
 براي آن مجله شروع به ترجمه كردم. به اين ترتيب به دنياي مطبوعات راه يافتم. بعد به ترجمه و خبرنگاري براي روزنامه ی « مهر ايران» پرداختم؛ روزنامهاي كه چند سال بعد به سردبيرياش رسيدم.
در مدرسه ی روزنامهنگاري لندن اسم نوشتم. چيزي را كه تأكيد داشتم بياموزم، نحوه ی تهيه ی آرشيو مطبوعات بود. - اگر ادعا كنم كه هند در زمينه مطبوعات قديم ايران غني است. راه اغراق نپيمودهام. - اولين كتابم راجع به مطبوعات در سال 1343 به چاپ رسيد و سه سال در دانشگاههاي هند و هلند به عنوان يك كتاب جنبي دروس شناخته شد. كتاب دوم در سال 1354 ظاهر شد. كتاب سوم در سال 1362 كتاب چهارم زير عنوان «تجزيه و تحليل آماري مطبوعات ايران» چاپش پايان يافته و منتظرمجلد.
 كتاب پنجم، با عنوان «مطبوعات ايران در نخستين سال انقلاب اسلامي» 8-1357 آماده به چاپ است و آخرين آنها همين كتاب است (پاييز 1371). بدين سان در عرض 24 سال شش كتاب درباره مطبوعات ايران تقديم كردهام. - در دهه ی 40 و نيمه ی دهه ی50 تدريس دورههاي كوتاه روزنامهنگاري كردم و به مدت 5 سال هم در دانشگاه تهران مدرس روزنامهنگاري و روابط عمومي بودم. - سانسور با توليد مطبوعات آغاز شد و هميشه سد راه پيشرفت آنها بوده است. - تيراژ يا تعداد نسخ چاپ شده روزنامه/مجله در هر شماره از آغاز در ايران مهر محرمانه بر پيشاني داشته است. مديران و ناشران سعي داشتهاند از ذكر آن خودداري كنند و در مكالمه رقمي به مراتب بيش از واقعيت به زبان آورند.
 زيرا تصور بر اين بوده و هست كه هرچه تيراژ بيشتر باشد، نشريه مهمتر است. در نخستين قرن از حيات مطبوعاتي، روزنامههايي بودند كه چه بسا با تيراژ كمتر از 500 نسخه، واويلا كردند و نسخ آنها دست به دست گشته و در قهوهخانهها با صداي بلند خوانده شده و افكار عمومي ايجاد كرد و در يكي از قوانين مطبوعاتي ذكر تيراژ در هر شماره اجباري بوده ولي كسي براي اين بند قانون تره هم خرد نكرد
 
 نظرات

آدرس ایمیل:            

آدرس سایت یا وبلاگ:

 

مشخصات نویسنده


نام نویسنده:
محفوظ
ایمیل نویسنده:
ندارد
ارسال به دیگران
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):

دسته بندی مطالب
  • گزارش

موضوعات ماه
جستجو